روزهای جنازهگردانیِ خامنهای بخشی از کارنامهاش شده است؛ میلیاردها تومان هزینه از زندگی، معیشت، مسکن، کار، تحصیل و بیماری مردم ایران برای بتپرستیِ عملههای جهول قسمخورده به ولایت فقیه زده میشود تا ریختوپاش هیاهوی تبلیغاتیِ این جنازهگردانی تأمین شود.
کارنامهی خامنهای در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نزد مخاطبان این امور در حکمرانی او، روشن است. وضعیت فعلیِ ایران در این سه موضوع، گویای کارنامهی حاکمیت متکی بر ولایت فقیه است.
خامنهای در هر سه امور فوق، بهدلیل تمامیتخواهی، فردگرایی در تصمیمگیری، سرکوبی و تمرکزگراییِ قدرت و جنایات ناشی از این موارد، منفور اکثریت مردم ایران شد. خامنهای از نادر حکمرانانی بود که تمام حکمرواییاش را در کسب و کار با مرگ سپری کرد.
خامنهای تمام ۳۷ سال صدارت سیاسی و مذهبیاش را در نعرههای لعنت و نفرین مادران ایرانزمین زیست.
حکمفرماییِ خامنهای موجد بزرگترین فاصلهی طبقاتی در تاریخ ایران، گستردهترین فساد اقتصادیِ ناشی از آن و گروگانگیریِ نان و معیشت و مسکن توسط سیاست طبقاتی و استثماریِ حاکمیت شد.
خامنهای حتی سامانهی آموزشی کشور را وابسته به خودش کرد و از این طریق، گستردهترین تخریب را در ساختار آموزش و پرورش و آموزش عالی ایجاد کرد؛ طوری که منجر به گستردهترین اخراج استادان دانشگاهها، افزایش تصاعدیِ سالانهی ترک تحصیل و نیز آمار نجومیِ فرار مغزها از ایران شد.
نتیجهی بینالمللیِ حکمرانی سراسر جباریت سیاسی و چپاول اقتصادیِ خامنهای، فقدان حضور رهبران جهان ــ حتی همسایگان ایران ــ در آیین دفن و کفن وی است. این تحریم یکپارچهی جهانی از جانب شخص اول کشورها را باید نامشروع دانستن حاکمیت ولایی ــ آخوندی دانست. هماکنون فقدان مشروعیت بینالمللیِ این حاکمیت در انزوای مطلق جنازهی علی خامنهای در منظر رهبران جهان متبلور شده است. آنچه هم که در حداقلها انجام شده، بر اساس رعایت ناگزیر عرف دیپلماسی میان دولتهاست.
جنازهگردانیِ خامنهای، بار دیگر مرزهای میان دیکتاتوری و عملههایش با جریان ضد دیکتاتوری و جبههاش را ــ در داخل و خارج ایران ــ روشنتر خواهد کرد. در این میان، میزان مرزبندی یا قاطیشدن با جنازهگردانیِ یک جانیِ جبار، ماهیتها و چبههها را در منظر مردم ایران بیش از گذشته آشکار خواهد نمود.
یادآوری میشود که خصلت شرایط کنونی ــ بهطور خاص پس از قیام دیماه ــ بروز مداوم مرزبندی میان دیکتاتوری و ضددیکتاتوری در داخل و خارج ایران است.
وارثان مردهریگ خامنهای تلاش میکنند با جنازهگردانیِ وی، فضای رعب و اختناق را همراه با قدرتنمایی، تشدید کنند. برای اکثریت مردم ایران اما این جنازهگردانی هم بر کارنامهی منفور کل نظام و نیز بر پتانسیل خشم جامعه خواهد افزود. تردیدی نیست که با پایان یافتن جنازهگردانیِ خامنهای، در ساختار سیاسی ــ مذهبیِ حاکمیت، جریان شقه و شکاف و تکهپاره شدن دستهجات ساختار نظام، شدت خواهد گرفت. علائم آن از هماکنون، پیدرپی آشکار میشوند. و این هنوز از نتایج سحر است...