728 x 90

سکوت کن! بذار این قضیه رو یه جور دیگه حل کنیم!

مناظره تاج‌زاده و زاکانی
مناظره تاج‌زاده و زاکانی

«دریدگی»، «وقاحت» و صد دوجین کلمه مشابه دیگر هم نمی‌تواند واقعیت آخوندها و نظامشان را «تعریف» کند!

چه‌ کسی در کجای تاریخ دیده یا شنیده یا خوانده که دو جنایتکار بیایند روبه‌روی مردم بنشینند به مناظره درباره مسائل اقتصادی و بحرانهای سیاسی و اجتماعی کشور در حالی‌که همان‌جا نه مردمی که دست و دهانشان بسته است بلکه خودشان شرح جنایت‌های خودشان را توی صورت یکدیگر بکوبند و فجایع هولناکی را فاش کنند که هر یک موردش قلب آدم را درهم‌می‌پیچد و توفانی از خشم و حیرت و کینه و... در شنونده برمی‌انگیزد.

مجسم کنید معاون اسبق وزیر کشور یک حکومت با رئیس یکی از کمیسیونهای مجلس همان حکومت جلوی دوربین و در برابر جمعی از شنوندگانشان نشسته‌اند و درباره راه‌کارهای مشکلات مملکت مناظره می‌کنند اما از لابلای حرف‌هایشان خون و جنایت و رذالت است که بیرون می‌زند و همه جا را آلوده کرده و «گند» به سراپای نظامشان می‌کشد!

 

اما اصل مطلب

روز سوم بهمن ۹۷ مصطفی تاج‌زاده، معاون اسبق وزارت کشور اصلاح‌طلبان و علیرضا زاکانی، رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس آخوندی، در یک مناظره سیاسی درباره وقایع سال ۸۸ شرکت کردند اما وسط مناظره متوجه می‌شوی حضرات دارند جنایت‌های یکدیگر را گروکشی می‌کنند!

تاج‌ز‌اده در برابر دوربین‌ها و جلوی جمعی که معلوم هم نیست چه قماش آدمی هستند که می‌شنوند و «بر و بر نگاه می‌کنند»؟ به زاکانی می‌گوید: «ای آقای زاکانی... سکوت بکنید بگذارید که داستان یک‌جور دیگه حلش کنیم»!

 

کدام داستان؟

تاج‌زاده دارد داستان قتل‌های زنجیره‌ای را می‌گوید که نهادهای نظام محبوبش مردم را و حتی دوستان خودشان را گرفتند با چاقو قیمه‌قیمه کردند، بچه را جلوی پدر کشتند، پدر را جلوی پسر سر بریدند، زن و شوهر را در حالی‌که داشتند از آنها با چای پذیرایی می‌کردند، کاردآجین کردند، نویسندگان مخالف را با شکنجه جنسی درهم‌شکستند و حتی به رئیس پلید خودشان هم رحم نکردند و با «زرنیخ و آهک» معدومش کردند و همسر و ناموس همان همکار جنایتکار خودشان (سعید امامی) را در مقابل دوربین...

و اکنون دو هیولا نشسته‌اند و درباره آن جنایتها که حتی حیوانات هم از انجام مشابه آن ابا دارند، صحبت می‌کنند و این‌یکی به آن‌یکی می‌گوید ول کن بابا! بیا قضیه رو یه جور دیگه حل کنیم!

 

چگونه حل کنیم؟! 

تاج‌زاده با مضمونی شبیه به این به زاکانی می‌گوید: «در جریان قتل‌های زنجیره‌ای باند شما برای ماستمالی کردن جنایت پیشنهاد آورد که برویم مثل سناریوی مشهد(انفجار جنایتکارانه در حرم امام رضا را می‌گوید که می‌خواستند به سازمان مجاهدین ببندند و محبوبیت توده‌ای مجاهدین را مخدوش کنند) دوتا منافق پیدا کنیم بیاوریم بگوییم اینها بودند و ازشان اعتراف بگیریم که جنایت‌ کار اینها بوده (از همین کارهایی که بلد هستید) و بعد هم اعدامشان کنیم و قال قضیه را بکنیم»!

بقیه داستان را و اساساً اصل داستان را می‌توان در رسانه‌های حکومت آخوندی تحت عنوان مناظره تاج‌زاده و زاکانی خواند و شنید و خون دل خورد از این‌همه وقاحت و نامردمی در قفای یک جو شرف و وجدان و انسانیت.

 

وقتی «کلمات»، کم می‌آورند! 

بی‌شک روزی تمامی بازماندگان این رژیم «بی‌همه‌چیز» در برابر قضاتی عادل و هیات‌منصفه‌ای مردمی قرار خواهند گرفت تا پاسخ دهند:

راستی چند نفر را با این روش‌ها کشتید؟

چند نفر را بی‌خود و بی‌جهت به اعتراف‌های دروغین واداشتید؟

چقدر با شرف و قلب و هستی انسانها بازی کردید؟

چقدر تجاوز کردید؟ چقدر خون ریختید؟ چقدر انسانها را درهم‌شکستید؟

چه جنایتهایی به چه تعداد و در چه تاریخ و در چه مکانی با این روش‌ها انجام دادید؟

راستی شب‌ها چطور می‌خوابید؟

وقتی بچه‌هایتان این مطالب را بشنوند و بخوانند (اگر مسخ نشده باشند) به شما چه خواهند گفت؟

چگونه در چشم مردمی نگاه می‌کنید که این جنایتها را در حقشان انجام دادید؟

راستی اصلا... آیا شما انسانید؟!

 

سکوت کنید! بگذارید این داستان را یک جور دیگر حل کنیم!

اکنون سالهاست مردم ایران عادت کرد‌ه‌اند از رسانه‌های حکومتی و از دهان متعفن خامنه‌ای و پیش‌تر خمینی بشنوند و باور نکنند که:

«منافقین» در حرم رضوی جنایت کردند!

کشیش‌های مسیحی را قطعه‌قطعه کردند!

مزارع را آتش زدند، کشتند، بردند، سربریدند و...

عباس عبدی که خودش شریک‌جرم بخشی از ماجراهای مشابه است و گوشه‌ای از جنایات مشابه را در کتابش منتشر کرده تا برای خود حریم امنی تهیه کند، درباره همین مناظره می‌گوید: «معتقدم ادامه این رویه در آینده، نه به نفع کشور خواهد بود و نه به نفع جامعه و جناح‌ها».

 

لیست جنایت‌هایتان را افشا کنید

تاج‌زاده و همکارش در آن یکی باند خود به‌خوبی می‌دانند که چه جنایت‌های دیگری مرتکب شده و به دشمنان خود بسته‌اند. اما تنها هرازگاهی و بنا‌ به ضرورت‌ حفظ خود، یک قلمش را رو می‌کنند.

 

نگاهی به آنچه که تاکنون از این جنس جنایتها افشا‌ شده 

آنچه مهدی خزئلی گفت:

مهدی خزئلی روز ۲۹شهریور ۹۵ در یک مصاحبه اینترنتی درباره ماجرای قتل‌ کشیش‌های مسیحی گفت کشیش‌ها را وزارت اطلاعات کشت و بعد هم با به میدان آوردن ۳دختر از منابع اطلاعاتی وزارتخانه خودشان (که از سال ۶۰ تا ۷۳ برای وزارت بدنام اطلاعات جاسوسی می‌کرده‌اند) به اسم عناصر منافقین؟! قضیه را به گردن مجاهدین انداخت تا مجاهدین را بدنام کند! وی در همان مصاحبه اسم و آدرس ۳دختر اطلاعاتی را داد و حتی افشا کرد که وزارت اطلاعات یکی از آن ۳دختر به اسم فرحناز انامی را به سوئد فرستاده است.

 

آنچه عمادالدین باقی گفت:

سالها پیش از خزئلی، عمادالدین باقی، ریزشی سپاه پاسداران، در کتاب خود به اسم تراژدی دموکراسی در ایران ص ۲۰۰ دربارهٔ انفجار در حرم امام رضا و قتل کشیش‌های مسیحی و اهل سنت نوشته بود: «مافیایی که سعید امامی عضو آن بود با یک عملیات یک تیر و دو نشان بلکه سه نشان زد، آنها مخالفان خود و کشیش‌ها و اهل سنت و روشنفکران دگراندیش یا مسلمان را از سر راه برمی‌داشتند، سپس از این قتل مشکوک به‌عنوان ابزاری در جنگ با گروه رجوی و متهم‌سازی و بدنام کردن آن استفاده کرده و جنایت را به گردن سازمان مجاهدین رجوی می‌اندازند!

 

آنچه اکبر گنجی گفت:

 

اکبر گنجی مشابه همین نکات را در مصاحبه با روزنامه حکومتی آریا نیز بیان کرده بود

اکبر گنجی مشابه همین نکات را در مصاحبه با روزنامه حکومتی آریا نیز بیان کرده بود

 

آنچه بهزاد نبوی گفت:

بهزاد نبوی، سرکرده باند فاشیستی مجاهدین انقلاب اسلامی نیز سالها پیش درباره انفجار در حرم امام رضا روز ۱۸آذر ۷۷ در مصاحبه با روزنامه حکومتی کار و کارگر گفت: «آن ماجرای حرم امام رضا(ع) هم بحث دیگری دارد که من درصدد طرح آن در اینجا نیستم، اصلاً مسأله طور دیگری است(درخواست توضیح بیشتر از سوی حضار)، نخیر، ما تازه عمل کرده‌ایم، نمی‌توانیم برویم آب‌خنک بخوریم (خنده حضار)»…

 

فرحناز انامی بعدها توسط رژیم به سوید اعزام شد وبا مشخصات جعلی به کار فرهنگی سیاسی پشت جبهه رژیم مشغول شد عکس لو رفته او پیوست است

فرحناز انامی بعدها توسط رژیم به سوئد اعزام شد وبا مشخصات جعلی به کار فرهنگی سیاسی پشت‌جبهه رژیم مشغول شد، عکس لو رفته او پیوست است

 

آنچه روزنامه حکومتی خرداد گفت:

 

مقاله روزنامه خرداد درباره «قتل کشیش‌ها»

مقاله روزنامه خرداد درباره «قتل کشیش‌ها»

 

فهرست بخشی از کارنامهٔ خونبار رژیم

- ۳۰بهمن ۵۷: درست یک هفته پس از حاکمیت خمینی یک کشیش پروتستان، به‌نام ارسطو سیاح، در دفتر کارش در شیراز ترور شد.

- ۱۶اردیبهشت ۵۹: قتل بهرام دهقانی با رگبار مهاجمان

- ۱۲آذر ۶۹: اعدام کشیش حسین سودمند، به اتهام ارتداد از اسلام

- ۱۱بهمن ۱۳۷۲: جسد اسقف هائیک هوسپیان مهر در یک منطقه جنگلی در نزدیکی تهران پیدا شد.

- بهمن‌ماه ۷۲: مسجد فیض، متعلق به اهل‌ سنت در شهرستان مشهد، به‌دست مأموران رژیم تخریب شد.

- ۵اسفند ۷۲: قتل فیض‌الله مخوبات، خادم کنیسه

- ۱۶خرداد ۷۳: کشیش مهدی دیباج در مسیر تردد به فرودگاه مهرآباد ربوده شد. مدتی بعد جسد قطعه‌قطعه شده وی، در یک منطقه متروکه پیدا شد.

- ۸تیر ۱۳۷۳: اسقف تدهیس میکائیلیان توسط مأموران وزارت اطلاعات در تهران ربوده شد و همان شب به‌قتل رسید.

- اول دی‌ماه ۷۴: گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق‌بشر ملل متحد: «در تهران مسجد سنی وجود ندارد، این در حالیست که سنی‌ها حاضر به پرداخت هزینه این مسجد از منابع مالی خود هستند. از این‌رو سنّی‌های تهران مجبورند که وظایف دینی خود را در یک مدرسه پاکستانی و یک کلوب عربی به‌جا آورند».

- دیماه ۷۴: گزارش عبدالرحمان عامر، گزارشگر ویژهٔ ملل ‌متحد: «روحانیان مسیحی حق موعظه به زبان فارسی را ندارند».

- دیماه۷۴: گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق‌بشر ملل ‌متحد: «فروش انجیل در ایران ممنوع است. ۲۰هزار نسخه از آن در پاییز ۷۰(سپتامبر۱۹۹۱) مصادره گردید».

- آبان۷۴: اعدام دکتر احمد فرزانه، زرتشتی ۶۷‌ساله

‌ - ۱۵بهمن۷۴: پیکر دکتر احمد سیاح یکی از علمای اهل سنت بلوچستان در شهر میناب پیدا شد. وی توسط سپاه پاسداران در فرودگاه بندرعباس بازداشت شده بود.

- ۱۴اسفند ۷۴: دو روحانی اهل سنت بلوچستان ایران، عبدالملک ملازاده، ۴۵ساله و عبدالناصر جمشیدزهی، ۲۵ساله، از اهالی شهرستان خاش، در پاکستان ترور شدند.

- مهرماه ۷۵: ربودن و حلق‌آویز کشیش محمد روان‌بخش مسئول کلیساهای ساری و گرکان

- خرداد ۷۵: حلق‌آویز مشکوک هم‌میهن یهودی عزیز‌الله لامع، ۶۱ساله

- ۱۵آبان ۷۵: عبدالعزیز کاظمی‌وجد، یکی از رهبران سنی در بلوچستان، توسط ماموران رژیم ربوده شد و ۲روز بعد، جسدش که مورد اصابت دهها گلوله واقع شده بود در ۱۵کیلومتری زاهدان کشف شد.

- ۱۳آذر ۷۵: جسد بی‌جان ملا‌محمد ربیعی، از رهبران مذهبی اهل‌سنت کرمانشاه پیدا شد.

- ۲۴دی ۷۹ خبرگزاری ایرنا: «در سالهای اخیر، هیچ زرتشتی توسط نهادهای دولتی استخدام نشده است».

- ۴خرداد ۸۵: رئیس بخش سازمان ملل جامعه بین‌المللی بهاییان: «در ۱۴ماه گذشته ۷۲تن از شهروندان بهایی در شهرهای مختلف ایران بازداشت شده‌اند».

- ۲۱آبان ۸۶: روزنامهٔ جمهوری: «بسیجیان و طلاب در حالی که کفن بر تن داشتند پس از تجمع در مقابل مسجدالنبی بروجرد به سمت محل تجمع دراویش در خانقاه هجوم آوردند و خانقاه را تخریب کردند. در جریان درگیری شدید حدود ۸۰نفر زخمی شدند».

فهرستی که ناتمام است...

این فهرست البته برخی جنایت‌های رژیم تا سال ۱۳۸۶ را دربرگرفته است. برای تکمیل آن البته بسیار جای کار هست که انشاالله تا روز دادگاهی کردن این نظام در محضر خلق، تکمیل خواهد شد.