۴۷سال پیش، درست در چنین روزی (۲۶دی ۵۷)، شاه رفت؛
رفت که رفت...
آن روزها هم مثل امروز که شعار «مرگ بر خامنهای» دهانبهدهان میچرخد و خیابان را میلرزاند. شعار «مرگ بر شاه» نُقل مجالس بود. در و دیوار پر بود از این شعار.
و امروز در سالروز آن فرار تاریخی، جوانان قیام با ۶۰شعله آتش و درود به شهیدان قیام دیماه امسال، دوباره یادآوری کردند که تاریخ هنوز زنده است. از قم و تهران تا کرج و مشهد، از خوزستان تا سیستان و بلوچستان، از شهرهای بزرگ تا شهرهای کوچک؛ یک پیام روشن بود: قیام خاموش نمیشود.
فرار شاه یک سفر ساده و معمولی نبود؛ اعتراف آشکار یک دیکتاتوری بود به «پایان».
نظامی که نه با رأی مردم، بلکه با ساواک، شکنجه و تکیه به بیگانه سر پا مانده بود، وقتی در ۱۷شهریور ژاله خون شد، خون جنون شد، کاخ ظلم و ستم واژگون شد...
حالا ۴۷سال گذشته اما مردم ایران خوب یادشان است: استبداد موروثی، سلطنتی یا دینی استبداد است، فرقی نمیکند؛ چه با تاج، چه بیتاج.
حتی در غرب هم این واقعیت را میبینند. دیوید جونز، وزیر پیشین برگزیت انگلستان، ۲۴دی در مجله اسپکتیتور نوشت که فکر بازگرداندن پسر شاه «یک اشتباه عمیق» است. بهگفته او، حکومت شاه بر رضایت مردم بنا نشده بود، بلکه بر کنترل و سرکوب بنا شد. احیای سلطنت فقط زخمهای قدیمی را باز میکند و بهترین خوراک تبلیغاتی را به رژیم آخوندی میدهد.
جونز صریح میگوید: غرب نباید دنبال شاه بگردد، باید دنبال دموکراسی باشد. راهحل، انتقال قدرت به مردم است؛ همان چیزی که در شورای ملی مقاومت ایران و طرح ۱۰مادهای مریم رجوی خلاصه شده: انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد و پایان اعدام.
۴۷سال بعد از آن زلزله تاریخی، پیام خیابان عوض نشده:
مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر
شاه رفت؛ شیخ هم میرود.
ایران آیندهای میخواهد که صاحبش مردم باشند.