728 x 90

طنین جمهوری دموکراتیک در قلب اتحادیه اروپا

گردهمایی بزرگ ایرانیان در بروکسل
گردهمایی بزرگ ایرانیان در بروکسل

در تلاقی سرمای استخوان‌سوز ژانویه‌ٔ بروکسل و گرمای برخاسته از کانون‌های شورشی در ایران، پایتخت اتحادیه اروپا در ۱۹دیماه ۱۴۰۴ به صحنه‌ٔ تبلور یک «آگاهی ملی نوین» بدل گشت. تظاهرات ایرانیان در این شهر، فقط یک کنش همبستگی فرامرزی نبود؛ بلکه تجلی اراده‌ای جمعی برای ترسیم یک مرزبندی قاطع و تاریخی با «دوگانه ستم» -یعنی استبداد موروثی و استبداد تئولوژیک- بود. در حالی که جغرافیای ایران در سیزدهمین روز قیام، زیر گام‌های استوار شهرهای شورشی می‌لرزید، بروکسل به تریبونی برای بازخوانی پروژه‌ٔ آزادی‌خواهی ایران تبدیل شد.

 

تبارشناسی قیام؛ پیوند حافظه و حرکت

قیام جاری، چنان‌که یکی از سخنرانان این گردهمایی گفت: «این خیزش نه ناگهانی، نه احساسی و نه فقط واکنشی به بحران معیشت، بلکه برآمده از حافظه تاریخی عمیقی است» که ریشه در ایستادگی زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و حماسه‌ٔ سربداران تابستان ۶۷ دارد. از این منظر، قیام ۱۴۰۴، میوه‌ٔ درختی است که با خون چندین نسل از مجاهدان و مبارزان آبیاری شده و اکنون به مرحله‌ٔ باردهی سیاسی رسیده است.

 

یکی از درخشان‌ترین وجوه این گردهمایی، تأکید بر تکثر هویتی در عین وحدت استراتژیک بود. محسن دهخدا، با بیانی صریح و برخاسته از رنج‌های تاریخی کردستان، بر ضرورت عبور از هر دو فرم اقتدارگرایی پای فشرد و اعلام کرد: «نه شاه می‌خواهیم و نه شیخ. مرگ بر اصل ولایت فقیه». او با یادآوری جنایات دوران پهلوی علیه پیش‌آهنگان کُرد و مجاهد، هشدار داد که ستم، چه در قبای مذهب و چه در ردای سلطنت، ماهیتی یکسان دارد. در تداوم این نگاه، نیک‌روش با رویکردی وحدت‌بخش، رمز پیروزی را در همبستگی ارگانیک تمامی پاره‌های تن ایران -از کُرد و بلوچ تا تُرک و عرب- دانست و خاطرنشان کرد: «رمز آزادی ما در اتحاد ماست».

 

استمرار انقلاب ۵۷؛ از آرمان‌خواهی تا سازمان‌یافتگی

اصغر ادیبی، با روحیه‌ای سرشار از ایستادگی، قیام حاضر را مرحله‌ٔ تکمیلی انقلاب ناتمام ۱۳۵۷ توصیف کرد. او با اشاره به اصالت مقاومت سازمان‌یافته، بر این نکته تأکید داشت که هدف نهایی، نه فقط جابه‌جایی قدرت، بلکه استقرار دموکراسی واقعی است. ادیبی با افتخار به مسیر پیموده شده، اعلام کرد: «افتخار بزرگ‌ترمان این است که رژیم ضدبشری خمینی را هم به سرنگونی داریم نزدیک می‌کنیم». این تحلیل نشان می‌دهد که قیام کنونی، عقلانیت انقلابی را با تجربه‌ٔ دهه‌ها پایمردی پیوند زده است.

 

بیداری وجدان اروپایی در برابر فاشیسم مذهبی

حضور چهره‌های برجسته‌ٔ سیاسی اروپا، بعدی بین‌المللی به ضرورت سرنگونی رژیم بخشید.

ژان پیر برار، نماینده سابق مجلس فرانسه ضمن حمایت مقاومت سازمان‌یافته و قیام مردم گفت: «امروز با گسترش این جنبشی که در سراسر ایران شاهدش هستیم، مردم ایران کنار هم جمع می‌شوند. بله اما آزادی از خارج ایران نمی‌آید؛ بلکه این آزادی از درون ایران محقق می‌شود. این مردم ایران هستند که باید خودشان را از دست دیکتاتوری رها بکنند و نقش ما این است که همبستگی خودمان را با آنها ابراز کنیم. ما چه باید بکنیم؟ ما ملزم هستیم که از مردم ایران حمایت بکنیم تا جلوگیری بکنند از کسانی که می‌خواهند این انقلاب را بدزدند. نه شاه نه شیخ». وی افزود: «ما فرانسوی‌ها در تاریخ خودمان تجربه انقلاب را داریم. ما می‌دانیم که زمانی که مردم از اقشار مختلف جمع می‌شوند، بازاریان، کارگران، دانشجویان و بقیه اقشار کنار هم جمع می‌شوند همه چیز تغییر می‌کند برای آزادی آینده. و امروز زمانی رسیده که همه کنار هم جمع شویم تا مانع هر گونه خدعه و نیرنگ و فریبی که می‌خواهد این انقلاب را از مردم ایران بدزدد شویم. بله خون‌های زیادی ریخته شده، قربانیان بسیاری بوده، شهدای بسیاری بوده، ولی این همواره در انقلاب‌ها بوده است و از خون مردم بر روی زمین لاله‌ها دمیده تا انقلاب به ثمر رسیده».

هم‌سو با او، سناتور پیر گالان با هشداری صریح به مقامات ارشد اتحادیه اروپا، خاطرنشان ساخت که آینده‌ٔ ایران جایگاهی برای بازگشت دیکتاتوری‌های سابق یا بقای آخوندها ندارد و «فقط این موقعیت واقعاً متعلق به مردم ایران است».

هم‌چنین، سرژ دوپائول، نماینده پیشین پارلمان بروکسل طی سخنانی گفت: «انقلابی که در ایران در حال وقوع است نشان داده که مردم ایران کسانی هستند که سرنوشت خودشان را می‌سازند و آنها هستند که تصمیم می‌گیرند چه کسی آنها را رهبری خواهد کرد، آن هم در دموکراسی مبتنی بر جدایی دین از دولت که یک شکوفایی اقتصادی را تجربه خواهد کرد» وی افزود: فقط من می‌تونم الآن از شما تشکر بکنم که در این آب و هوای بد آمدید و از شجاعتی که مردم ایران از خودشان نشآن دادند، خصوصاً زنان ایرانی که موتور و منبع این قیام و انقلاب بودند و امیدواریم که تمامی این تظاهرات‌ها به نتیجه برسند، نتیجه سرنگونی آخوندها، برقراری جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت و کشوری کامل و آزاد برای مردم ایران».

 

موتور محرکه‌ٔ قیام؛ زنان و نسل شورشگر

در لایه‌های عمیق‌تر این جنبش، نقش زنان به‌عنوان نیروی پیشران، غیرقابل انکار است. سروناز چیت‌ساز با شکوهی حماسی از لحظاتی سخن گفت که در آن «مردم، شهرها و محلات را تسخیر کرده‌اند» و رژیم را در بن‌بست نهایی بقا قرار داده‌اند. در نهایت، سروش ابوطالبی با پیوند دادن رنج‌های فردی به آرمان‌های جمعی، جوانان جان‌باخته را فرزندان یک ملت بیدار خواند که دردشان، التیام‌بخش زخم‌های کهنه‌ٔ تاریخ ایران است.

این تظاهرات در بحبوحه‌ٔ قیام سراسری ثابت کرد که رژیم ولایت فقیه نه تنها در داخل مرزها، بلکه در پهنه‌ٔ جهانی نیز با سدی محکم از اراده‌ٔ انسانی روبه‌روست. پیام بروکسل روشن است: ایران به سوی آینده‌ای دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر حاکمیت مردم در حرکت است؛ آینده‌ای که در آن جایی برای «تاج» یا «عمامه» نخواهد بود.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d75dba1a-5fe9-447d-888a-5bd92a503b1e"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات