سرانجام در صبحگاه ۹بهمن، دیوار بلند مماشات فروریخت و اتحادیه اروپا با تصمیمی قاطع، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد.
این چرخش تاریخی چه پیامدهایی برای ساختار قدرت در تهران خواهد داشت؟ چرا کایا کالاس، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، این اقدام را «پاسخی ناگزیر به سرکوب» قلمداد کرد؟ و چگونه رژیمی که هزاران تن از شهروندان خود را به مسلخ میبرد، در حقیقت حکم نابودی خویش را امضا کرده است؟
گذار از مماشات به حقیقت: سپاه در بنبست بینالمللی
تصمیم وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا برای تروریستی شناختن سپاه پاسداران، تنها یک جابهجایی در لیستهای اداری نیست؛ بلکه بهرسمیت شناختن ماهیت وجودی ارگانی است که ۴دهه «قهر»، «ترور» و «جنگافروزی» را بهعنوان استراتژی بقا برگزیده بود. کایا کالاس با بیانی صریح، حامل پیامی بود که مقاومت ایران دههها بر آن پای میفشرد: «سرکوب نمیتواند بدون پاسخ بماند».
این گام قاطعانه، پایان دورانی است که در آن رژیم ولایت فقیه گمان میکرد میتواند با تکیه بر بازوی نظامی و امنیتی خود، حقوق بنیادین بشر را در خاک ایران ذبح کند و همزمان در پشت میزهای دیپلماسی، مشروعیت بخرد. اکنون سپاه پاسداران نه بهعنوان یک نیروی نظامی رسمی، بلکه بهعنوان یک نهاد سازمانیافته تروریستی شناخته میشود که امنیت جهانی را به مخاطره انداخته است.
منطق خودویرانگری: رژیمی که علیه ملت خویش میجنگد
یکی از کلیدیترین فرازهای موضعگیری اخیر اتحادیه اروپا، اشاره به «تلاش رژیم برای نابودی خود» است. از منظر تحلیل سیاسی، وقتی یک ساختار حکومتی، سپاه سرکوب خود را مأمور کشتار هزاران نفر از مردم خویش میکند، در واقع پیوند هستیشناختی خود با جامعه را قطع کرده است.
مردم ایران که پیشتر با انحلال ساواک، بیزاری خود را از ابزارهای شکنجه نشان داده بودند، اکنون شاهد آن هستند که جامعه جهانی نیز به این بلوغ رسیده است که «سپاه» و «اطلاعات» رژیم، تفاوتی با ساختارهای تروریستی فرامرزی ندارند. رژیم ولایت فقیه با محکومیتهای پیاپی در مجمع عمومی سازمان ملل و اکنون با دریافت برچسب تروریستی برای بازوی اصلی خود، در انزوایی بیسابقه قرار گرفته که خروجی آن چیزی جز گسست و بنبست و سرنگونی محتوم نیست.
از لیستگذاری تا انحلال؛ خواست نهایی در کف خیابان
اگر چه نامگذاری تروریستی سپاه یک پیروزی بزرگ برای مقاومت و قیام مردم ایران است، اما این تنها آغاز یک فرآیند است. خواست ملت ایران، همانگونه که در شعارها و بیانیههای جانشیفتگان آزادی منعکس شده، انحلال کامل این ارگان جنایتکار است.
مقاومت ایران بارها تأکید کرده است که رژیمی که مدعی صلح است، نیازی به ارتش مضاعف و موازی برای صدور ارتجاع ندارد. هزینههایی که پیش از این صرف تسلیحات و تروریسم میشد، اکنون باید در خدمت مردمی قرار گیرد که دههها زیر آوار فقر و سرکوب سپاه، کمر خم کردهاند. رویای جمهوری دموکراتیک بر اساس اعلامیه جهانی حقوقبشر، اکنون بیش از هر زمان دیگری در دسترس به نظر میرسد.
یک نقطه عطف در تاریخ معاصر ایران
لیستگذاری سپاه پاسداران در ۹بهمن، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است. این اقدام نشان داد که فداکاریهای کاروان شهیدان و ایستادگی زندانیان در کارزارهایی همچون «سهشنبههای نه به اعدام»، سرانجام وجدان جهانی را بیدار کرده است. رژیمی که برای بقای خود به طناب دار و جوخههای اعدام سپاه متوسل شده بود، حالا خود در طناب انزوای بینالمللی گرفتار شده است.
بدیهی است همانطور که خانم مریم رجوی تأکید کرد: «نامگذاری تروریستی سپاه، باید با اقدامات فوری دیگر تکمیل شود؛ تعطیلی سفارتهای رژیم، اخراج دیپلماتها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات، قطع کامل شریانهای مالی رژیم و بهرسمیت شناختن حق جوانان در مبارزه با سپاه پاسداران و تغییر رژیم بهدست مردم و مقاومت ایران».