روزنامههای حکومتی، در روز شنبه ۱۹خرداد، بعد از یک تعطیلی ۵روز مهمترین عنوانهای خودشون را به حرفهای خامنهای در سالمرگ دجال اختصاص داده و در کنار آن دود و دمهای نمایشی نظام تحت عنوان روز قدس را انعکاس داده و در کنار آن برای فلسطین هم طبق معمول اشک تمساح ریختهاند. بنبست نظام در برجام موضوع مشترک روزنامههای هر دو باند حاکم است که با دو رویکرد مختلف به آن پرداختهاند. روزنامههای باند روحانی ضمن ابراز دلواپسی نسبت به رویکردهای اروپا توصیه به «تعامل با کدخدا» کردهاند:
آرمان: برجام گروگان اروپا در گروه هفت
آفتاب یزد: فریدون مجلسی: روحانی و ظریف مراقب باشند از مسیر دیپلوماسی خارج نشوند
ابتکار: تخت گاز پژو برای خروج دوباره از ایران
ایران: تدبیر هستهیی ایران در چارچوب برجام
شرق: فیلو روس فیلو امریکن و منافع ایران:... در درجه نخست اگر ما چارهای جز تعامل با دنیا نداریم، چه بهتر که از ابتدا «کدخدا» را ببینیم.
خیانت آمریکا به ما در طول تاریخ بسیار کمتر از روسیه بوده است. آمریکا مواردی منفی مانند کودتای ۲۸مرداد ۳۲، کودتای نوژه، تحریمها و امثال آن را در کارنامه خود دارد، اما روسیه موارد متعددی از جمله تحمیل عهدنامه گلستان و ترکمانچای، به توپبستن مجلس، سرکوب مشروطهخواهان بهدست نیروهای قزاق، حمله به ایران در جریان جنگ جهانی، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی و تعلل در تعهدات هستهیی (بهویژه در راهاندازی نیروگاه بوشهر) را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.
تبانی روسیه با اسراییل در روزهای اخیر و مخالفت با حضور ایران در سوریه نیز نشان میدهد که به این همسایه شمالی نمیتوان اعتماد کرد.
آرمان: برجام، گروگان اروپا در «گروه هفت»
مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال امام و در آستانه روز جهانی قدس در حضور مقامات کشور از ضرورت رسیدن به ۱۹۰هزار سو در چارچوب برجام سخن گفتند.
با توجه به اینکه فضای بینالمللی صددرصد با ما هماهنگ نیست و هر روز سختگیریهایی نسبت به ما مطرح میشود، این اظهارنظر تا حدودی اروپاییها را هم تحت فشار قرار داده است.
توتال که در ایران سرمایهگذاری کرده بود، میتوانست ایجاد اشتغال کند. اما این دورخیز با توجه به نگاهی که نسبت به ما وجود دارد، فضای فعلی را تشدید کرده است.
در حال حاضر اروپا در شرایط نسبتاً بدی نسبت به آمریکا قرار گرفته و کنفرانس سران هفت کشور بزرگ اقتصادی در تورنتو فضای سردی بین اتحادیه اروپا و حتی کانادا و چین و روسیه با آمریکا بهوجود آورد تا جایی که ترامپ از دیدار دوجانبه با نخستوزیر انگلستان بهدلیل لحن معلمگونه خانم ترزامی سر باز زد! ولی اینها هیچکدام فرصت مطلوبی را بهوجود نمیآورد که با اطمینان کامل بگوییم اروپا به سمت ما خواهد آمد و درهای محبتش را به روی ما باز خواهد کرد.
اروپاییها در نشست گروه هفت، برجام را به گروگان گرفته تا بهگونهیی تعرفههایشان کاهش پیدا کند ولی اگر تعرفهها کاهش پیدا نکند و نتوانند آمریکا را بهسر میز سازش بکشانند، به نفع ما خواهد بود و میتوانیم بیشتر امیدوار باشیم که اروپا در این توافقنامه باقی میماند.
جهان صنعت: معاون وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد چنانچه هیچ استراتژی موثری از این رایزنیها حاصل نشود قصد رئیسجمهور روحانی عقبنشینی از توافقنامه و ازسرگیری غنیسازی اورانیوم خواهد بود و اگر این موضوع توسط ایران به انجام رسد، صادرات نفت ایران دچار مخاطره خواهد شد. اگر چه این موضوع چشمانداز فاجعهآمیزی برای اقتصاد شکننده ایران در پیش خواهد داشت.
در حال حاضر ایران میداند که اروپاییها مسلماً نمیتوانند به سرعت در حل مشکلات به یاریاش بشتابند. اما باید در نظر گرفت که خروج ایران از توافق وین، خطر توجیه حمله نظامی آمریکا به مواضعش در خاورمیانه را به همراه خواهد داشت. دولت ترامپ کاملاًً تحت نفوذ دیپلوماسی ضدایرانی عربستان سعودی و راستگراهای افراطی اسراییلی قرار دارد که نماینده تندروهای حزب لیکود محسوب میشوند.
بنابراین رسیدن به یک توافق جدید میتواند گزینهیی منطقی برای برونرفت از بحران باشد و پس از آن میتوان شلیک راکت ایران در جولان را موضوعی حساس و شروعی نامحتاطانه تلقی کرد اما نباید اشتباه گرفت. اینها موشکهایی با بُردی بسیار کوتاه و ضعیف هستند که بیشتر جنبه قدرتنمایی در برابر تجاوز دشمن دارند تا اینکه بخواهند نشانه اعلام جنگ باشند.
روزنامههای باند روحانی نسبت به موفقیت رویکرد خامنهای در غنیسازی ابراز تردید کرده و همه چیز را موکول به تصمیم اتحادیه اروپا دانسته اند:
ایران: دو پیام مهم ایران به اروپا:... نکته مهم این است که اقدامات ایران تا چه اندازه میتواند در روند چارهاندیشی اروپاییها برای حفظ برجام تأثیر داشته باشد.
دوم این است که آیا اروپا برخلاف روند قبلی میخواهد اشتباهات راهبردی خود را کنار بگذارد یا خیر؟ مسأله دیگر هم این است که اگر اروپا اراده عملی خود را برای حفظ برجام نشان دهد، آیا این اراده میتواند برای مدت زمانی قابلتوجه حفظ شود یا ظرف چند ماه این اراده تحت تأثیر عواملی نظیر فشارهای آمریکا متزلزل خواهد شد؟
بنابراین توافق با ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری بستگی به اراده کشورهای اروپایی دارد.
آرمان: در چنین شرایطی وقتی اروپا حیثیت جهانی خود را در خطر دید تلاش کردند تا نسبت به سیاستهای ترامپ مواضع متقابلی اتخاذ کنند اما این مواضع اروپا در مقابل رویکرد آمریکا توان رویارویی ندارد. اروپا قادر نیست فشار آمریکا بر شرکتهای چندملیتی که دارای روابط اقتصادی گسترده با ایالات متحده هستند را خنثی سازد چرا که شرکتهای چندملیتی به تنهایی نقش یک بازیگر تاثیرگذار بینالمللی را ایفا میکنند تا جایی که حتی در برخی موارد قدرتی فراتر از قدت دولتها دارند. شاید بتوان گفت اروپا تنها قادر خواهد بود شرکتهای کوچک و متوسط و یا شرکتهایی که تعاملات گستردهیی با آمریکا ندارند را متقاعد کند تا در چارچوب برجام همچنان ارتباط اقتصادی خود را با ایران حفظ کنند. در زمانی که اروپا مدعی چانهزنی با آمریکا بر سر برجام است شاهد خروج شرکتهای کوچک و بزرگ اروپایی از ایران و نقض معاملات و قراردادهای ایران با این شرکتها هستیم. در چنین شرایطی ایران با آمادهسازی تأسیسات هستهیی خود این پیام را به اروپا میدهد که در صورت عدم پایبندی ۱+۴به تعهدات خود، ایران نیز آمادگی کامل دارد تا به شرایط قبل برجام و از سرگیری فعالیتهای هستهیی بازگردد. این در حالی است که ایران علاقهمند به بازگشت به روزهای قبل از برجام نیست.
روزنامههای باند خامنهای با ابراز ناامیدی از اتحادیه اروپا در جهت برجام، به باند روحانی نیش و کنایه زدهاند:
رسالت: حسین شریعتمداری: رفتار اخیر سران کشورهای غربیها نشان داد که آنها اهل دادن تضمین به ایران نیستند
مسئولان دستگاه دیپلوماسی کشورمان در زمان مذاکرات هستهیی میگفتند که قطعنامه ۲۲۳۱تضمین برجام است و با خروج آمریکا از برجام این قطعنامه نقض شده ولی متأسفانه دولت به این نقض عهد آشکار واکنش درخوری نشان نداد.
آمریکا کلاه گشاد برجام را سر ایران گذاشت و حالا اروپا همان کلاه را به دست خودمان داده و میگوید خودتان این کلاه را سرتان بگذارید.
وطن امروز: مهدی محمدی:... آنچه محتملتر است این است که اروپاییها نابودی برجام را پذیرفتهاند و هدف آنها نه حفظ توافق، بلکه حفظ محدودیتهای هستهیی ایران به اضافه استفاده از این برگ در منازعات بزرگتری است که با آمریکا دارند بهویژه مسأله تعرفههای تجاری که میتواند آینده بازرگانی خارجی اروپا را دگرگون کند.
از ابتدا هم این توقع که اروپا- لااقل با وضع فعلی- انگیزه فوقالعادهای از خود برای مقابله با تحریمها نشان خواهد داد، سادهدلانه بود. جز هدف میانمدت براندازی و به هم ریختن محیط داخلی ایران، در کوتاهمدت، هدف آمریکا از فشارهای جدیدی که بر ایران آغاز کرده، توسعه برجام- نه کنار گذاشتن آن- بهمنظور انهدام سایر مولفههای قدرت ملی ایران از جمله در حوزههای موشکی و منطقهیی است. اروپا کاملاًً با این هدفگذاری موافق است و برخی از کسانی که در ماههای گذشته با اروپاییها گفتگو کردهاند، میگویند موضع اروپا درباره برنامه منطقهیی و موشکی ایران از آمریکا هم رادیکالتر است. حتی نشانههایی هست که اخیراً برخی کشورهای اروپایی بهطور رسمی و البته نیمهعلنی، وارد مذاکره با برخی گروههای ضد انقلاب با دستور کار «براندازی نظام جمهوری اسلامی» شدهاند.
برخلاف تصویری که عموماًً در رسانهها ارائه میشود، مذاکرات برای حفظ برجام با اروپا خوب پیش نمیرود. دولتهای اروپایی فقط به حرف بسنده کردهاند و در عمل شرکتهای اروپایی در حال ترک ایران هستند،... اکنون در ایران بهطور فزایندهیی این دیدگاه در حال شکلگیری است که هدف اروپا نه مقاومت مؤثر و واقعی در مقابل تحریمهای آمریکا، بلکه جلوگیری از ترک برجام یا ترک اتاق مذاکره از سوی ایران در طول چند ماهی است که آمریکا برای به حداکثر رساندن تحریمهای خود به آن نیاز دارد. اروپا قرار نیست جلوی گلولههای آمریکا را بگیرد، بلکه قرار است ایران را در سیبل نگه دارد تا گلولههای محدود آمریکا هدر نرود.
کیهان: نباید مقهور قابلیتهای تکنیکی و سختافزاری، فعالیت گسترده و پر سر و صدای دشمن در این حوزه شد. هیچ آفتی بالاتر از مرعوب شدن در جبهه نبرد نیست.
نمیشود و نباید همیشه در موضع واکنش و انفعال بود. فضای مجازی و جهان شبکهیی همانقدر که برای دشمن فرصت است برای ما نیز میتواند فرصتساز باشد
عملیات روانی دشمن که زمانی رهبر معظم انقلاب از آن بهعنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی نیز یاد کردند، نسبتی فوقالعاده ظریف و البته حساس و مؤثر در زمینه فشار اقتصادی دشمن دارد.
استحاله فرهنگی جامعه، پیشزمینه و جاده صافکن فشار اقتصادی دشمن است و آنان که به ایمان، فرهنگ و باورهای عمیق جامعه میتازند، پیشقراولان چریکهای اتاق جنگ آمریکا یعنی وزارت خزانهداری این کشورند.
فشار اقتصادی دشمن مشکل و مانع ایجاد میکند و عملیات روانی آن، مشکلات را صدچندان و البته لاینحل نشان میدهد. ترکیب این دو محور شوم، زمینه را برای فشار عملی فراهم میسازد که عبارت از ایجاد ناآرامی و آشوب در کشور با سوءاستفاده از مطالبات طبیعی و برحق مردم است.
ابراز نگرانی از انفجاری اجتماعی و هشدار نسبت به پیامدهای بیاعتمادی مردم به نظام موضوع مقالات مختلف در روزنامههای روز شنبه است:
شرق: مام میهن، این روزها دشمنی غدارتر از «ناامیدواری» در کمین ندارد... انتشار آمار کاهش شاخصهای امیدواری عمومی یک نهیب غرامتبار و سلاح روانی کشتارجمعی است. جامعه کلنگی مثل خانه کلنگی، افق ندارد؛ ترس از فرو ریختن، منهدمکننده بنای امید به ساختن است. سانسور علت و معلولهای ناامیدکننده و تخفیف دردهای اجتماعی و تعارف در تشخیص بیماری مجاز نیست و حتی گاهی وضعیت را برگشتناپذیرتر میکند... اکنون نیز ۶۰درصد جامعه آماری نوجوان و جوان را در ترکیب جمعیتی خود دارد، انتشار آمار کاهش شاخصهای امیدواری عمومی یک نهیب غرامتبار و سلاح روانی کشتارجمعی است. ضحاک خردخوار استعداد جامعه آرمانی ایرانی هجمه علیه «امنیت روانی» و روحیه «امیدواری» در جامعه ایران است.
ابتکار: از نگاه آسیب شناسی شرایط کنونی محصول عوامل داخلی است. به هرحال دوران کنونی چیزی شبیه دوران دفاع مقدس است اما آن روز تابآوری کشور به مراتب قویتر از اکنون بود. دلیل این تفاوت در شرایط داخلی این دو دوره است. عوامل داخلی بسیاری کاهنده تابآوری کنونی کشور است. از آن میان اختلال مدیریتی و اختلاس به پاشنه آشیل کشور تبدیل شدهاند. بحران اختلال مدیریتی یکی از پایههای اصلی شرایط کنونی است.
نظام مدیریتی ما، از «چندمرجعی» و «بیتصمیمی» رنج میبرد. بسیاری از بحرانهای ما محصولِ مسائلی است که در سایه بیتصمیمی، بر روی هم غم باد کردهاند و تکلیفشان مشخص نمیشود. این مسائل چندان حل نمیشوند و بلاتکلیف رها میشوند که به مرور تبدیل به بحران میشوند.
در بسیاری از حوزهها ما تصمیم نگرفتهایم. گاه نیز که تصمیم میگیریم چندان مراجعِ متعدد، مدعیِ تصمیمگیری میشوند که عملاً هر تصمیمی را از کارآیی میاندازند! یکی مجوز میدهد دیگری لغو میکند. یک نهاد قراردادی را امضا میکند دیگر نهاد آن را نقض میکند.
ما دچار آشفتگی و شلختگی مدیریتی هستیم. به همین دلیل است که حریف هیچ «مسأله ملی» نمیشویم. این آشفتگی گاهی چندان جدی و عمیق میشود که به تقابل و تعارض قوا نیز کشیده میشود. تقریباً اکثر مسائل ملی ما گرفتار این اختلال مدیریتی میشود. سیستم به جای همافزایی، به نقطه تزاحم و تقابل رسیده است. اجزای سیستم به جای تقویت یکدیگر، دُمبِ هم را لگد میکنند.
بهطور مثال، در بسیاری از مسائلِ ملی، یک قاضی رأی و حکم نافذتری دارد تا نماینده اکثریتِ ملتِ ایران! این یعنی ساختار دچارِ یک «باگ» شده است و میانِ مطالباتِ ملیِ ملت و تصمیمهایِ ملی حکومت، ارتباط ارگانیک برقرار نمیشود.
منبع دیگر ناکارآمدی، وجود اختلاس و فساد است. اختلاس به مراتب ضرری بیش از رقمِ اختلاس شده به کشور میزند. اختلاس نشان و نماد بیماری در نظام پولی کشور به حساب میآید.
این وضعیت، هم انگیزه مدیران را مستهلک کرده است و هم امید و اعتماد جامعه را سوزانده است.
ابتکار: در چهل سالگی نظام جمهوری اسلامی آیا توانستهایم اخلاق را بهعنوان یک اصل انسانی در جامعه گسترش دهیم؟ آیا بهعنوان نمونه ما دروغ را بهعنوان یک فعل حرام ریشهکن کردهایم؟... ماکیاولی چنانچه زنده بود ردیهای بر در اقلیم گنجیدن دو پادشاه میزد و میگفت هرگز نمیتوان سیاست را با دین عجین کرد، جز برای نیرنگ و فریب مردمان... اما در واقعیت سیاست این مسأله وجود دارد که جناحها کمتر ارزشگرایی و اخلاق را مدنظر قرار میدهند. مناظرات تلویزیونی در سال ۸۸یا وعده و وعیدهای مختلف در آستانه انتخابات تنها بخش کوچکی از روی دیگر این سکه است... ما میبینیم که قدرتطلبی و ثروتطلبی یک اصل شده است و اختلاسها و مفاسد اقتصادی نتیجهیی جز این ندارد که مردم میگویند حال که هیچ چیز سر جای خود نیست و دروغ و بداخلاقی ارزش شده است چرا ما از این وسیله برای منافعمان استفاده نکنیم؟ بهقول شاعر چون که ربالبیت دست گیرد به کف، جمله اهل البیت رقاصی کنند؛ وقتی دروغ و فریب و بداخلاقی اصلی برای پیشرفت شد از مردم نمیتوان توقع خاصی داشت. این وضعیت ریشه در رفتار اولیای امور دارد. مردم بدشان نمیآید که هر حرفی را به اسم اینکه خارج از حاکمیت باشد را پذیرفته، به اشتراک بگذارند. بهنظر میرسد که برخی ناکارآمدیها همچنان به نام نظام و اسلام نوشته میشود و طبیعی است که در این فضا هر صدایی که در تقابل با این جریان بلندتر باشد طرفداران بیشتری مییابد.