728 x 90

«میلیاردر جت‌سوار» و ادعای رهبری!

رودی جولیانی
رودی جولیانی

رودی جولیانی، حقوقدان برجسته و شخصیت سیاسی شناخته‌شده آمریکایی، در جریان سخنرانی خود در کنفرانس «پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک»، نگاهی متفاوت به نقش و کارکرد نقش بازماندگان سلطنت مدفون در کمک به بقا و استمرار فاشیسم دینی داشت. جولیانی با تکیه بر سوابق خود در حوزه دادستانی، روایتی را ارائه داد که در آن نه تنها مشروعیت مدعیان فعلی، بلکه ریشه‌های تاریخی صعود آنها به قدرت را به چالش می‌کشد.

 

میراث استبداد و فقدان کارنامه ملی

نقطه عزیمت تحلیل جولیانی، زیر سؤال بردن شایستگی فردی و سیاسی بچه‌ٔ شاه بود.

«اگر به ۴۷سال گذشته و آنچه مردم ایران مجبور بوده‌اند از سر بگذرانند نگاه کنید، طنز تلخ ماجرا این است، یکی از افرادی که سعی می‌کند خودش را در موقعیتی قرار دهد تا کنترل ایران را به‌دست بگیرد، بدون این‌که هیچ کاری برای کمک به آزادی ایران کرده باشد، از نوادگان و وارث ۲نفری است که واقعاً عامل بیش از ۱۰۰سال شکنجه در ایران بودند. برای من این بی‌شرمانه است که او اصلاً خودش را مطرح می‌کند و بی‌شرمانه‌تر این است که بخشی از رسانه‌های بین‌المللی به‌راحتی این موضوع را نادیده می‌گیرند».

در حالی که در نظام‌های حقوقی دموکراتیک، فرزندان مسئول اعمال والدین نیستند، جولیانی استدلال می‌کند که وقتی تنها سرمایه سیاسی یک فرد، «وراثت» از حکومتی استبدادی است، این قاعده تغییر می‌کند. او با زبانی صریح می‌گوید:

«تنها دلیلی که او اصلاً جایگاهی برای درخواست چنین موقعیتی دارد، به‌خاطر پدرش است. اگر او کسی بود که دست‌آوردهای خودش را داشت... قضیه متفاوت می‌بود. اما در عوض، او می‌خواهد این موقعیت را داشته باشد، در حالی‌که هرگز شغلی نداشته، هرگز هیچ کاری نکرده است».

این بخش از سخنرانی جولیانی یکی از ویژگیهای نئوفاشیسم سلطنتی را به نقد می‌کشد: تمرکز بر «کاریزمای وراثتی» به‌جای «تکنوکراسی و مبارزه میدانی». از منظر او، فردی که دهه‌ها به دور از رنج مردم ایران و بدون تجربه مدیریتی زندگی کرده، نمی‌تواند ناجی ملتی باشد که برای آزادی هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

 

تاریخ نفت و فروش استقلال ملی

جولیانی در بخش دیگری از سخنانش، به یکی از حساس‌ترین نقاط تاریخ معاصر ایران، یعنی رابطه دربار و قدرت‌های استعماری می‌پردازد. او خاندان پهلوی را نه حافظان تمامیت ارضی، بلکه واسطه‌هایی می‌بیند که ثروت ملی ایران را برای بقای قدرت خود معامله کردند. وی با اشاره به نفوذ انگلستان تأکید می‌کند:

«کاری که آنها به‌واقع انجام دادند... این بود که ایران را در ازای نفت به بریتانیای کبیر فروختند. اگر ایران به‌خاطر نفت فروخته نمی‌شد، ممکن بود در سال‌های ۱۹۱۸ یا ۱۹۱۹ دموکراسی داشته باشد و قطعاً در سال ۱۹۵۳ چنین می‌شد».

این تحلیل، مستقیم به کودتای ۲۸مرداد و از بین رفتن نهال دموکراسی در دوران مصدق اشاره دارد. جولیانی با بیان این‌که «ایران داشت به بریتانیا پول می‌داد تا نفتش را ببرد»، ساختار اقتصادی دوران پهلوی را یک سیستم غارت‌گرانه توصیف کرد که در آن سهم خاندان سلطنتی، «پورسانت‌های بزرگ» از ثروت عمومی بود. این رویکرد، روایت‌های رایج درباره «ایران‌دوستی محض» پهلوی‌ها را به چالش کشیده و آنها را در زمره عوامل عقب‌ماندگی دموکراتیک ایران قرار می‌دهد.

«دوره‌ای وجود داشت که بریتانیا ۸۰درصد سود را می‌برد، ایران ۲۰درصد را می‌گرفت، و بعد بریتانیا روی آن ۲۰درصد هم مالیات می‌بست، و در واقع ایران داشت به بریتانیا پول می‌داد تا نفتش را ببرد! به‌جز این‌که، یک پورسانت بزرگ هم به خانواده پهلوی می‌رسید که البته یک نام ساختگی است. نام واقعی آنها چیز دیگری بود، و آنها قاتلانی در ارتش قزاق بودند. و اولی (رضا شاه) اساساً این مقام را به‌دست‌ آورد چون بهترین قاتل در ارتش قزاق بود».

 

ثروت‌های بادآورده و شکاف طبقاتی

یکی از قابل تأمل‌ترین فرازهای سخنرانی جولیانی، مربوط به منابع مالی بازماندگان پهلوی است. او از منظر یک دادستان به موضوع نگاه کرده و سرقت اموال عمومی توسط خاندان پهلوی را مطرح می‌کند:

«تا جایی که من می‌دانم، او زندگی‌اش را با پولی تأمین کرده که از مردم ایران دزدیده شده است. و مردمی که در ایران گرسنگی می‌کشند می‌توانند بگویند، خدای من، او با پولی که پدر، مادر و پدربزرگش از ایران دزدیدند، زندگی یک میلیاردرِ جت‌سوار را داشته است».

این تقابل میان «زندگی لوکس در غرب» و «سفره‌های خالی مردم در ایران»، از نظر جولیانی یک سد اخلاقی بزرگ در برابر هر گونه ادعای رهبری است. او معتقد است که فقدان تلاش برای جبران «گناهان پدر» و ادامه بهره‌مندی از ثروت‌های ملی غارت‌شده، مشروعیت سیاسی این جریان را به‌کلی نابود کرده است.

 

سناریوی فریب: سلطنت به‌مثابه ابزار بقای رژیم فعلی

شاید کلیدی‌ترین و تحلیلی‌ترین بخش سخنان جولیانی، هشدار او درباره استفاده ابزاری فاشیسم دینی حاکم بر ایران از موضوع بازگشت سلطنت باشد. او با نگاهی استراتژیک، برجسته شدن ناگهانی نام پهلوی در فضای رسانه‌یی را نه یک تهدید برای حاکمیت فعلی، بلکه یک فرصت برای آن می‌داند. جولیانی معتقد است:

«من به‌عنوان یک دادستان سابق این ظن را دارم که رژیم دارد از او استفاده می‌کند تا سعی کند شور و اشتیاق برای انقلاب را کاهش دهد».

از این منظر، طرح گزینه سلطنت، نوعی «مهندسی معکوس» برای ترساندن مردم از بازگشت به دیکتاتوری گذشته و ایجاد انشقاق در صفوف مردم است. جولیانی بر این باور است که رسانه‌های بین‌المللی با نادیده گرفتن حقایق تاریخی، ناخواسته در زمین بازی رژیم بازی می‌کنند و به جای تمرکز بر «جمهوری دموکراتیک»، به یک «سراب» ضدانقلابی دامن می‌زنند.

 

ضرورت نفی هر دو شکل از استبداد

سخنرانی رودی جولیانی در واقع هشداری است به جامعه جهانی و اپوزیسیون ایران مبنی بر این‌که دموکراسی با بازتولید ساختارهای موروثی و استبدادی گذشته به‌دست نمی‌آید. از نظر او، مسیر «پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک»، مسیری است که از نفی هر دو شکل استبداد (سلطنتی و مذهبی) می‌گذرد. وی با استناد به حقایق تلخ تاریخی و واقعیت‌های اقتصادی، بر آن است که ملت ایران نباید میان «بد و بدتر» انتخاب کند، بلکه شایسته نظامی است که برآمده از اراده آزاد، شفافیت مالی و کارنامه درخشان مبارزاتی باشد؛ نه پولی که «از مردم ایران دزدیده شده است».

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/3a0b9ab5-344c-44dd-a100-ce84df2830cc"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات