728 x 90

همگام با کامیون‌داران

حمایت کامیون‌داران ویرجینیا از اعتصاب کامیون‌‌داران ایران
حمایت کامیون‌داران ویرجینیا از اعتصاب کامیون‌‌داران ایران

در حال قدم زدن بودم که یک دوستی مرا به اسم خطاب کرد که بیا و ببین در شبکه‌های اجتماعی چه خبر است و بدون این‌که مجالم بدهد که بپرسم موضوع چیست بیدرنگ گفت کامیون‌داران اعتصاب کردند! سپس جزئیاتی در مورد این خبر را شرح داد. او درست می‌گفت. کامیون‌داران یک‌پارچه و متحد دست به یک اعتصاب سراسری زده و با دست خالی در مقابل عوامل رژیم ایستاده بودند. آن هم چه ایستادنی! پرشکوه و متحد. یک‌پارچه و گسترده، یک‌صدا و خروشان. زحمتکشانی که برای امرار معاش خود و خانواده شریف‌شان ۲۴ساعته در تکاپو و جنب و جوش هستند و هر خطری را در جاده‌های خطرناک و در شرایط جوی نامناسب به‌جان می‌خرند ولی حاضر به تمکین و تملق در قبال دزدان حاکم بر مسند قدرت و حاکمیت نبوده و نیستند. زحمتکشانی که نان سفره‌شان بازوی غیرت و آب خوردن‌شان عرق شرافت است.
راستش در این یک هفته، هر روز هم که می‌گذرد و صحنه‌های اتحاد و یکدلی و خشم و عصیانشان را می‌بینم بی‌اختیار یاد حماسه‌ها و ایستادگیها و شعرها و ترانه‌هایی که از قهرمانان مجاهد شنیدم می‌افتم. آنها که انگار آتش را زیر این خاکستر بزرگ می‌دیدند و در شرایطی که همگان بر طبل اصلاح و اعتدال می‌کوبیدند آنها صحبت از آتشهای گدازان اجتماعی می‌کردند و خلق ایران را خلقی خروشان می‌دانستند که به‌زودی در لایه‌های مختلف خود از جا خواهد برخواست. همین مجاهدین در آلبانی که اکنون صحت خط و خطوط خود را نظاره می‌کنند، البته خود با اتکا به همین ایمان بود که ایستادند. با دستان خالی، بی‌سلاح و بی‌دفاع، بی‌زره و بی‌سپر، در مقابل وحوش سرکوبگر مالکی قد برافراشتند، شهید شدند، مجروح شدند، دست و پایشان قطع شد، سرهایشان شکست، بی‌آبی کشیدند، برق‌شان قطع شد، بیمارستانها به رویشان بسته شد، موشک خوردند، خمپاره‌باران شدند، ناجوانمردانه محاصره شدند، ولی ذره‌یی از اصول و شرافت‌شان کوتاه نیامدند و حتی یک قدم از حق و خواسته قانونی‌شان عقب‌نشینی نکردند چرا که می‌دانستند خلق آنها نیز، به‌زودی برخواهد خواست. آنها چنین روزهایی را که حتی یک لحظهٔ آن خالی از خروش مردمی نیست، به‌روشنی دیده بودند.

و البته امروز در میهن اشغال‌شده‌مان که توسط باندهای غارتگر و چپاولگر که شیره تن این مردم مظلوم و بی‌دفاع را می‌مکند و به یغما می‌برند و از سفره خالی این ملت برای خود ویلاها بنا می‌کنند و ماشینهای لوکس مد روز می‌خرند و آقازاده‌های‌شان را به بهترین شهرهای جهان رهسپار می‌کنند، نسلی از کوهمردان و شیرزنان دست همت به اعتراض و ایستادگی بلند کرده‌اند.
آنها بازوی غیرت به‌هم گره زدند و نه فقط صدای دردها و رنج‌های خود و خانواده‌شان شدند، بلکه صدا و سفیر دردها و مشکلات مردم محروم و ستم‌دیده میهنی شدند که قریب ۴۰سال است هر روز از گوشه‌‌یی از آن هم‌چون سردار و سالار شهیدان تاریخ کسی هست که ”هل من ناصر“ می‌طلبند و فریاد تظلم‌خواهی‌اش تا عرش اعلاء بلند می‌شود! از مادران داغدار گرفته تا کودکان خیابانی، از زندانیان زیر اعدام گرفته تا مالباختگان و کارگران و....
افسوس که در تمامی این سالها یکبار هم شده ”بانگ مرغی“ هم از کوچه پس‌کوچه‌های اربابان دنیای سیاست و مماشات برنخاست و هر چه بوده و هست چیزی نبود جز چشم‌پوشی و ”اظهار تأسف“ به‌اصطلاح بشر‌دوستانه بی‌خرج!

مجاهدین امروز اما به یمن تجارب ۴دهه خود، با بسیج بین‌المللی گوش دنیا را باز کرده و در داخل کشور با یک ابتکار ملی و میهنی در کار شکل دادن کانونهای شورشی هستند.
مجاهدین در آلبانی امروز هم با همین استراتژی بازو به بازو، همصدا و همنوا، همگام با اعتصابگران شریف و شجاع در سراسر میهن هستند. باشد که به همت کانونهای شورشی و عصیان اعتصاب‌گران شجاع، دستگاه دزدی و چپاول رژیم آخوندی زیر چرخهای کامیون‌داران و رانندگان بی‌باک خرد شود و عنقریب شاهد پیروزی محتوم و برپایی جشن آزادی خلق و آبادانی میهن باشیم و غم و اندوه ۴۰ساله را از تن خویش بزداییم.

 

                                                                                                                                                                                                                            الف.بازمانده

 

مسئولیت محتوای این مطلب برعهده نویسنده است و سایت مجاهد الزاماً آن را تأیید نمی‌کند

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات