728 x 90

وحشت از دورهمی‌ها؛ کدام دورهمی‌ها؟

وحشت از  دورهمی‌ها؟!
وحشت از دورهمی‌ها؟!

بالاخره کوه ادعا و فریبکاری آخوند روحانی، روز اول آذر موش زایید و شیخک شیاد پس از ده ماه مخالفت با قرنطینه و تعطیلی، ممنوعیت اجتماعات را اعلام کرد.

«اصلا این تعطیلات برای این بود به مردم بگیم آقا این مسأله ویروس کرونا خیلی جدی است پیامش فقط این بوده که این خیلی جدی است ... جمع نشوند الآن آن مقداری که کسب و کار مشکل درست کرده برای این بیماری خیلی بیش از آن دورهمی‌ها ایجاد کرده».

آخوند وقیح که به پیروی از ولی‌فقیه خود حاضر به یک روز قرنطینه هم نشد و مردم را به‌اجبار به محیط‌های پرازدحام کار و خیابان فرستاد و بر مراسم محرم و برگزاری کنکور و راه‌اندازی مدارس اصرار ورزید، حالا می‌خواهد کشتار مردم در قتلگاه کرونا را به گردن دورهمی و تجمع خانوادگی بیندازد تا به صراحت نگوید که آن دورهمی و تجمعی که وی از آن وحشت دارد و تلاش می‌کند آن را بپوشاند چیست؟

واقعیت این است که روحانی و خامنه‌ای می‌خواستند با سیاست مجرمانه ایمنی گله‌ای و استفاده از سپر انسانی مانع از تجمعات و دورهمی‌های جوانان در خیابان‌ها و... شوند و سدی در برابر قیام بسازند اما هر جان از دست رفته‌ای به بغضی آتشین و خشمی شعله‌ور تبدیل شد.

دکتر علویان عضو فرهنگستان علوم پزشکی ضمن اشاره به اصرار حاکمان بر سیاست ایمنی یا کشتار جمعی می‌گوید:

«هنوز همونها حاکمند. به همین دلیل است که می‌بینید دولت با تأخیر وارد می‌شود. یعنی شما می‌گویید تهران را تعطیل کنید می‌گویند باشه یک هفته دیگر تعطیل می‌کنیم. منتظرند در این یک هفته عده‌یی مبتلا شوند برای این‌که معتقدند به ایمنی گله‌ای که سازمان بهداشت جهانی گفته است این غیراخلاقی است.ایمنی گله‌ای اصلاً مال این بیماری نیست. مال بیماری سرماخوردگی ساده است. مرگ و میر ندارد. اگر ما فکر کنیم مردم بگیرند و خوب شوند و بیماری برچیده شود ما باید ۵۰۰هزار تا یک میلیون نفر کشته بدهیم. این کجای اخلاق و کجای علمی بودن این داستان است. این ایدئولوژی هنوز هم حاکم است».

انفجار انبار باروت

شدت خشم و نفرت عمومی صدای اعضای دست‌چین شدهٔ مجلس آخوندی را هم درآورد.

علیرضا زندیان روز دوم آذر در مجلس گفت: «تراژدی غمبار کم توجهی به معیشت مردم و گرانی تا کی ادامه دارد، که پشت مردم از سنگینی بار تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، آشفتگی بازار بورس و آثار ناشی از افزایش حجم نقدینگی خم شده است. جناب آقای روحانی مردم مظلوم و محروم استان کردستان و شهرستان بیجار از سختی معیشت و دیگر مشکلات به ستوه آمده‌اند و از وعده‌های مکرر عملی نشده مسئولان و دولت‌مردان ناامید و مایوس شده‌اند»

او هم نگران انفجار باروت خشم در همین «دورهمی‌ها» و تجمعات خیابانی است والا کیست که نداند چگونه خامنه‌ای صدها میلیارد دلار از سرمایه و ثروت مردم را در بنیادهای فاسد و شرکتهای تحت‌نظر پاسداران نظیر مافیای پتروشیمی و خودرو و نفت و چوب و رنگ و مسکن و قیر و دارو و مرغ و دام و دانه و خاک و خانه و ... جمع کرده است.

هم‌زمان با روحانی، سخنگوی ستاد حکومتی کرونا هم ضمن اشاره به جبر تعطیلی ـ البته به سبک روحانی؛ یعنی تعطیلی اجتماعات و حکومت نظامی ـ گفت:

«ما الآن در وضعیتی الآن قرار گرفتیم که هیچ‌کدام از اعضای ستاد ملی و هیچ‌کدام از مسئولان واقعاً دلبخواهی نیست که ما بیاییم تعطیل بکنیم و محدود بکنیم و محدودیت ایجاد بکنیم اصولاً محدودیت جایی ایجاد می‌شود که واقعاً دیگه چاره‌ای غیر از اون نباشد» (علیرضا رئیسی ـ اول آذر)

او نمی‌گوید چرا چاره‌ای نیست و چرا مجبور است اما می‌داند اراده‌های مردم در قربانگاه کرونا نسوخت و امروز هر بیمار و بیکار و گرسنه‌ای در حکم یک انبار باروت و در انتظار جرقه است. آن‌قدر که قرارگاههای نظامی کرونا و بسیج و سپاه و انتظامی هم جرأت نزدیک شدن به جوانان و عاصیان شهر را ندارند.

پاسدار جنایتکار رحمانی فضلی که سال گذشته در پاسخ به اعتراض خبرنگاری که گفت چرا به سر شلیک می‌کنید؟ با افتخار گفت به‌پاهم شلیک می‌کنیم ـ و اخیراً پاداش جنایتش را از خامنه‌ای دریافت کرد ـ گفت:

«من اینجا اشاره می‌کنم اصلاً قرار نیست ما با مردم مواجه بشویم وسط خیابان ماشینها را بگیریم کجا می‌روی کجا می‌آیی این اصلاً جزو طرح نیست چرا آمدی بیرون چرا تخلف کردی یا به‌وسیله دوربین پلاک خوانی میشه یا افرادی که در میادین اصلی ایستاده‌اند فقط پلاکها را یاداشت می‌کنند پس ما به هیچوجه حق مواجه با مردم را نداریم» (تلویزیون خامنه‌ای ـ دوم آذر)

او هم نمی‌گوید چرا اجازه رودرویی و مواجه شدن با مردم را ندارند اما کمی پیش‌تر یک سینه‌چاک وحشت‌زدهٔ خامنه‌ای ضمن اشاره به باروت مطالبات گرسنگان که دیر یا زود منفجر می‌شود گفت:

«مطالبات کشور متنوع و گسترده است؛ کسانی که احساس می‌کنند حقشان ادا نشده و یا مطالباتشان پاسخی دریافت نکرده است یا از طرف حاکمیت ظلمی به آنها روا شده است، طبیعی است که به‌دنبال گوشه و جایی می‌گردند که مطالباتشان را مطرح کنند؛ اینها تبدیل به یک سری کینه و عقده‌ها و در نهایت تبدیل به یک بشکه باروت می‌شوند و نیاز به یک چاشنی پیدا می‌کنند تا یک جرقه زده و بشکه باروت را منفجر کند». (محمدرضا باهنر در مصاحبه با روزنامه حکومتی اعتماد ـ ۵آبان ۹۹)

شکست استراتژی سپر انسانی و قربانی کردن سلامت میلیونها ایرانی پای امنیت نظام؛ آن روی سکهٔ اعتلای شورشگران و مقاومتی‌ست که پاسداران و عربده‌کشان بسیج و انتظامی از سایه‌شان هم وحشت دارند.