مسعود پزشکیان در چهل روز گذشته مدام خود را نگران وضعیت پیش آمده بر اثر کشتار حکومتی در دیماه نشان میدهد. او بارها پرسیده که «ما چه کار کردیم مردم با ما اینجوری مسئلهدار شدند؟ چه اتفاقی افتاد و ما خودمان را از این مردم دور کردیم؟»[۱]
چرا باید باور کرد که اولین مقام رسمی یک مملکت، از فراگرد تحولات در گذشته و حال کشورش بیخبر است؟ یعنی پزشکیان نمیداند که ایران را از سال ۱۳۵۸ که بهار آزادی بود تا ۱۴۰۴ که خزان و قتلگاه آزادی شده است، خمینی و خامنهای چگونه آورده و به این روز دچارش کردهاند؟ آیا پزشکیان یک لوده است یا نه، واقعاً یک سیرکباز؟ واقعیت این است که پزشکیان در کنار خامنهای، یکی از مسؤلین قتل عام دیماه ۱۴۰۴ است. حالا بگذار تا دلش هوس میکند، سیرکها و نقشهای مبتذل بازی کند.
مخاطب که میداند پزشکیان مشغول خدمتگزاریِ تمامعیار به ولی فقیه جنایتاندیش است، با اینحال این گزارش از درون نظام، به وی ارسال میشود:
«معمای بزرگ دی ماه شدت خشونتی بود که در همه روایتها به آن اذعان شده است! باید به این سؤال گزنده پاسخ بدهیم که منشأ آنهمه خشم و نفرت کجا بوده و چگونه مجال ظهور یافته است؟ کاش کسی ثابت کند که همه ماجرای کشتنها و سوزاندنها وارداتی بوده است. یکی از دلایل مسلم خشم معترضان را باید در رواج خشونت در جامعه جستوجو کرد. مگر در انواع تریبونهای رسمی و نیمهرسمی و غیررسمی به تندی با مخالفان سخن گفته نمیشود؟ آیا کم دیدهایم که حتی به بزرگان و مبارزان مؤثر در انقلاب، گاهی بدترین تهمتها و توهینها روا داشته میشود؟ جمعیتهای بزرگ، خس و خاشاک نام گرفتند و چه بسیار افراد که کلمهای مخالفت کردند و ضد انقلاب خوانده شدند! مرگ خواستن برای این و آن همچنان رواج دارد. حالا به جایی رسیدهایم که حتی در داخل، ابراز سادهترین مسائل، با توهین و تهمت و دشنام روبهرو میشود.»[۲]
خوب است پزشکیان قدری سرش را از اتاق شیشهیی و تاریک الیگارشی انحصاریِ سیاسی و اقتصادیِ حاکمیتی که خودش سنگ آن را به سینه میزند و مقام اول مدافع آن است، بیرون کند تا بیند«چهکار کردهاند که مردم اینجوری مسئلهدار شدند»:
«افطار میلیونی: یک افطار کاملا ًساده خانواده ۴ نفره، حدود یک میلیون و ۶۹ هزار تومان هزینه برمیدارد.»[۳]
پزشکیان همهی اینها را بیشتر و جزئیتر از هر شهروندی میداند و در بسیاری از تصمیمگیریهای منجر به این مصیبتها، رنجها، خشمها، قیامها، خیزشها و خروشها شرکت دارد و نظر و سیاست اعمال میکند. مسأله این است که پزشکیان و اسلاف چون او، جملگی با خمینی و خامنهای بهعنوان ولی فقیه، همذاتپندار هستند. از اینرو، از «کوزه همان برون تراود که در اوست». از ولی فقیه جز تمامیتخواهی و انحصارطلبی با تبعات جنایی و استثماری، حاصل نشد و نمیشود. همذاتپنداران با ولی فقیه هم هیچ نقشی جز خدمتگزاری برای پیشبرد این تمامیتخواهیِ جنایی و استثماری ایفا نکرده و نمیکنند.
پینوشت:
[۱] تلویزیون شبکه افلاک، پزشکیان در جمع فعالان سیاسی و اجتماعی استان لرستان، ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
[۲] روزنامه اعتماد، ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
[۳] روزنامه جهان صنعت، ۳۰ بهمن ۱۴۰۴