در جهانی که حقیقت اغلب قربانی پروپاگاندا میشود، انتخاب یک سیاستمدار یا فعال شناختهشده برای حمایت از یک جنبش مقاومت، اتفاقی تصادفی نیست. اینگرید بتانکور، چهرهای شناختهشده در مبارزه برای آزادی، در گفتگویی با روزنامه La Libre با صراحت اعلام کرد: «رژیم تهران امروز ضعیف شده است. اکنون زمان اقدام است. زمان حمایت از این آلترناتیو که تنها گزینهیی است که تضمینی علیه بمب هستهیی ایران ارائه میدهد».
این سخن، بازتاب درکی عمیق از واقعیت ایران امروز است.
دروغپراکنی؛ ابزاری برای بقا
یکی از مهمترین نکات در استدلال بتانکور، افشای ماهیت کارزارهای تخریبی علیه مقاومت ایران است. او با اشاره به تجربه شخصیاش میگوید: «به طرز شگفتانگیزی، چند ساعت بعد، در اینترنت با موجی از تبلیغات خصمانه و تهدیدآمیز مرتبط با مجاهدین خلق مواجه شدم... آنها را متهم میکردند که فرقه هستند، تروریستند و کمونیست». این اتهامات نه تنها متناقض با واقعیت مینماید، بلکه نشاندهنده الگوی کلاسیک تبلیغات استبدادی است؛ الگویی که بتانکور آن را چنین تحلیل میکند: «این کارزار افترا مبتنی بر واقعیت نیست، بلکه ریشه در ترس دارد. ترس یک رژیم ضعیف و نامشروع در برابر یک آلترناتیو معتبر».
عینیت در برابر پروپاگاندا
بتانکور به جای پذیرش بیچونوچرای این اتهامات، راهی متفاوت برگزید:
«تصمیم گرفتم عمیقتر تحقیق کنم... به آلبانی رفتم تا با آنها آشنا شوم».
مشاهده مستقیم جامعهیی منظم و همبسته در اشرف۳، برای او پاسخی روشن داشت:
«مردان و زنانی که... با لبخند مصالح ساختمانی حمل میکردند».
این تصویر با روایتهای کلیشهای رسانههای وابسته به رژیم تضادی بنیادین داشت. به بیان دیگر، تجربه میدانی بتانکور نشان داد که حقیقت در میدان عمل آشکار میشود، نه در جنگ روانی حکومتها.
پنج دلیل اصلی که بتانکور را به حمایت قانع کرد
۱. ساختاری که نظم را در برابر هرج و مرج مینشاند
به باور بتانکور، یکی از منابع اصلی ترس رژیم از این جنبش، سازمانیافتگی و استراتژی شفاف آن است: «برخلاف هرجومرجی که رژیمهای توتالیتر در آن رشد میکنند، مقاومت ایران نظم و برنامه دارد». این ویژگی، برخلاف تلاشهای تبلیغاتی حکومت برای معرفی مجاهدین بهعنوان یک گروه بیقاعده یا فرقهیی، تصویری از بلوغ سیاسی و مدیریتی این جنبش ارائه میدهد.
۲. رهبری که کلیشهها را در هم میشکند
بتانکور تصریح میکند: «رهبر آنها: یک زن مسلمان (مریم رجوی) است که از یک ایران سکولار و دموکراتیک، برابری زن و مرد، آزادی مذهب و جدایی دین از دولت دفاع میکند». این واقعیت که یک زن در رأس جنبشی بزرگ ایستاده و برای اصولی چون برابری جنسیتی و آزادیهای بنیادین تلاش میکند، بزرگترین چالش برای نظامی است که هویت خود را بر مردسالاری و تبعیض بنا کرده است.
۳. برنامهیی روشن برای فردای ایران
در جهانی که بسیاری از جنبشها بدون افق سیاسی روشن حرکت میکنند، سازمان مجاهدین خلق «برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی» را ارائه کرده است؛ برنامهیی که شامل پایان دادن به مجازات اعدام، تضمین آزادی بیان، احترام به اقلیتها و ایجاد یک ایران غیرهستهیی است. بتانکور این برنامه را «نقشه راهی برای یک جمهوری دموکراتیک» توصیف میکند که نهتنها برای ایرانیان، بلکه برای ثبات جهانی اهمیت دارد.
۴. مشروعیت در داخل ایران
برخلاف تصویری که رژیم میکوشد ترسیم کند، مجاهدین تنها یک نیروی تبعیدی نیستند. بتانکور بر این نکته تأکید میکند: «آنها شبکهیی مخفی از واحدهای مقاومت ساختهاند که اعتراضات مدنی بیوقفه را هدایت میکنند». این حضور سازمانیافته در داخل کشور، نشاندهنده ریشهداری این جنبش در بطن جامعه ایرانی است؛ همان عاملی که «رژیم بیش از همه از آن میترسد».
۵. هزینهای که مشروعیت میسازد
هیچ نیروی سیاسی بدون پرداخت هزینه، مشروعیت تاریخی نمییابد. بتانکور با صراحت میگوید: «این جنبش بهای سنگینی برای مبارزهاش پرداخته است: ۱۲۰هزار نفر از مردان و زنان این جنبش کشته، زندانی یا ناپدید شدهاند». از مبارزه علیه دیکتاتوری شاه تا ایستادگی در برابر ولایت فقیه، این تاریخ طولانی مقاومت نشان میدهد که مجاهدین نه یک گروه گذرا، بلکه یک نیروی اجتماعی پایدارند.
حقیقتی که نمیتوان انکار کرد
بتانکور در پایان تأکید میکند: «هیچ دروغی نمیتواند حقیقت را خدشهدار کند و هیچ تبلیغاتی نمیتواند این واقعیت را انکار کند».
این گزاره، پیام مرکزی گفتوگوی اوست؛ حقیقتی است که در اشرف۳، در برنامه ۱۰ مادهای و در خون هزاران شهید مقاومت متجلی است. از نگاه او، حمایت از مقاومت ایران یک انتخاب سیاسی نیست؛ یک مسئولیت اخلاقی است. او این انتخاب را در جمله زیر خلاصه میکند:
«صدای کسانی باشیم که رنج میکشند و مقاومت میکنند».