728 x 90

یاران روزهای سخت و محاصره و ضربات و موشکها

یاران روزهای سخت و محاصره  و ...
یاران روزهای سخت و محاصره و ...

برنامه‌ٔ مدون و مشخص؛

اهداف مرحله‌ای؛

پاسخ و راه‌حل برای مشکلات اصلی روز جامعه؛

استراتژی برای رسیدن به اهداف و برنامه‌ٔ تعیین شده؛

کارنامه‌ٔ مؤثر و موثق؛

همه‌ٔ این موارد از ضروریات بی‌جایگزین تشخیص یک اپوزیسیون معتبر و تاثیرگذار است. اما مجموع همه‌ٔ آنها با همدیگر، یک نقص عمده دارند که بدون وجود آن، هیچ توان قابل اتکایی برای اپوزیسیون یا نیروی سیاسی فرضی، قابل تصور نیست.

یک اپوزیسیون مؤثر نیازی بی‌حرف و حدیث به یک «شبکه و ساختار نیرویی یا تشکیلاتی» برای پیشبرد راهبرد و استراتژی تعیین شده‌اش دارد. بدون این ساختار نیرویی یا تشکیلات یا ارگان یا هر نام دیگری که برای آن بگذاریم، بازویی برای اجرای هیچ‌یک از برنامه‌ها و راهبردهایش وجود ندارد.

۳۰۰ تشکل و گروه هوادار در بیرون ایران، عصای موسی در دست مقاومت ایران

در غوغای رسانه‌یی خارج کشوری به مدد «نایاک»ها و «اصلاح طلبان قلابی» استمرار طلب و شبکه‌های تلویزیونی مانند امثال «آیت‌الله بی‌بی سی» و کپی‌شده‌های آن؛ و در فضاسازی بادکنکی فضای مجازی به مدد ارتش سایبری ولایی و چهره‌های خودفروخته‌ٔ سلبریتی حکومتی و این قماش نان‌خوران ولایی؛ هر روز می‌توان ساحرانی را یافت که با پروپاگاندای ولایی صحنه را شلوغ می‌کنند یا با پروموت‌های «تحت نظر»، ناگهان شخصیت یا جریانی را ساخته و پرداخته و بولد می‌کنند و چنان در بوق و کرنا می‌کنند که تو گویی تنها راه مردم ایران به صحنه آورده‌اند!

اما وقتی که پای حضور در صحنه در سرما و گرما در... به میان می‌آید، ناگهان تمام آن مار و مورها و چوب و جادوها جمع می‌شود! دیگر اثری از هیچ جنبنده‌ای نیست مگر یک «حضور آشنای همیشگی و خستگی‌ناپذیر. ». .

آبروداری اشرف‌نشانان برای مردم قهرمان ایران

بله، وقتی پای نیروی واقعی به میدان می‌رسد، دیگر خبری از هیچ کسی نیست مگر هواداران اشرف‌نشان مجاهدین که سال‌هاست بار مضاعف دروغ‌پردازیهای خائنین به سرنوشت ایران و ایرانی را به دوش می‌کشند.

آن‌هایی که در سرما، در گرما، در برف و باد و باران، در تعطیلات و روزهای کاری، به هر فراخوانی پاسخ می‌دهند و با از خود گذشتگی و فداکاری (گوهره‌ٔ نابی که در دکان هیچ‌کدام از آن خزف‌فروشان فریبکار یافت می‌نشود!)، منافع شخصی و حتی خانوادگی‌شان را فدای منافع مردم و مقاومت ایران می‌کنند و آبروی «شرف» ایران و ایرانی را با هزینه از جیب و جان خویش می‌پردازند.

آن‌هایی که وقتی یک زندانی (ولو با عقیده‌ای متفاوت از مجاهدین) در شرایطی خطیر زیر شکنجه یا حکم اعدام قرار دارد، پاشنه‌ٔ در نمایندگان مجالس کشورهای اروپایی و آمریکایی را از جا در می‌آورند تا بلکه جان «یک ایرانی» بیشتر حفظ شود.

آن‌هایی که برای حفظ استقلال مالی این مقاومت سرفراز، از گلوی خود و خانواده‌شان، از دسترنج عمرشان و از حاصل تلاش‌شان، چشم می‌پوشند و آن را در طبق اخلاص برای مخارج یک مقاومت سترگ هزینه می‌کنند. [این فداکاری را با رفتار مدعیان دروغین اپوزیسیون که تنها در فکر فلان کرسی یا کسب درآمد سیاسی و تبلیغاتی و مالی، آن هم بدون هیچ هزینه و تلاشی، هستند مقایسه کنید!]

آن‌هایی که حتی گاهی فراتر از خانواده خونی یک زندانی یا اعدامی یا قربانی در درون ایران، با پیگیریهای خستگی‌ناپذیر و مراجعات مکرر به سازمانهای حقوق‌بشری و «ان.جی.او» ها (که به حرکت کند و بطیی و دیر هنگام مشهور هستند)، در پی دریافت یک واکنش، یک بازتاب یا یک محکومیت برای رژیم جنایت‌کار آخوندی هستند.

آن‌هایی که بی‌اعتنا به بایکوت‌های کثیف صاحبان رسانه‌های تحت نفوذ یا دست‌ساز ولایت، استوار و خستگی‌ناپذیر به تلاش‌های پرثمرشان، بی‌هیچ ادعا و چشمداشت و توقعی، ادامه می‌دهند...

... آری؛ قدرت واقعی از آن آنان است. آنانی که خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران درباره آنها در سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین در ۱۵شهریور۹۹ گفت: «یاران شورشگر و اشرف‌نشان، آنان که این راه طولانی و پر فراز و نشیب را با مجاهدین آمدند و تمام عمر و دار و ندار خود را مایه گذاشتند، ... . از تأمین هزینه‌های این جنبش، تا عبور از بحرانها و طوفانها و ضربات و دسیسه‌ها... . .

یاران روزهای سخت و محاصره و ضربات و موشکها، خونخواهی و دادخواهی شهیدان با کوبیدن درهای بسته و باز کردن قفل ها»

این گوی و این میدان!

کسی لاف گزاف از چوگان خویش می‌زد، پس به او گفتند لاف چه می‌زنی، بفرما! این گوی و این میدان!

ضرب‌المثلی شیرین و شیوا که هر مدعی دروغین را رسوا و هر صادقی را سرافراز می‌کند.

چرب زبانان پرمدعای دمکراسی و آزادیخواهی دروغین، تنها تا وقتی پشت بلندگوهایشان هستند «اعتماد به نفس» دارند. به‌محض این‌که از آنان بخواهید پای به عرصه‌ٔ عمل واقعی و کف خیابان بگذارند، یا تبدیل به موجوداتی عقب‌افتاده می‌گردند که دست چپ و راست‌شان را از هم تمیز نمی‌دهند، یا ذات پلید آخوندی‌شان پدیدار می‌شود و فحاشی و هوچی‌گری آغاز می‌کنند.

ولی کماکان بهترین پاسخ به این قماش «اپوزیسیون‌»نماها همین ضرب‌المثل است. بفرمایید! این گوی و این میدان!

اگر بهتر از مجاهدین و مقاومت ایران می‌جنگید؛

اگر بیشتر از مجاهدین و مقاومت ایران «نیرو»، پایگاه اجتماعی، «هوادار»، «سمپات» و «طرفدار» دارید؛

اگر مؤثرتر از مجاهدین و مقاومت ایران هستید؛

اگر راست‌گوتر و بهتر از مجاهدین و مقاومت ایران هستید؛

بفرمایید!

ولی اگر نیستید، بی‌زحمت دندان از پاچه‌ٔ مجاهدین و اشرف‌نشانان بردارید که دشمن جدی و جنایتکاری داریم و باید با آنها بجنگیم. وقت برای هدر کردن هم نداریم؛ چون با هر روز ادامه‌ٔ حیات ننگین این حکومت، جانهای مردم ایران است که از دست می‌رود.