728 x 90

۴۰سال قیام برای آزادی (۶)

درس‌ها و دستاوردها

قیام ایران
قیام ایران

قسمت ششم: ماهیت و هویت قیام دیماه

ششمین قسمت از مجموعه «۴۰سال قیام برای آزادی» پژوهشی است درباره قیامهای مردم ایران بر ضد دیکتاتوری مذهبی حاکم بر میهن.

قیامی که گرچه در دیماه ۹۶ شعله کشید اما در واقع آتشی است دیرپا که مردم ایران دهه‌هاست در برابر فاشیسم مذهبی حاکم بر میهن، روشن کرده‌اند. آتشی به جا مانده از انقلاب مشروطه تا انقلاب ضدسلطنتی، قیامی به‌سوی انقلاب دموکراتیک نوین مردم ایران.

در قسمتهای‌ پیشین این نوشته نگاهی سریع به سال‌های قبل شد و رشته مطلب به آنجا رسید که سخنگوی وزارت کشور(سلمان سامانی) آمار ۴۳هزار حرکت اعتراضی را از ابتدای حکومت روحانی تا قیام دی، ارائه داد که بر اساس آن نتیجه می‌شد روزانه ۲۶حرکت اعتراضی در کشور برپا شده است یعنی هر ۵۵دقیقه یک اعتراض یا اعتصاب و تحصن و قیام!

 

هر چند دقیقه یک حرکت اعتراضی! 

بی‌اغراق باید گفت این عدد حیرت‌انگیز است و یک عدد و آمار عادی نیست یعنی حکایت از یک وضعیت غیرعادی دارد. فقط همین عدد ۴۳هزار حرکت اعتراضی، نشان‌دهنده وضعیت اضطراری در مملکت است.

یعنی شرایطی که در آن نه حاکمیت می‌تواند حکومت کند، نه مردم حکومت را قبول دارند.

در اصطلاح جامعه‌شناسی به چنین وضعیتی، «بحران انقلابی» اطلاق می‌گردد.

مردم ایران در چنین بستری به روز ۷دی ۱۳۹۶ و قیام مشهد رسیدند، به مشهد و چند شهر دیگر استان خراسان و یزد مرکز استان یزد.

خبرهای منتشره از رسانه‌ها و از جمله سیمای آزادی حاکی از آن بود که:‌ از صبح روز پنجشنبه ۷دیماه ۹۷، هزاران تن از مردم بپاخاسته مشهد و دیگر شهرهای میهن علیه گرانی سرسام‌آور و با شعار مرگ بر دیکتاتور دست به تظاهرات زدند و علیه سران و کارگزاران رژیم شعار سردادند.

 

رجوی: تنها راه، سرنگونی است 

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، اعلام کرد: «تنها راه خلاصی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، سرنگونی رژیم آخوندی است».

قیام مشهد در واقع حاصل تجربه ۴۰ساله مردم ایران است. قیامی که: سال به سال و قدم به قدم جمعبندی شده است، ضعفهایش بارها و بارها بررسی و گام به گام در جریان عمل ترمیم شده‌اند. همان‌طور که نقاط قوتش نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و راه پیشرفت و تداومش جستجو شده تا سرانجام به نقطه کنونی رسیده است.

این قیام البته در عمل میدانی و شعارها که وجه نظری آن را بازگو می‌کرد، نشان داد الگوی مشخص خودش را دارد، همان‌طور که شعارها و اهداف مشخصی هم برای خود دارد.

مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران، در اولین پیامش درباره قیام، از جمله به ضرورت پرداخت بهای قیام اشاره کرد و با یادآوری یکی از پیام‌های پیشینش در بهمن ۸۹ گفت: «هدف، درهم‌شکستن زنجیرها و طلسم اختناق است. یک آزمایش تاریخی که در شرایط مشخص داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند و باید موفق و پیروز گردد. قیامی که البته الگوی خود را دارد.

 

وقایع‌نگار رسانه‌ها می‌گوید که قیام ۷دی در همان اولین قدم،‌ مسیر درست خود را پیدا کرد، چرا که با سرعتی باورنکردنی در بسیاری شهرهای کشور گسترش پیدا کرد و همزمان خبر آن نیز جهانی شد.

 

تبدیل سریع شعارهای صنفی به شعارهای سیاسی

سرعت تبدیل شعارهای صنفی به شعارهای سیاسی و سرعت گسترش قیام در کوتاه‌ترین فرصت ممکن آن هم با شعارهای براندازی، برای هر ناظری که حداقل آشنایی با تحولات اجتماعی را داشته باشد، مفهوم خاصی دارد.

اولین شعاری که در مشهد سر داده شد، مرگ بر گرانی بود که مردم آن را با مرگ بر روحانی قافیه کرده بودند اما در کمتر از یکساعت، شعارها اساساً تغییر کرد.

 

شهرهای بپاخاسته 

کنتور اسامی شهرهای بپاخاسته با سرعتی سرسام‌آور چرخید و اسم شهرهای شورشی پشت سر هم و به‌صورت مسلسل توسط خبرگزاریها اعلام شد:

مشهد، نیشابور، شاهرود، سبزوار، یزد، بیرجند، کاشمر، رشت، ساری، قم، ارومیه، کرمانشاه، همدان، خرم‌آباد، قوچان، تهران، شهرکرد، اصفهان، تربت حیدریه، شاهین‌شهر، ابهر، ساوه، زنجان، اردبیل، اراک، ملایر، شهرضا، خرم‌آباد، کاشان، اهواز، بندرعباس، زاهدان، ایذه، نجف‌آباد، دورود لرستان، ارومیه، قهدریجان، سمنان، سنندج، چابهار و...

 

اولین شعارهای قیام

شعارها، ماهیت قیام و مطالبات آن را به‌روشنی مشخص می‌کردند:

مرگ بر دیکتاتور!

مرگ بر خامنه‌ای ـ روحانی!

مرگ بر حکومت آخوندی!

اسلامو پله کردید، مردمو ذله کردید!

قمی‌ها شعار دادند: حکومت آخوندی، نمی‌خوایم! نمی‌خوایم!

سیدعلی حیا کن، مملکتو رها کن!

ملت گدایی می‌کنه، آقا خدایی می‌کنه!

آخوندها حیا کنید، مملکتو رها کنید!

اهوازی‌ها شعار دادند: وای به روزی که مسلح شویم!

مرگ بر حزب‌الله!

اصفهانی‌ها در قیام هم، طبع شیرین خود را نشان داده و شعار دادند:

سید علی ببخشید، دیگه باید بلند شید!

شهرها بدون رعایت «حق کپی رایت»! این شعار و بسیاری شعارهای دیگر را بازنشر می‌کنند.

شعارها به سرعت و دقت به عمق می‌روند:

اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا! این شعار اکنون یکی از محبوب‌ترین شعارهای تمام شهرهاست و در واقع به هویت این قیام تبدیل شده که در مرزبندی دقیق با باندهای حکومتی ساخته شده است.

در دهلران مردم شعار می‌دهند: بسیجی!‌ داعشی! / می‌کشم، می‌کشم، آن که برادرم کشت!‌ 

کرمانشاهی‌ها شعار می‌دهند: ما بچه‌های جنگیم، بجنگ تا بجنگیم‌!

شعار سنندجی‌ها مرگ بر ارتجاع است، همان شعار دیرآشنا و خوش‌آهنگ دهه ۶۰

 

پیشتازی زنان و جوانان در قیام 

فیلم‌های خبری نشان می‌دهند که جوانان و زنها غوغا می‌کنند. در بسیاری از مناطق،‌ هدایت شورشی‌ترین صحنه‌ها با خانم‌ها و دختران جوانی است که جلو افتاده و خود در پیشاپیش صفوف بپاخاستگان،‌ خیابانها را فتح می‌کنند. زنان با شجاعتی بی‌مانند چشم در چشم پاسداران، فریاد مرگ بر خامنه‌ای سر داده و آنها را نیز به تکرار شعار مرگ بر خامنه‌ای فرامیخوانند، صحنه‌ای غرورآفرین برای مردم ایران و جنبش انقلابی آنها. اینک زنان نقش چشمگیری در هدایت قیام برعهده‌ دارند.

هماهنگی شعارها و سمت و سوی واحد حرکتها در عبور از کل نظام، یکی دیگر از نکات مهم قیام است که از همان روز اول به چشم می‌خورد.

 

ای‌ کاش خمینی می‌بود و این صحنه‌ها را می‌دید! 

ای‌ کاش خمینی بود و این صحنه‌ها را می‌دید و بعد می‌مرد. ای‌ کاش خمینی زنده بود و می‌دید زنانی که او هویتشان را انکار می‌کرد اینک چگونه نظام متعفن او را مچاله می‌کنند و به سوی زباله‌دان تاریخ، جارویش می‌کنند.

و ای کاش خمینی بود و می‌دید، زنان چگونه قیام را و انقلاب را و شورانگیزترین صحنه‌های نبردهای خیابانی را رهبری می‌کنند، پیچیده‌ترین عرصه‌های سیاسی را در بالاترین مواضع رهبری قیام مدیریت می‌کنند و با ارتشی توانمند و بی‌مهار، بر روی پیکر فرتوت این نظام منحوس، مانور عملیات سرنگونی می‌دهند، اینک در غیاب او، بقایای او باید طعم این‌همه شیرینی را بدون امام پلیدشان بچشند!

 

بستن تلگرام

در ابتدا آخوندها تصور می‌کردند شبکه‌های اجتماعی و به‌طور خاص خبررسان «تلگرام» قیام را ایجاد کرده است!‌ برای همین هم تلاش می‌کردند با فیلتر کردن تلگرام، یا حتی قطع اینتر نت،‌ قیام را تعطیل کنند!

گرچه بستن اینترنت و فیلترینگ تلگرام، کمی از ضرب قیام و خبررسانی آن موقتاً کم کرد اما مصادره قیام بزرگ و تاریخی یک ملت به یک «نرم‌افزار ارتباطی»! خودش نشانه «تخته کم» متولیان نظام است که هنوز هم پس از گذشت یک سال از قیام ادامه دارد! بستن توئیتر و اینستاگرام که این آخری در دیماه ۹۷ انجام شد، از دیگر مصادیق بارز آن تفکر عقب‌مانده و کله‌های گچ‌گرفته‌ای است که حتی توان درک مصالح خود را نیز ندارند.

 

تلاش برای توقف قیام 

حکومت برای توقف قیام چند کار دیگر هم کرد:

- راه‌انداختن ضدتظاهرات!

- بستن موقت اینتر نت و فیلترکردن تلگرام

- دست به‌دامن کشورهای خارجی شدن

 

درسی که دانش‌آموزان به دیکتاتور دادند! 

در اولین گام، رژیم تلاش کرد دانش‌آموزان خردسال را به‌عنوان ساده‌ترین و کم‌دردسر‌ترین بخش جامعه، سوژه اجرایی جنگ تبلیغاتی خود کرده و با به صحنه آوردن آنها و شعارهای حکومتی را در دهان آنان گذاشتن، برای خود «فست فود» تبلیغاتی تهیه کند. اما دانش‌آموزهایی که به اجبار به تظاهرات آورده شده بودند، دستگاه رژیم را به هم زده و شروع کردند به شعار دادن بر ضد خامنه‌ای و روحانی.

در این میدان دانش‌آموزان قهرمان و آگاه بلوچ پیشتاز بقیه بودند. فیلم‌های خبری مشابهی از دانش‌آموزان اهوازی نیز بر روی شبکه‌های اجتماعی، در شمار پربیننده‌ترین‌ها قرار گرفت تا دیکتاتور دریابد نباید به دانش ‌آموزان طمع کرده و خیال سوءاستفاده سیاسی از آنها به سرش بزند.

 

دست به‌دامن فرانسه شدن! 

روحانی روز پنجم ـ ششم قیام با دولت فرانسه تماس گرفت و تلاش کرد توسط آنها جلوی پیشروی مجاهدین خلق را بگیرد! چیزی که در عالم سیاست حیرت‌انگیز و البته کودکانه بود!

خبرگزاری فرانسه روز ۱۳دی ۹۶ گزارش کرد حسن روحانی در تماس خود با ماکرون گفته است: «ما انتقاد داریم که یک گروه تروریستی پایگاهی در فرانسه داشته با شد و علیه ایران عمل کند و دست به خشونت بزند. ما از دولت فرانسه می‌خواهیم علیه این گروهک تروریستی اقدام کند».

روز ۱۲دی ۹۶ تلویزیون حکومتی نکات جدیدی از قیام مطرح کرد و گفت:

«منافقین یک ستاد اجتماعی تشکیل دادند وارد حوزه شبکه‌سازی شدند تا به‌سرعت آشوب به‌ عملیات مسلحانه تبدیل شود و به سمت تسخیر و تصرف نیل پیدا بکند. در ابتدا این تجمعات توی این ۳۲نقطه شکل گرفت. شعارها به سمت ساختارشکنی و درگیری و آشوب حرکت کرد. برای روز شنبه در ۷۲نقطه فراخوان زدند و ۴۰نقطه شاید هم بیشتر تقریباً درگیری به‌وجود آمد. خیلی تلاش کردند تا وارد عملیات مسلحانه در شهرهای کوچک بشوند. روز یکشنبه فراخوانشان را بردند به سمت ۱۲۰نقطه.

این فقط تحلیل رژیم نبود، دیگرانی هم که میانه خوبی با قیام مردم ایران نداشتند مجبور شدند به گوشه‌های دیگری از واقعیت قیام اذعان کنند.

نشریه فرانسوی لوموند ۱۲دی ۹۶ نوشت: «یک محقق فرانسوی به‌نام «استفن دودوآنون» که به‌تازگی از ایران بازگشته در لوموند ۲ژانویه نوشت:

«حکومت اسلامی ایران... کاملاً غافلگیر شده... آنچه در ایران امروز می‌گذرد یک انقلاب به‌معنای حقیقی کلمه است... رویدادهای جاری ایران یک انقلاب بزرگ ملی است... و مستقیماً و به‌طور رادیکال رأس حکومت اسلامی ایران را نشانه گرفته است. توده‌های اصلی انقلاب حاضر در ایران را مردم پابرهنه محلات و مناطق فقیرنشین تشکیل می‌دهند... جمهوری اسلامی ایران دچار یک فروپاشی اجتماعی و ایدئولوژیک شده است... انقلاب مردم ایران... کلیت نظام اسلامی ایران را هدف گرفته است».

 

خامنه‌ای چه گفت؟ اعتراف خامنه‌ای به نقش محوری مجاهدین در قیام

و سرانجام روز ۱۳دی ۹۶ خامنه‌ای به صحنه آمد و با اشاره به یک مثلث موهوم، حرف اصلی خود را که کمی پیش‌تر وعده داده بود،‌ زد و گفت مجاهدین صحنه‌گردان قیام هستند.

جا دارد دوباره درباره ماهیت ‌قهرآمیز قیامهای قهر‌قهرقیام‌های دهه‌های قبل یادآوری شود. قیام‌هایی که آنها نیز متأثر از فرهنگ و منش سیاسی مبارزاتی مجاهدین خلق بودند.

این قیام نیز در همان اولین روزها به سرعت رنگ قهرآمیز به خود گرفت و نشان داد که ریشه‌هایش مانند قیامهای دهه ۷۰ و عاشورای ۸۸ به کجا می‌رسد.

 

درک هویت قیام 

کلیپ‌های خبری بعضی صحنه‌های قیام، واقعاً صحنه جنگ بین مردم با یک رژیم اشغالگر را نشان می‌دادند، نگاهی به این کلیپ‌های خبری که در اینترنت به‌وفور در دسترس قرار دارند، به درک ماهیت و هویت قیام کمک می‌کند به‌ویژه قیام شهرهایی مانند شاهین‌شهر، قهدریجان، دورود، اراک و...

تقریباً تمامی نمادهای حکومتی مورد حمله مردم قرار گرفتند.

روز ۲۲دی ۹۶ آخوند محمدباقر فرزانه در نمایش جمعه مشهد گفت به دفاتر ۶۰امام‌جمعه در شهرهای مختلف حمله شده است. خبرگزاری تروریستی تسنیم نیز ۶روز بعد، از قول احمد خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری نوشت: «اغتشاشگران به ۲۰حوزه علمیه حمله کردند».

همین گزارشهای رسمی نشان می‌دهند که قیام، رنگ و بوی انقلاب دارد، سمت و سو و هدف مشخص دارد و البته سازمان‌کار مرتب با ساختاری منظم. یعنی اکنون فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، خود را با یک قیام سازمان‌یافته رودررو می‌بیند که در هر لحظه‌ این توان را دارد که دست به مانور متناسب با وضعیت موجود بزند، امری که برای آخوندها مطلقاً خردکننده است، ریزش نیروهای آخوندها اولین پیامدهای قیام است.

آن قیام تا همین امروز بی‌وقفه ادامه دارد و امواجش یکی پس از دیگری، از راه رسیده و راه مردم به سوی افق‌های عالی‌تر را باز می‌کنند. افق سرنگونی آخوندها اینک در چشم‌انداز است.

قسمت بعدی این نوشته نگاهی است به مهم‌ترین ویژگی‌ و برخی سرفصل‌های قیام در شرایط حاضر.

 

بیشتر بخوانید:

۴۰سال قیام برای آزادی (۱) 

۴۰سال قیام برای آزادی (۲)  

۴۰سال قیام برای آزادی (۳

۴۰سال قیام برای آزادی (۴)

۴۰سال قیام برای آزادی (۵)

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات