728 x 90

پیام شهادت بهروز و مهدی؛ بازخوانی یک نقطه‌ٔ عطف

مجاهدان شهید بهروز احسانی و مهدی حسنی
مجاهدان شهید بهروز احسانی و مهدی حسنی

در دومین روز از اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی ــ ۲مجاهد سرفراز و از اعضای شناخته‌شده‌ی مقاومت ایران ــ و در میانه‌ی تشدید سرکوب‌های امنیتی و قضایی در سراسر کشور، باید به لحظه‌‌یی تأمل‌برانگیز در تعادل قوای میان جامعه و حاکمیت بنگریم. لحظه‌‌یی که بیش از پیش روشن می‌سازد که جدال اصلی در ایران امروز، جدالی بر سر آینده‌ و بر سر آلترناتیو سیاسی فردای پس از حاکمیت ولایت فقیه ا‌ست.

 

قوه‌ی قضاییه‌ی تحت امر خامنه‌ای، با تمرکز ویژه بر پرونده‌ی زندانیان سیاسیِ مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، در عمل خود اعتراف می‌کند که هم‌چنان این سازمان، چالش‌برانگیزترین و تعیین‌کننده‌ترین نیروی سیاسی در برابر حاکمیت است. این تمرکز نه فقط در اعدام‌ها و احکام سنگین، بلکه در خطوط تبلیغاتی رسمی نظام نیز منعکس است. رسانه‌های دولتی و تریبون‌های سپاه و بسیج، هم‌چنان با صرف هزینه‌های گزاف به شیطان‌سازی علیه سازمان مجاهدین خلق مشغول‌اند، آن‌هم در شرایطی که جامعه‌، مشخصاً نسل جوان، دیگر نه فریب این تبلیغات را می‌خورد و نه پذیرای روایت‌های رسمی است.

 

در این چارچوب، آن‌چه شهادت بهروز احسانی و مهدی حسنی را به یک نقطه‌ی عطف بدل کرده، علاوه بر مظلومیت یا شجاعت فردی این دو، بازتاب وسیع و گسترده‌ی داخلی و بین‌المللی آن در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جهانی است. این بازتاب، بی‌واسطه نشان از آن دارد که وجدان جمعی جامعه‌ی ایران نسبت به مسیر و هزینه‌ها و اعتبار تاریخیِ مقاومت، حساس شده است و می‌داند که نبرد اصلی، نبرد بر سر حقیقت آزادی و دروغ استبداد، مقاومت و سرکوب و نواندیشیِ آینده‌پو و کهنه‌اندیش قرون وسطایی و ارتجاعی‌ست.

 

خامنه‌ای و اتاق فکر ولایت‌ فقیه، به‌درستی دریافته‌اند که بحران مشروعیت، امروز از مرحله‌ی هشدار گذشته و به مرحله‌ی فروپاشی رسیده است. از این‌روست که تمرکز خود را بر سرکوب آلترناتیو واقعی و سازمان‌یافته گذاشته‌اند. تلاش برای حذف فیزیکی اعضای سازمان و هم‌زمان انتشار مستمر اخبار دروغ، شایعات و فیلم‌ها و مستندهای ساختگی، همه نشان می‌دهند که تهدید اصلی برای بقای نظام، نه از دل اصلاح‌طلبی تقلبی یا اپوزیسیون تزئینی، بلکه از دل یک آلترناتیو جدی، باسابقه و دارای ریشه‌ی اجتماعی و سازمانیافته می‌آید.

 

در این میان، آن‌چه بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارد، رشد آگاهی عمومی نسبت به فریب‌کاری‌های گذشته‌ و امروز حاکمیت است. افکار عمومی، به‌ویژه در نسل جوان، اکنون بیش از همیشه آماده‌ی کشف حقیقت در پسِ پرده‌های ضخیم تبلیغات ولایی، سلطنت‌طلبانه و استعماری است. نسلی که نه انقلاب ۵۷ را تجربه کرده، نه جنگ ۸ساله را، اما عطش عدالت و آزادی را با پوست و استخوان در میدان‌های واقعیِ نبرد آزادی و استبداد لمس کرده است. این نسل اکنون به‌دنبال پاسخ‌هایی جدی و اصیل است، نه بازی‌های بی‌حاصل قدرت و بی‌هزینه.

 

در چنین موقعیتی، اعدام مجاهدانی چون بهروز احسانی و مهدی حسنی، نه‌تنها ترس یا سکوت ایجاد نمی‌کند، بلکه برعکس، عمق شکاف میان حاکمیت و جامعه را بیشتر می‌کند و تصویری شفاف‌تر از صحنه‌ی نبرد واقعی به نمایش می‌گذارد. اعدام‌ها، آخرین حربه‌ی نظامی‌ست که مشروعیت خود را از دست داده و دیگر حتی قادر به حفظ و تداوم ترس هم نیست.

نامه‌ها و وصیت‌نامه‌های ۲گل سرخ محبوب آزادی، بهروز و مهدی، تبیین همه‌جانبه‌ی موقعیت کنونی نبرد و نقطه‌ی ثقل و کانونی آن علیه حاکمیت رو به زوال ولایت فقیه است. واژه‌هایی که نقطه‌ی عطف کنونی در رقم خوردن تعادل قوا به‌نفع اکثریت مردم ایران برای تعیین تکلیف نهاییِ نظام قرون وسطایی ولایت فقیهی را تبیین کرده‌اند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/59b11b31-1a07-40cb-9eca-0e604cfb9b4f"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات