هشدار به بیتفاوت شدن جامعه
یکی از کاربران در شبکههای اجتماعی یک پیام ویدئویی را بهاشتراک گذاشته است و در آن، به ایرانیان فراخوان میدهد که نگذاریم فاجعهی بدتر از اعدام در ایران اتفاق بیفتد. در توضیح «فاجعه» میگوید: «بدتر و خطرناکتر از اعدام این است که حکومت آخوندها میخواهد با تکرار اعدام و اخبار روزانهی آن، اعدام را از نظر روانی در جامعه جا بیندازد و عادی جلوه بدهد تا مردم نسبت به اخبار آن بیتفاوت شوند.»
«زبان مرگ»
هفتهی قبل، یک کاربر دیگر قطعهای شعر را بهاشتراک گذاشت که نشانیِ اتاق فکر جنایتاندیش ولایی ــ آخوندی را میدهد:
«هيج درختی
رؤيای چوبهی دار شدن را نداشت
و رسالت طناب
رسيدن به دستها بود، نه گلوها...
نخستين بار چه كسی
معصوميتِ درخت
و مهربانی طناب را
به زبانِ مرگ ترجمه كرد؟»
«چوبهی دار؛ اعتراف به ناتوانیِ ساختار قدرت»
یک کاربر دیگر با اشاره به موج اعدام توسط حکومت ملایان، عبارتی را از کتاب «تأملاتی درباره اعدام» اثر آرتور کاستلر بهاشتراک گذاشته است که نشانیِ دقیق علت استفاده از اعدام توسط ولی فقیه و داس قوهی قضاییهاش را گواهی میدهد:
«هر بار كه چوبهی دار برپا میشود، ساختار قدرت اعتراف میكند كه در فهم، محاسبه و حل مشكلات جامعه ناتوان است. چوبهی دار، سريعترين و بیرحمانهترين راه برای پاک كردن صورت مسألهی مشكلاتی است كه حكومت توان حل كردن آنها را ندارد.»
اتاق فکر نظام ملایان با صدارت ولی فقیه، میخواهد قلمها همواره واژهی «اعدام» را تکرار و تکثیر کنند. اما همین سه نمونه که اندکی از هزاران نمونهی دیگر در شبکههای مجازیست، گویای هوشیاری در هماوردی با استراتژی اعدام است.
هر اعدام؛ افزایش چاشنیِ انفجاری
تکرار اعدام در ایران اشغالشده، برخلاف استراتژی حکومت اعدام، هرگز منجر به جامعهی حداکثریِ خنثی در قبال جنایت نشده است. ولی فقیه و قوای سهگانهی تحت امرش میخواهند با اعدام، به محاصرهی فکر، روح، ذهن، خیال، خواب، بیداری، خاطره و عواطف مردم ایران بروند. اما جامعهی حداکثریِ ایران هر اعدام را یک چاشنی انفجاریِ افزوده بر قبلیها میکند.
کارنامهی نفرینشدهی خمینی، خامنهای و بلندگوها و دستگاه تبلیغاتیشان نزد مردم ایران جز این نیست که قلمها، خبرها، گزارشات، گفتارها، تفسیرها، عکسها، فیلمها، درختان، خیابانها، میدانها، خاورانها، شعرها، ترانهها، مقالهها، کتابها و صبح و شام زندگانی مردم ایران را از واژههای «زندان»، «اعدام»، «فقر» و «جنسیت» انباشتهاند. هر کدام از این واژهها، یک چاشنیِ انفجاری شدهاند که از قضا همین چاشنیها، معرف مختصات واقعیِ جامعهی حداکثری با حاکمیت غاصب حداقلی میباشد.
نبرد فراگیر: مصاف انسانیت با ضد بشر
بیشک «اعدام»، «گرانی» و «فقر»، مثلث درد مشترک مردم ایران است که اتاق فکر نظام ملایان، نابودیِ کرامت انسانی را در درون این مثلث نشانه گرفته است تا تضمین بقای نظام باشد؛ چرا که نبرد فراگیر در ایرانزمین، مصاف بین انسانیت از جانب جامعهی ایران و ضد بشر بودن از جانب حاکمیت ملایان است. باید آثار مورد نظر حاکمیت از اعدام را به خود آن برگرداند. کنش فعال در این زمینه است که استراتژی اتاق فکر ولی فقیه از تداوم اعدام را شکست میدهد. همانگونه که اعدام و گرانی و فقر، زخم و درد بزرگ ملیست، این درد مشترک ملی و میهنی را فوریتِ درمان مشترک با یکپارچگی و همبستگی علیه حاکمیت متکی بر «اعدام» باشیم...!