728 x 90

هندسه‌ٔ ایستادگی؛ چرا سازمان‌یافتگی تنها راه رهایی است؟

سازمان‌یافتگی، تنها راه رهایی...
سازمان‌یافتگی، تنها راه رهایی...

آیا آزادی، میوه‌ای است که به خودی خود از درخت تاریخ می‌افتد، یا محصولی است که تنها در کارگاه نظم و سازمان عمل می‌آید؟ چرا بسیاری حرکت‌های خودانگیخته در مواجهه با سختی‌های مسیر به ورطه‌ٔ فروپاشی می‌غلتند و تداوم ندارند؟ و سرانجام، چگونه تشکیلاتی مانند سازمان مجاهدین می‌تواند در برابر طوفان‌های خیانت، سازش و فرسایش، نه تنها سرپا بماند، بلکه به بازتولید کیفی نیروهای خود بپردازد؟

 

سازمان‌یافتگی، رمز تداوم یک آرمان

در پهنه‌ٔ تاریخ معاصر، مبارزه برای عدالت و آزادی هیچ‌گاه یک قدم‌زدن تفننی در خیابان‌های سیاست نبوده است؛ بلکه مواجهه‌ای سهمگین میان «اراده‌ٔ انسانی» و «ساختار قدرت» است. آنچه یک جنبش را از یک غلیان عاطفی زودگذر متمایز می‌کند، عنصر «سازمان‌یافتگی» است. سازمان، تنها یک ظرف اداری نیست، بلکه ستون فقراتی است که به پیکره‌ٔ آرمان، امکان «تداوم» می‌بخشد.

 

سازمان به‌مثابه‌ٔ سد دفاعی در برابر آنتروپی سیاسی

نیروهای انقلابی در سراسر جهان، از دیرباز تاکنون دریافته‌اند که دشمن آزادی، همواره مجهز به طرح، برنامه و بودجه است. دشمن با ابزارهایی چون ارعاب، تطمیع و ترور، در پی متلاشی کردن انسجام درونی جنبش‌هاست. در چنین بستری، حفظ یک سازمان برای حتی یک روز، معنایی فراتر از مدیریت لجستیک دارد؛ این یک کنش هستی‌شناختی در برابر نیستی است.

هانا آرنت در کتاب در باب انقلاب تأکید می‌کند که قدرت واقعی نه در خشونت، بلکه در توانایی انسان‌ها برای «عمل هماهنگ» نهفته است (آرنت ۱۳۶۳). سازمان‌یافتگی، تجسد همین عمل هماهنگ است که اجازه نمی‌دهد تک‌افتادگی کادرهای انقلابی، آنها را به لقمه‌های راحتی برای دیکتاتوری و فاشیسم تبدیل کند.

 

ستیز با فردگرایی: نگهبان اخلاق انقلابی

بزرگ‌ترین تهدید برای یک ساختار مبارزاتی، نه از بیرون، که از درون و از لایه‌های پنهان روان‌شناختی نیروها برمی‌خیزد. «فردگرایی خودخواهانه» همان عارضه‌ای است که با ظاهری فریبنده، منافع شخصی را بر مصالح کلان خلق و جنبش مقدم می‌شمارد.

اینجاست که ضرورت «مبارزه ایدئولوژیک» عیان می‌شود. فردگرایی، موتور محرک اپورتونیسم (فرصت‌طلبی) و سازشکاری است. وقتی مبارز، پیوند اندام‌وار خود را با کل سازمان فراموش کند، در برابر وسوسه‌ٔ خنجر زدن از پشت یا معامله با دشمن، آسیب‌پذیر می‌شود. ژان پل سارتر در بحث‌های خود پیرامون «تعهد»، معتقد است که انسان انقلابی با انتخاب خود، در قبال همه‌ٔ انسان‌ها مسئول است (سارتر ۱۳۴۶). این مسئولیت‌پذیری رادیکال، جز در بستر یک انضباط تشکیلاتی سخت‌گیرانه که فردیت را صیقل داده و به «شخصیت انقلابی» تبدیل می‌کند، محقق نمی‌شود.

 

سازمان پویا، به‌مثابه یک ارگانیزم زنده

یک سازمان پویا، موجودی زنده است که مدام در حال «تجزیه و ترکیب» است. ریزش‌ها و رویش‌ها، فرآیند طبیعی پالایش یک جنبش هستند. کسانی که زیر بار سنگین مسئولیت شانه خالی می‌کنند یا به ورطه‌ٔ خودفروشی سیاسی می‌افتند، در واقع در فرایند تجزیه قرار می‌گیرند. اما در مقابل، کسانی که در بوته‌ٔ آزمایش‌های روزانه، خود را «مانند سنگ یشم» صیقل می‌دهند، هسته‌ٔ سخت و ماندگار تشکیلات را می‌سازند.

این ماندگاری، محصول «انتقاد و انتقاد از خود» و جنگ مستمر با تمایلات استثماری است؛ ابزاری که اجازه نمی‌دهد انحرافات کوچک به سرطان‌های تشکیلاتی تبدیل شوند. انضباط سازمانی در اینجا نه به‌معنای کوری و اطاعت محض، بلکه به‌معنای آگاهی از ضرورت وحدت برای نیل به پیروزی است.

سازمان مجاهدین خلق ایران اگر توانسته است در دهه‌های متوالی در برابر فاشیسم دینی سرفراز و روسپید بماند به اعتبار وفاداری به اصول مبارزاتی و تقوای انقلابی کادرها و رهبران آن است. تقوایی که در کوران مبارزه پیوسته صیقل می‌خورد و از زنگارها پیراسته می‌شود.

 

فضیلتی که از آسمان نمی‌آید

مبارزه سازمان‌یافته، مدرسه‌ٔ انسان‌سازی است. اخلاق انقلابی، همان‌گونه که رهبران بزرگ جنبش‌های آزادی‌بخش خاطرنشان کرده‌اند، موهبتی آسمانی نیست، بلکه محصول «تلاش مستمر روزانه» است. برای آن که بتوان باری گران را به مقصدی دور برد، باید پای‌بستی محکم از اخلاق داشت؛ اخلاقی که در آن «ما» بر «من» پیروز شده باشد.

در نهایت، ارزش ایستادگی یک سازمان، در توانایی آن برای تکثیر انسان‌هایی است که منافع خلق را بالاتر از پیراهن خویش می‌بینند. این همان کیمیایی است که مس وجود نیروهای پراکنده را به طلای ناب یک ارتش آزادی‌بخش تبدیل می‌کند. ارتشی که می‌تواند در بزنگاه‌های حساس سرنوشت، از خویش بگذرد و برای رسیدن مردم ایران به یک جمهوری دموکراتیک و فردایی آزاد و آباد، حماسه‌های بالابلند خلق کند.

 

ارجاعات:

آرنت، هانا. در باب انقلاب. ترجمه عزت‌الله فولادوند. تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۳.

سارتر، ژان پل. اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر. ترجمه مصطفی رحیمی. تهران: انتشارات نیلوفر، ۱۳۴۶.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/39074252-07d2-420c-ba2a-2eb84c3a319e"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات