در روز جهانی حقوقبشر(۱۹آذر ۱۴۰۴)، پارلمان اروپا در بروکسل میزبان اجلاسی بود که به موضوع حساس «حقوقبشر در ایران، پاسخگویی و نقش اتحادیه اروپا» اختصاص داشت. این اجلاس که با حضور خانم مریم رجوی و شخصیتهایی مانند سفیر استیون جی. رپ (سفیر آمریکا برای عدالت کیفری جهانی)، کومی نایدو (دبیرکل پیشین عفو بینالملل)، دورین روکماکر (نماینده پیشین پارلمان اروپا از هلند)، و استرون استیونسون (نماینده پارلمان اروپا ۲۰۰۴–۲۰۱۴، از مسئولان کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت) برگزار شد، بر یک اصل محوری تأکید داشت: استبداد حاکم بر ایران، نه تنها یک تهدید داخلی، بلکه کانون اصلی بیثباتی در خاورمیانه است که تنها با ارادهٔ خود مردم ایران قابل ریشهکن شدن است.
سخنرانیهای ارائه شده در این اجلاس، وضعیت حقوقبشر در ایران را مصداق بارز «جنایت علیه بشریت» دانسته و بر ناکارآمدی رویکرد مماشات در قبال حکومتی که مشروعیت خود را از دست داده، انگشت تأکید نهادند.
مسئولیت تاریخی اروپا
دومین اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوقبشر، نه صرفاً یک نشست یادبود یا تکرار بیانیههای اخلاقی، بلکه صحنهای برای طرح یک پرسش بنیادین بود: آیا اروپا آماده است از سیاست تماشاگرانه عبور کند و به مسئولیت تاریخی خود در قبال مردم ایران عمل نماید؟ این اجلاس، با تمرکز بر «حقوقبشر، حسابرسی از رژیم و نقش اتحادیه اروپا»، مرز میان تحلیل و اقدام را به چالش کشید و نشان داد که مسأله ایران دیگر موضوعی حاشیهای در سیاست بینالملل نیست.
جنایت علیه بشریت، رویهٔ حکمرانی ولایت فقیه
استرون استیونسون، نماینده پیشین پارلمان اروپا، در سخنرانی خود با نگاهی کلان به تحولات منطقهای، بر این واقعیت تأکید کرد که منبع بیثباتی نه در حاشیهها، بلکه «در تهران» قرار دارد و افزود: «حملات هوایی بهتنهایی نمیتواند منبع اصلی بیثباتی در خاورمیانه را ریشهکن کند… تنها نیرویی که قادر به نابود کردن آن است، خود مردم ایران هستند». این گزاره، نقطه عزیمت یک تحلیل سیاسی است که راهحل را نه در مداخله خارجی، بلکه در شناسایی و تقویت نیروی تغییر درونزا میبیند.
او با یادآوری ۴دهه سرکوب سیستماتیک، رژیم ولایت فقیه را متهم کرد که «جنایت علیه بشریت» را به یک رویه حکمرانی تبدیل کرده است؛ از اعدام و شکنجه تا ناپدیدسازی قهری و سرکوب زنان و اقلیتها. استیونسون با اشاره به قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ گفت: «این یکی از بزرگترین جنایات اواخر قرن بیستم است و با این حال، معماران آن آزادانه در راهروهای قدرت تهران قدم میزنند». تأکید او بر تداوم این جنایات، با اشاره به هزاران اعدام ثبتشده در سالهای اخیر، حاکی است که مسأله نه یک گذشتهٔ بسته، بلکه یک اکنون باز و حلنشده است.
پاسخگو کردن رژیم از طریق صلاحیت جهانی
در همین بستر، سفیر استیون جی. رپ، با اتکا به تجربهٔ خود بهعنوان دادستان بینالمللی، چارچوبی حقوقی برای فهم این جنایات ارائه داد. او با صراحت اعلام کرد: «این اعدامهای قضایی… اقدامات ترور دولتی برای سرکوب مخالفان و بازگرداندن کنترل هستند». رپ، با مقایسه وضعیت ایران با پروندههای رواندا و سیرالئون، تصریح کرد که آنچه در ایران جریان دارد، «جنایت علیه بشریت» است و افزود: «پاسخگویی کند است، اما هرگز غیرممکن نیست». این سخن، یادآور یک اصل بنیادین در حقوق بینالملل است: مصونیت، دائمی نیست.
رپ با اشاره به تجربه سوریه نشان داد که حتی در غیاب ارجاع به دیوان کیفری بینالمللی، میتوان از طریق «صلاحیت قضایی جهانی» مسیر عدالت را گشود. پیام ضمنی او روشن بود: اگر جامعه جهانی اراده کند، میتواند سازوکارهای پاسخگویی را فعال نگهدارد تا روزی که «درِ سلول پشت سرتان بسته میشود و در برابر بازماندگان محاکمه خواهید شد».
ضرورت گذار از بیانیه به عمل
دورین روکماکر، نماینده پیشین پارلمان اروپا، با زبانی صریحتر، مسئولیت اتحادیه اروپا را به چالش کشید و گفت: «رژیم ایران شنیعترین، شرورترین و بیرحمترین رژیم امروز جهان است». او با ارائه یک فهرست دهگانه از اقدامات مشخص، از اعمال صلاحیت قضایی جهانی تا مشروطسازی روابط دیپلماتیک و قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی، نشان داد که گذار از بیانیه بهعمل، کاملاً ممکن است؛ اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد.
تأکید بر بدیل سیاسی
اما اجلاس بروکسل تنها به تشخیص جرم بسنده نکرد؛ بلکه بر بدیل سیاسی نیز انگشت گذاشت. استیونسون با اشاره به تکثیر کانونهای شورشی در داخل ایران گفت: «بهرغم استبداد حاکم، شعله مقاومت ایران هرگز خاموش نشده است». او این جنبش را «سازمانیافته، ریشهدار و در حال گسترش» توصیف کرد که توان رهبری گذار به «یک جمهوری دموکراتیک» را دارد؛ جمهوریای که در آن «نه جایی برای حکومت دینی است و نه سلطنت».
در پشت این مقاومت، بهگفته او، شورای ملی مقاومت ایران و برنامهٔ ۱۰مادهای خانم مریم رجوی قرار دارد؛ برنامهیی که لغو مجازات اعدام، برابری جنسیتی، جدایی دین و دولت و انتخابات آزاد را تضمین میکند. تأکید بر این برنامه، پیام روشنی به اروپا میدهد: آلترناتیو وجود دارد و خلأ قدرت، بهانهیی قابلقبول نیست.
مقاومت قهرمانانهٔ زنان ایران
در بعد اخلاقی و اجتماعی، سخنان کومی نایدو، دبیرکل پیشین عفو بینالملل، بعد انسانی این مبارزه را برجسته کرد. او با اشاره به محکومیت یک زن ۶۷ساله بهدلیل حمل پلاکاردی با شعار «زن، مقاومت، آزادی» گفت: «اگر از یک زن ۶۷ساله احساس خطر میکنید، باید بفهمید که به شکلی بیسابقه ضعیف شدهاید». این روایت، سرکوب را نه نشانه قدرت، بلکه علامت فروپاشی مشروعیت معرفی میکند.
نایدو همچنین با تأکید بر نقش زنان در خط مقدم مبارزه افزود: «آنچه ما را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده، مقاومت قهرمانانه زنانی است که در ایران به مقابله با حکومت برخاستهاند». او از اتحادیه اروپا خواست تا ایجاد یک سازوکار تحقیقی سازمان ملل، بهویژه درباره قتلعام ۱۳۶۷ را در دستور کار قرار دهد و هشدار داد که «بدبینی تجملی است که ما توان پرداخت هزینهاش را نداریم».
«ساعت تغییر نزدیک است»
اجلاس بروکسل یک پیام مشترک داشت: دوران ابهام به پایان رسیده است. رژیم ولایت فقیه مشروعیت خود را از دست داده و جامعه جهانی، بهویژه اروپا، در برابر یک انتخاب روشن قرار دارد. یا با تداوم مماشات، در «سمت اشتباه تاریخ» میایستد، یا با بهرسمیت شناختن مبارزه مردم ایران و حمایت از سازوکارهای پاسخگویی و آلترناتیو دموکراتیک، نقش خود را در شکلگیری آیندهای عادلانه ایفا میکند. همانگونه که استیونسون هشدار داد، «ساعت تغییر نزدیک است»؛ و این بار، تاریخ از کنار اروپا بیتفاوت عبور نخواهد کرد.