«یقین داشته باشید که آینده مال شماست، آینده مال انقلابیون است، نیروهای میرا از صحنه حذف خواهند شد».
۴۴سال پیش، مثل امروز (۱۹بهمن ۱۳۶۰)، اشرف زنان مجاهد - اشرف رجوی- بههمراه سردار کبیر خلق، موسی خیابانی و یارانش در نبردی نابرابر و خونین با پاسداران خمینی بهشهادت رسیدند؛ نبردی که بهحق «عاشورای مجاهدین» نام گرفت. آنچه در آن روز سوخت و خاکستر شد، مسیر سازش و کرنش و بیهزینگی بود و آنچه رویید، رسم فدا و پاکبازی و نبرد تا آخرین نفس.
۲روز بعد، مسعود رجوی در جمع شماری از اعضا و هواداران مجاهدین، عصاره همین روش و منش انقلابی را تشریح کرد و گفت:
«انقلابی هستیم که نمیخواهیم به فروش بریم، به همین دلیل خیلی جاها مطلوب نیستیم بلکه محکم و استوار ایستادهایم روی مواضعمون و خودمونیم».
این جمله، خلاصهٔ نقشهمسیر و مرزبندی روشن با همهٔ اشکال سازش و خودفروشی بود؛ مرزی که مجاهدین را ۴۴سال زیر شدیدترین بمبارانها، تهدیدها، تهمتها و شیطانسازیها استوار نگهداشت.
رجوی در ادامه با تأکید بر پتانسیل و ظرفیت انسانها گفت: «ما به دوشها، به شانهها یعنی به ظرفیتها، به قلبها به ضمیرها به روانها و ذهنهایی نیاز داریم که بتوانند از هر جهت رنج یک انقلاب را تحمل کنند و بارش را بر دوش بکشند». و هشدار داد: «شما با خط سرخ و خونین بر سر همهٔ انجمنها و شعب مختلف فعالیت سازمان در داخل و خارج کشور بنویسید کسی که هدفش خودش است به اینجا نیاید».
او حتی به معماری کار انقلابی و ضرورت دیدن اشکالات، انتقادات و کمبودهای مجاهدین اشاره کرد و افزود: «در ضمن حرکت سیاسی و تبلیغاتی و افشاگرانه و تشکیلاتی، حتماً میبایستی به کار انتقادی بهطور فردی و دستهجمعی هم بها داد والا این آجرها روی هم بند نخواهند شد. از اینها نمیشود پلی ساخت، تا یک خلق از روی آن عبور کند».
او با این مقدمه، رسالت و اصالت مجاهدین را به این ترتیب فرموله و ثبت کرد: «مجاهد خلق بودن ایجاب میکند که از بدنهای خویش پلی بسازیم تا خلقمون عبور کنه».
امروز، ۴۴سال پس از آن سخنرانی، بهروشنی میبینیم که همین «پلِ فدا» راز ماندگاری مجاهدین بود. زیرا دشمن غدار با همهٔ قدرتش شقهشقه و آشفته و تباه گردید، اما مجاهدین زیر سنگینترین ضربات، تهدیدها و کینتوزیها اوج گرفتند و شکوفا شدند. آخر، بنای کارشان تجارت و معامله و مصلحتاندیشی نبود؛ آنان با همان نقشه مسیر... با فدا آغاز کردند و با فدا ره باز کردند.