728 x 90

کارزار سیزده‌بدر؛ شکوفایی بهار مقاومت در نحوست آخوندی

سیزده بدر ۱۴۰۴
سیزده بدر ۱۴۰۴

در هنگامه‌ای که بهار طبیعت با شکوفه‌های معطرش زمین را به آرایه‌ای دلپذیر آراسته‌است، بهار دیگری در دل ایران‌زمین سر برآورد؛ بهاری از جنس مقاومت، آگاهی و اراده‌ای خلل‌ناپذیر برای رهایی. کارزار سیزده‌بدر، که از هفتم تا سیزدهم فروردین ۱۴۰۴ در گستره‌ای شگفت‌انگیز از ۱۲۳شهر ایران به‌وقوع پیوست، نه‌تنها آیینی سنتی را بازتاب داد، بلکه به‌مثابه یک جنبش انقلابی، پرده از عزم راسخ مردمی برداشت که در برابر سایه سنگین استبداد، تسلیم‌ناپذیر ایستاده‌اند. این کارزار، با ۶۰عملیات ضداختناق و ۱۲۹۴پراتیک انقلابی، رویدادی بود که در تقابل مستقیم با رژیم حاکم، هویت جمعی یک ملت در زنجیر را به نمایش گذاشت.

 

گستردگی جغرافیایی و عمق نمادین

گستردگی این کارزار، از تهران و کرج تا شهرهای دورافتاده‌ای چون راسک و کهنوج، نشان‌دهنده شبکه‌یی پویا و فراگیر از شورشگران است که مرزهای جغرافیایی و محدودیت‌های سیاسی را درنوردیده است. ۱۲۳شهر، از کلان شهرهای پرهیاهو تا روستاهای آرام، به صحنه‌ای برای فریاد آزادی بدل شدند. این پراکندگی از منظر جغرافیایی نیز حائز اهمیت است؛ گویی هر شهر، هر خیابان و هر کوچه به تریبونی برای بیان خواست جمعی تبدیل شده بود. در این میان، کانون‌های شورشی، به‌عنوان پیشگامان این حرکت، نقشی محوری ایفا کردند و با سازمان‌دهی ۱۳رشته کارزار سراسری، نشان دادند که مقاومت در ایران، یک استراتژی منسجم و هدفمند است.

 

سیزده‌بدر از یک آیین باستانی تا گره خوردن به جوهر انقلاب

سیزده‌بدر، که در فرهنگ پارسی به‌عنوان روز طبیعت و پایان جشنهای نوروزی شناخته می‌شود، در سال ۱۴۰۴ معنایی فراتر از یک سنت یافت. این روز، که در تقویم رسمی ایران به نمادی از هم‌زیستی با طبیعت بدل شده، در دستان کانون‌های شورشی به ابزاری برای به‌در کردن نحسی استبداد تبدیل گشت. شعارهایی چون «سیزده‌بدر، آخوند بدر» و «نه شاه می‌خوایم نه ملا، لعنت به دیکتاتورها» طنینی از طرد هر گونه ستمگری را در خود داشتند، و بازتاب‌دهنده خواست تاریخی ملتی بودند که از چرخه تکراری استبداد به ستوه آمده است.

این کارزار، با ۱۰۹۷پراتیک انقلابی در روز سیزدهم فروردین، که با همراهی خبرنگاران سیمای آزادی به ثبت رسید، اوج این حرکت را به نمایش گذاشت و نشان داد که سنت‌های نوروزی، در بستر زمان، می‌توانند به بستری برای مبارزه و بازسازی هویت ملی تبدیل شوند.

 

خفقان و مقاومت؛ دو روی یک سکه

این کارزار در شرایطی به‌وقوع پیوست که رژیم حاکم، با تمام توان، تلاش کرد تا فضای عمومی را به قفسی امنیتی بدل سازد. تعطیلی اماکن تاریخی، از جمله موزه ملی در تهران، و حضور گسترده مأموران لباس‌شخصی و گشتهای انتظامی در پارک‌ها و تفریحگاهها، تنها بخشی از تلاش‌های رژیم برای سرکوب شادی و همبستگی مردم بود. در تهران، ۲۱هزار نیروی انتظامی در حالت آماده‌باش کامل قرار داشتند؛ در تخت جمشید شیراز، لباس‌شخصی‌ها به بازرسی تصادفی افراد می‌پرداختند؛ در شاهگلی تبریز، دوربین‌ها و مأموران، فضای امنیتی خفقان‌آوری را رقم زده بودند؛ و در اصفهان و مشهد، حضور نیروهای بسیجی و اطلاعاتی، هر گونه تحرک را زیر نظر داشت. این وضعیت، که در تمامی شهرهای تحت پوشش کارزار گزارش‌شده بود، بیانگر عمق هراس رژیم از پتانسیل انقلابی نهفته در آیینهای مردمی بود.

با این حال، آنچه در این میان برجسته می‌شود، ناکامی این سرکوبگری در برابر اراده جمعی است. همان‌گونه که مسعود رجوی در پیام خود در چهاردهم فروردین ۱۴۰۴ تأکید کرد: «ثابت شد هم‌چنان‌که قیام خلق را نه می‌توان کشت نه می‌توان خاموش کرد، سنت‌های رو به آینده نوروزی را هم نمی‌توان از بین برد». این سخن، نه‌تنها یک تحلیل سیاسی، بلکه یک بیانیه فلسفی است که ریشه‌های عمیق مقاومت را در فرهنگ و تاریخ ایران بازمی‌شناسد.

 

بهار آزادی در دل خاک

کارزار سیزده‌بدر، فراتر از یک کنش سیاسی، به‌مثابه شکوفه‌ای بود که از دل خاک ستم‌دیده ایران سر برآورد. این حرکت، با تکیه بر سنت‌های نوروزی، پیامی دوگانه را منتقل کرد: نخست، تداوم حیات فرهنگی یک ملت در برابر تلاش‌های رژیم برای محو آن؛ و دوم، تبدیل این فرهنگ به ابزاری برای مبارزه و رهایی. عملیات ضداختناق، که در ۶۰مورد به ثبت رسید، و تلاشی آگاهانه برای گشودن فضاهای بسته و بازگرداندن نفس به جامعه‌یی بود که زیر فشار خفقان به تنگ آمده است. در این میان، پراتیک‌های انقلابی، از شعارنویسی تا اقدامات نمادین، به‌عنوان مژده‌ای از آزادی، در دل شهرها طنین‌انداز شد.

 

آینده‌ای شکوفان و تابناک

کارزار سیزده‌بدر ۱۴۰۴، با گستردگی و عمق خود، یک پیروزی تاکتیکی برای کانون‌های شورشی بود. این رویداد نشان داد که در برابر هر تلاش برای سرکوب، مقاومتی خلاقانه و ریشه‌دار شکل می‌گیرد که از دل سنتها و تاریخ، نیرویی نو می‌آفریند. بهار، که در طبیعت با شکوفه‌ها و در جامعه با فریادهای آزادیخواهانه خود را بارز می‌کند، در این کارزار به شکوفایی امید و پایداری بدل شد. این حرکت، که از تهران تا خلخال و از شیراز تا زابل را در بر گرفت، گواهی است بر این حقیقت که ملت ایران، در زنجیر اما سربلند، هم‌چنان در مسیر رهایی گام برمی‌دارد. آینده‌ای که این کارزار نوید می‌دهد، پایان خفقان و آغاز دورانی است که در آن «گل و مژده آزادی یک خلق در زنجیر» با هم به بار خواهد نشست.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b71d249b-4c46-47c9-a31d-a6b4c1ccc062"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات