728 x 90

تئوری توطئه در روایت حکومت از قیام دی ۱۴۰۴

قیام دیماه ۱۴۰۴
قیام دیماه ۱۴۰۴

علی خامنه‌ای در صحبت‌های ۱۲بهمن خود با تعدادی از عوامل دست‌چین شده حکومتی با کاربرد واژه «کودتا» کوشید تا ماهیت مردمی قیام دی ۱۴۰۴ را تحریف کند. آنچه این یادداشت پی می‌گیرد کالبدشکافی این شارلاتانیسم است.

آیا هجوم توده‌های جان‌به‌لب‌آمده به نمادهای سرکوب، با تعاریف آکادمیک و سیاسی کودتا هم‌خوانی دارد؟ چرا حاکمیت برای «ماله‌کشی» بر جنایات خود به دستکاری در زبان روی آورده و چگونه تلاش می‌کند جای «قاتل» و «مقتول» را در حافظه جمعی عوض کند.

 

 

کودتا چیست؟

برای درک عمق تحریف در صحبت‌های خامنه‌ای، ابتدا باید به تعریف کلاسیک و آکادمیک «کودتا»(Coup d'état) رجوع کرد. در علوم سیاسی، کودتا به‌معنای «سرنگونی ناگهانی و غیرقانونی یک دولت توسط بخشی از بدنه خود حاکمیت(به‌طور معمول ارتش یا نخبگان سیاسی)» است.

ویژگی‌های بنیادین یک کودتا عبارتند از:

۱. عاملان درونی: کودتا توسط کسانی انجام می‌شود که خود بخشی از ساختار قدرت یا نیروهای مسلح رسمی هستند

۲. جایگزینی نخبگان: هدف کودتا تغییر افراد در رأس قدرت است، نه تغییر کل ساختار یا قرارداد اجتماعی

۳. فقدان مشارکت توده‌ای: کودتا فرآیندی «از بالا به پایین» است و نیازی به حضور میلیونی مردم در خیابان ندارد

در مقابل، آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ رخ داد، یک «قیام سراسری»(Popular Uprising) بود.

برخلاف ادعای خامنه‌ای، مهاجمان به مراکز بسیج و بانک‌ها، افسران ارتش یا رقبای سیاسی درون حاکمیت نبودند؛ بلکه «فرودستان» و «جان‌شیفتگانی» بودند که از فرط استیصال و ستم، نمادهای «ماشین سرکوب و غارت»(سپاه، بانک‌های نزول‌خوار و پایگاه‌های ارعاب) را هدف قرار دادند.

 

 

شارلاتانیسم کلامی خامنه‌ای

خامنه‌ای با «کودتا» نامیدن قیام، آگاهانه تلاش می‌کند تا ۲هدف را دنبال کند:

۱. او می‌خواهد بگوید این حرکت نه از بطن جامعه، بلکه از سوی یک گروه توطئه‌گر(داخلی یا خارجی) سازماندهی شده است.

۲. طبق قوانین حقوقی، مقابله با کودتاگران «دفاع از امنیت ملی» تلقی می‌شود. او با این برچسب، به ماشین اعدام و کشتار خود مشروعیت می‌بخشد تا خون‌های ریخته‌شده در خیابان را به‌مثابه «سرکوب کودتا» جلوه دهد.

خامنه‌ای مدعی است که معترضان به «مراکز اداره‌کننده کشور» حمله کرده‌اند. اما واقعیت این است که در نگاه مردم، سپاه و بانک‌ها نه مراکز «اداره»، بلکه مراکز «چپاول و شکنجه» هستند. حمله به این مراکز، نه یک اقدام فنی برای تصاحب قدرت(آن‌گونه که در کودتا رخ می‌دهد)، بلکه یک کنش نمادین برای درهم‌شکستن ابزارهای اسارت است.

 

پناه گرفتن پشت مقدسات

تکرار ترجیع‌بند «آتش زدن قرآن و مساجد» در سخنان خامنه‌ای، فرار رو به جلوی کلاسیک برای انحراف افکار عمومی از صورت‌مسأله اصلی یعنی «کشتار هزاران نفر» است. حاکمیت که در برابر منطق اعتراض معیشتی و سیاسی مردم پاسخی ندارد، با مذهبی جلوه دادن تقابل، می‌کوشد «جنگ با دیکتاتور» را به «جنگ با مقدسات» ترجمه کند. این نوعی شارلاتانیسم است که در آن، جان انسان(که طبق آموزه‌های دینی از حرمت کعبه بالاتر است) فدای حفظ سازه‌های بتنی و ایدئولوژیک نظام می‌شود.

 

وقتی واژه‌ها کم می‌آورند

استفاده از واژه «کودتا» بیانگر بن‌بست تئوریک رژیم است. خامنه‌ای با این لغت، اعتراف می‌کند که حاکمیتش دیگر هیچ پیوندی با «مردم» ندارد و هر گونه اعتراض خیابانی را به‌مثابه یک تهدید نظامی خارجی یا توطئه درونی می‌بیند. اما حقیقت سرسخت روی زمین، با ماله‌کشی کلامی تغییر نمی‌کند. کودتا را با تانک و بیانیه رادیویی انجام می‌دهند، نه با سینه‌های عریان در برابر گلوله.

آنچه خامنه‌ای «کودتای سرکوب‌شده» می‌نامد، در واقع قیام ناتمامی است که ریشه‌هایش در اعماق خشم جامعه هم‌چنان می‌تپد. هیچ دیکتاتوری نتوانسته با تحریف واژه‌ها، از قضاوت نهایی تاریخ و حافظهٔ جمعی بگریزد.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/c3ebfc06-a7db-4eb8-bbdc-db6465f8ccdd"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات