بهار ۱۴۰۵ از راه میرسد، اما این بار نه با ترنم نرم باران بر گلبرگها، بلکه در میانه غرش رعدآسای حادثهیی که به تعبیر مسعود رجوی در پیام ۱۱اسفند ۱۴۰۴ امسال را به سال «جنگ جنگها و آزمایش آزمایشها» تبدیل کرده است. در حالی که تقویمها حلول سال نو را نوید میدهند، میهن ما درگیر جنگی ویرانگر و خانمانسوز است؛ جنگی که محصول مستقیم دههها سرکوب، غارت و ماجراجوییهای ضدملی نظام ولایت فقیه است. اما در دل این خاکستر و خون، ققنوس صلح و آزادی در حال بال گشودن است.
بهار در محاصره آتش؛ آزمون نهایی یک ملت
نوروز ۱۴۰۵ با تمام نوروزهای سدهٔ اخیر متفاوت است. سفرههای هفتسین در بسیاری از خانهها، در کنار شیشههای شکسته و دیوارهای ترکشخورده پهن شدهاند. اما این جنگ، اگر چه ویرانی به بار آورده، نقاب از چهره کریه نظامی برداشته که همواره «نوروزستیز» و «شادیکش» بوده است. حاکمیتی که طی دههها، با هر نماد ملی و هر آیین نشاطآور ستیزه کرد، اکنون خود در محاصره پیامدهای شوم سیاستهایش قرار گرفته است.
برای قیامآفرینان و کانونهای شورشی، این بحران نه مایه هراس، بلکه سرفصل یک «ایمان به غیب» نوین است. اگر بهار طبیعت میآموزد که زندگی از دل سنگ سر بر میآورد، بهار اجتماعی ۱۴۰۵ ثابت میکند که از دل این شرایط نیز میتوان راهبرد اصیل سرنگونی را پیش برد و برای همیشه به حاکمیت ننگین نظام ولایت فقیه پایان داد.
کانونهای شورشی، پیشقراولان گامهای ارتش آزادیبخش
در سالی که گذشت، کانونهای شورشی اجازه ندادند شعلههای قیام در زیر تلی از حوادث خاموش شود. آنها با تاسی به پیام «سین هشتم» (سرنگونی)، لرزه بر ارکان بیت لرزان ولایت انداختند. اکنون در آستانه ۱۴۰۵، نقش این پیشتازان از «اعتراض» به «مقاومت سازمانیافته» و عملیات ارتش آزادیبخش ارتقا یافته است.
در حالی که دستگاه سرکوب نظام درگیر بحرانهای ناشی از جنگ است، جنگی که خودش شعله افروزش بوده، در صحنه داخلی اما؛ جنگ اصلی بین رژیم با مردم و مقاومت ادامه دارد و جوانان شورشی ضربات مؤثر را بر پیکر فرتوت استبداد دینی وارد میکنند. آنها میدانند که نظام ولایت فقیه، نه فقط دشمن آزادی، بلکه دشمن موجودیت ایران است. لذا، مقاومت در برابر این نظام، مقدسترین شکل دفاع از میهن در میانه این جنگ ویرانگر است.
از خاکستر نظام ولایت تا شکوفایی جمهوری دموکراتیک
بحران کنونی، ماحصل سالها صدور تروریسم، جنگافروزی، سرکوب و استبداد زیر پرده دین است. نظامی که با اعدام، شکنجه و صدور بحران زیسته، اکنون در نقطه پایانی ایستاده است. نتیجه منطقی و گریزناپذیر این حجم از فداکاری و مقاومت در برابر سیاهی، چیزی جز سرنگونی تام و تمام نظام ولایت فقیه نیست.
اما هدف، تنها ویرانیِ ویرانگران نیست؛ هدف، رویش یک ساختار نوین است. از دل این توفان، باید «جمهوری دموکراتیک» سر برآورد؛ نظامی که در آن: حاکمیت متعلق به جمهور مردم باشد، نه سایه خدا بر زمین. تکثرگرایی جایگزین انحصارطلبی مذهبی گردد. صلح و آزادی، شکوفایی و آبادانی و نوروز و شادی، نه بهعنوان یک استثنا، بلکه بهعنوان حق طبیعی هر ایرانی بهرسمیت شناخته شود.
تجدید میثاق بر مزار شهیدان قیام
در این لحظات تحویل سال، وقتی چشمانمان را میبندیم، یاد یاران شقایق جامهای میافتیم که در سالهای اخیر، سینه خود را در برابر گلولهها سپر کردند تا راه برای نوروز ۱۴۰۵ باز شود. ما با خونهای ریخته شده بر کف خیابانها پیمان بستهایم که اجازه ندهیم میهن در چنبره جنگ و استبداد باقی بماند. سوگند ما در این بهار، تبدیل هر سنگر مقاومت به یک فرصت آزادی است.
نوروز ۱۴۰۵، نقطه تلاقی «درد عظیم» و «امید بزرگ» است. اگر چه سایه جنگ سنگین است، اما اراده مردم بهپا خاسته ایران برای رسیدن به بهار حقیقی، سنگینتر و پولادینتر است. ما از دل این بحران، سرنگونی ضحاک زمانه را رقم خواهیم زد و بر ویرانههای بیت خامنهای پدر و پسر، رنگینکمان چشمنواز پرچم یک ایران آزاد، آباد و دموکراتیک را برخواهیم افراشت.
بهاران آزادی بیتردید و شتابان در راه است و این بار، هیچ گزمه و دشنهای را یارای ایستادن در برابر تندباد تغییر نیست.