728 x 90

گی فرهوفشتاد: فراخوان به تعامل فعال با مقاومت سازمان‌یافته

گی فرهوفشتاد نخست‌وزیر سابق بلژیک
گی فرهوفشتاد نخست‌وزیر سابق بلژیک

دهه‌هاست که سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال فاشیسم دینی حاکم بر ایران در چرخه‌ای از «مذاکرات فرسایشی» و «امتیازدهی‌های یک‌جانبه» گرفتار شده است؛ رویکردی که منتقدان آن را «سیاست مماشات» می‌نامند.

گی فرهوفشتاد، نخست‌وزیر سابق بلژیک، در سخنرانی ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ خود در کنفرانس پارلمان اروپا، به کالبدشکافی این شکست دیپلماتیک پرداخته و خواستار تغییر فاز در استراتژی بروکسل شده است. او معتقد است که هزینه استراتژی کنونی را نه دیپلمات‌ها در اتاق‌های دربسته، بلکه مردم ایران با جان خود می‌پردازند.

 

وقتی سکوت به همدستی بدل می‌شود

نخستین نکته‌ای که فرهوفشتاد بر آن پای می‌فشارد، پیوند مستقیم میان سیاست مماشات  و تشدید سرکوب در داخل ایران است. از نظر او، اعدام‌های گسترده و افسارگسیخته در ایران، نه یک پدیده مجزا، بلکه خروجی منطقی چراغ‌سبزهایی است که غرب به نظام فاشیستی ولایت فقیه نشان داده است. او می‌گوید:

«اعدام‌های مردم ایران پیآمد و نتیجه سیاست مماشات است که به‌ویژه از سوی کشورهای اروپایی و غرب در طول سال‌های گذشته، نه سال‌ها، بلکه حتی دهه‌ها، شاهد آن بوده‌ایم.»

این برآورد نشان می‌دهد که مماشات برخلاف تصور معمارانش، مانع از تنش نشده، بلکه به رژیم ایران جسارت داده است تا در ۳جبهه پیشروی کند: سرکوب داخلی، جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای و توسعه برنامه هسته‌ای. فرهوفشتاد معتقد است که اروپا در یک «بن‌بست استراتژیک» قرار گرفته که در آن نه سیاست‌های فعلی پاسخگوست و نه گزینه جنگ کلاسیک.

 

تعامل فعال: بازتعریف مشروعیت

نوآوری اصلی در سخنان فرهوفشتاد، معرفی مفهوم «تعامل فعال» (Active Engagement) است. او میان «صلح» و «مماشات» مرزی قاطع می‌کشد و استدلال می‌کند که صلح واقعی از مسیر به‌رسمیت شناختن جایگزین سیاسی می‌گذرد. وی در طرح جایگزین خود می‌گوید:

« جایگزین چیست؟ آخرین بار ایده‌ای را مطرح کردم. این مفهوم تعامل فعال بود. تعامل فعال اروپا، این به‌معنای سلاح و غیره نیست. تعامل فعال با مردم ایران، اپوزیسیون در ایران و مقاومت سازمان‌یافته. این مبنای یک استراتژی جدید خواهد بود.»

این تغییر جهت، در واقع یک کودتای دیپلماتیک علیه سنت‌های وزارت‌خانه‌های خارجه اروپایی است. فرهوفشتاد پیشنهاد می‌کند که اتحادیه اروپا به‌جای مذاکره با «رژیم ملاها» «مقاومت سازمان‌یافته» را به‌عنوان صدای واقعی مردم به‌رسمیت بشناسد. او تأکید می‌کند که این یک اقدام «فرمال» صرف نیست، بلکه در جهان سیاست، مشروعیت‌بخشی رسمی، زیربنای تغییرات بزرگ است.

 

۵گام عملی برای عبور از بحران

فرهوفشتاد تنها به نقد اکتفا نمی‌کند و یک نقشه راه پنج‌گانه را برای قطعنامه جدید پارلمان اروپا ترسیم می‌کند:

۱. به‌رسمیت شناختن مقاومت: او معتقد است که باید پذیرفت «نماینده واقعی مردم ایران، رژیم ملاها نیست» و اپوزیسیون باید به عنوان طرف‌حساب رسمی تلقی شود.

۲. فراتر رفتن از نام‌گذاری تروریستی سپاه: از نظر وی، تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران(IRGC) بدون اعمال تحریم‌های فراگیر بر تک‌تک اعضای آن، «بی‌معنا» است. او خواستار مجازات هر کسی است که در این ساختار به بقای رژیم کمک می‌کند.

۳. تغییر فلسفه تحریم‌ها: فرهوفشتاد به نقد تند این موضوع می‌پردازد که چرا تحریم‌های فعلی عمدتاً به دلیل کمک ایران به روسیه در جنگ اوکراین است و نه به دلیل جنایت علیه بشریت در داخل ایران. او می‌گوید: «ما باید تغییر کنیم. تحریم‌ها به‌طور گسترده و فراگیر علیه همه کسانی که از رژیم ملاها حمایت می‌کنند، نه فقط به‌خاطر روسیه.»

۴. توقف باج‌خواهی هسته‌ای: او با نگاهی واقع‌بینانه به شکست مذاکرات اشاره کرده و تأکید می‌کند که غنی‌سازی بالای ۲۰درصد هیچ کاربرد صلح‌آمیزی ندارد و برای مقاصد نظامی است.

۵. شکستن سکوت در برابر اعدام‌ها: فرهوفشتاد سکوت شورای اروپا در قبال اعدام‌ها را «تقریباً مجرمانه» توصیف کرده و می‌خواهد که توقف اعدام‌ها به «شرط محکم و غیرقابل مذاکره» برای هرگونه تداوم رابطه با تهران تبدیل شود.

 

شکاف میان پارلمان و دولت‌ها

یکی از بخش‌های کلیدی تحلیل فرهوفشتاد، افشای شکاف میان اراده دموکراتیک نمایندگان مردم اروپا و بوروکراسی محافظه‌کار دولت‌های اروپایی است. او توضیح می‌دهد که چگونه پارلمان اروپا بارها قطعنامه‌های قاطعی را تصویب کرده، اما «دولت‌ها هرگز گوش ندادند» و تحت تأثیر «دیپلمات‌های حرفه‌ای که حداقل برای ۲دهه بدون نگاه کردن به واقعیت روی زمین» سیاست‌گذاری کرده‌اند، به مسیر مماشات ادامه داده‌اند.

او هشدار می‌دهد که این لجاجت دیپلماتیک، اکنون امنیت اقتصادی اروپا و صلح جهانی را به خطر انداخته است. از نظر فرهوفشتاد، آشفتگی در تنگه هرمز و بی‌ثباتی اقتصاد بین‌الملل، میوه تلخ همان درختی است که با مماشات آبیاری شده است.

 

مانیفست تغییر

سخنرانی گی فرهوفشتاد یک «مانیفست برای تغییر» است. او به درستی تشخیص داده است که مشکل ایران، تنها با بمباران یا با لبخندهای دیپلماتیک حل نمی‌شود. کلید حل معما در دستان «مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته» است.

اگر اروپا می‌خواهد از این بحران چندلایه (هسته‌ای، منطقه‌ای و حقوق‌بشری) خارج شود، باید به توصیه‌ی این سیاست‌مدار باتجربه گوش فرادهد: «مماشات منشاء فقدان صلح و همه آنچه اتفاق افتاده و جنگ است. به‌خاطر مماشات طولانی‌مدت است که ما اکنون در خاورمیانه در جنگ هستیم و نه برعکس.» زمان آن فرا رسیده است که بروکسل میان ایستادن در کنار «قاتلان» یا ایستادن در کنار «مردم»، یکی را انتخاب کند. انتخاب دوم، نه تنها اخلاقی، بلکه تنها راه تضمین امنیت بلندمدت قاره‌ی سبز است.

 

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d1da77da-a98d-4c77-9639-15a73c9180aa"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات