اعلام یک رشته عملیات ضداختناق کانونهای شورشی مصادف با روزهای کفنودفن علی خامنهای پدیدهای قابل توجه بهشمار میرود. این سلسله عملیات که با عنوان «بدرقهٔ آتشین خامنهای خونریز و ضحاک» متمایز میشود در شرایط کنونی از اهمیت خاص برخوردار است. انتشار همزمان تصاویر ۱۳ مجاهد و شورشگر سربهدار در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، شهیدان قیام دی۱۴۰۴ و ۸ شهید مجاهد خلق در این قیام، ۱۱ شهید مجاهد در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸، ۲۶ شهید مجاهد در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، ۵۲ شهید مجاهد در قتلعام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ اشرف و ۲۴ شهید مجاهد خلق در موشکباران ۷ آبان ۱۳۹۴ لیبرتی و پیوند آن با ۳۰ رشته عملیات تخریب و آتشزدن نمادهای حکومتی در شهرهای مختلف کشور، حاوی پیامهای نمادین و عملیاتی است؛ پیامهایی که بیش از هر کس نظام زهوار دررفتهٔ ولایت فقیه آن را میفهمد و به خود میلرزد.
جغرافیای وسیع و تکثر کانونهای عملیاتی
نگاهی به لیست شهرهای ذکرشده در گزارش مربوط به این ۳۰ عملیات ضداختناق حاکی است که گسترهٔ عملیات کانونهای شورشی به یک منطقه جغرافیایی خاص محدود نبوده، بلکه از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران را دربرگرفته است. شهرهایی همچون تهران، اصفهان، مشهد، شیراز، کرج، زاهدان، چابهار، راسک، اسماعیلآباد، فولادشهر، ماهشهر، رضوانشهر، قائمشهر، ساری، نوشهر، نیشابور، تربتحیدریه، تربتجام، اردبیل، لاهیجان، بهشهر و ساوه هر کدام صحنه بخشی از این عملیات بودهاند.
وقوع ۳۰ عملیات هماهنگ در بیش از ۲۰ شهر پیش از هر چیز بیانگر پویایی شبکههای بههم پیوسته و هماهنگ کانونهای شورشی در میهن اسیر است.
نشانهشناسی اهداف و نمادزدایی از حاکمیت
اهداف انتخابشده در این سلسله عملیات عمدتاً بر ۳ محور متمرکز بودهاند:
- آتش زدن تصاویر خمینی، علی خامنهای و مجتبی خامنهای بهعنوان اصلیترین نمادهای ایدئولوژیک و سیاسی حاکمیت
- هدف قرار دادن پایگاههای بسیج سپاه پاسداران در شهرهای شمالی و شرقی (مانند ساری، نوشهر، نیشابور، تربتحیدریه و زاهدان) و مراکز دولتی (نظیر شهرداری و شورای شهر در اسماعیلآباد یا بیفرهنگسرا در ماهشهر)، بیانگر خطمشی ضربه زدن به بازوهای اجرایی و سرکوبگر حاکمیت در سطوح محلی است.
- طرح شعارهایی نظیر «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» یا «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» بر مرزبندیهای صریح سیاسی و اصرار بر تداوم مسیر سرنگونی تأکید دارد.
تقارن عملیات با مقطع زمانی کفنودفن خامنهای
مهمترین جنبه این اقدام، زمانبندی انجام این سلسله عملیات آتشین در مقطع زمانی کفنودفن علی خامنهای است. این در حالی است حاکمیت از مدتها در آمادهباش و تدارک این نمایش حکومتی تمام توان خود را صرف نمایش ثبات، همبستگی و اوضاع میکند تا از بروز هر گونه جرقهٔ تشدیدکننده اعتراضات جلوگیری کند.
در چنین شرایطی، انجام عملیات آتش زدن و انفجار در مراکز دولتی و پایگاههای بسیج، بهترین نشانه برای به چالش کشیدن اقتدار و هیمنهٔ پوشالی رژیم است. پیام صریح این اقدامات به بدنه اجتماعی جامعه و همچنین کارگزاران نظام این است که پایش و کنترل مستمر شما نمیتواند سدکنندهٔ عملیات کانونهای شورشی باشد.
تأثیرات روانی و تاکتیکی بر فضای اختناق
در فضایی که رعب و وحشت ناشی از بازداشتها و احکام سنگین بر آن است که پتانسیل اعتراضات تودهی را به عقب براند، عملیات ایذایی و ضربتی شبکههای سازمانیافتهٔ کانونهای شورشی بهعنوان محرکی برای بازسازی روحیه عمومی عمل میکند. این اقدامات به جامعه پیام میدهند که دیوارهای امنیتی نفوذپذیرند و هستههای مقاومت عملیاتی هیچگاه از قیامآفرینی و گسترش کارزار سرنگونی بازنایستادهاند. از سوی دیگر، این اقدامات، تمرکز نیروهای امنیتی را برهم زده و آنها را مجبور به توزیع نیروها در نقاط متعدد و فرسایش توان عملیاتیشان در برهه حساس انتقال قدرت میکند.
پیام تداوم راهبرد قهرآمیز و سرنگونکننده
سلسلهعملیات ۳۰ گانه ضداختناق، پدیدهای با دلالتهای عمیق سیاسی در دوران گذار محسوب میشود. این اقدامات با به چالش کشیدن نمادهای اصلی نظام و بازوهای سرکوب آن در پهنه وسیعی از جغرافیای ایران، بر تداوم راهبرد قهرآمیز و استراتژی سرنگونی و رد هر گونه مصالحه یا پذیرش سناریوهای جانشینی درونحکومتی پای میفشارد. پیوند زدن این اقدامات با یاد شهیدان مجاهد خلق، سوگندی دوباره بر ادامهٔ راهی است که خون آنان ضامن پیروزی محتوم آن است.
آری، «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم».