728 x 90

رشته‌یی از خون که هنوز جاری‌ست

رشته‌ای از خون که هنوز جاری‌ست
رشته‌ای از خون که هنوز جاری‌ست

صبح روز یکشنبه ۳۰فروردین در میادین خیابان‌های تهران سبدها و حلقه‌های گل با ۴تصویر سیاه و سفید، توجه عابران را به خود جلب کرد:

«ناصر صادق، علی میهن‌دوست، محمد بازرگانی و علی باکری»

در این روز جوانان شورشگر علاوه بر گل‌گذاری و ادای احترام به شهیدان، در شهرهای تهران، مشهد، شیراز، همدان و بانه، با نصب بنر، پلاکارد و دیوارنویسی در اماکن مختلف شهر با آنان تجدید عهد کردند. این اقدام‌ها فقط یک یادآوری یا یادبود ساده نبود؛ اعلام تداوم یک مسیر و نشانهٔ جوشش خون شهیدانی بود که ۵۴سال پیش در چنین روزی به‌فرمان شاه جنایتکار اعدام شدند. شهیدانی که در میدان عمل نشان دادند که برای رسیدن به آزادی، باید بهایش را با فداکاری و نثار خون پاکبازترین فرزندان میهن پرداخت.

حماسه ۳۰فروردین، یک واقعه تاریخی و مربوط به گذشته نیست؛ یک رسم و سنت مبارزه است. سنتی که در طول دهه‌ها، در دست‌نوشته‌ها، یادداشت‌ها و وصیت‌نامه‌های شهیدان، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این همان رشته‌یی است که از «چیتگر» آغاز شد و تا امروز در زندان‌ها و خیابان‌های شهرهای ایران ادامه دارد.

در آن روزگار که شاه خائن در اوج قدرت و سرمست از دستگیری رهبران سازمان مجاهدین، روضهٔ پیروزی می‌خواند، شهید ناصر صادق گفت: «ما دماغه کشتی پیروزی را در افق اقیانوس خلق‌ها می‌بینیم، ما طلوع صبح را می‌بینیم...».

شهید علی میهندوست نیز در بیدادگاه شاه گفت: «ما پذیرفته‌ایم که تنها با فدا کردن جان خود می‌توانیم در این راه قدم برداریم».

۵۳سال بعد اکبر دانشورکار در زندان قزلحصار نوشت: «پرچمی که در دستان محمد حنیف‌نژاد بود و دست‌به‌دست به دستان شما رسید اکنون در دستان من است».

پویا قبادی پس از سربه‌دارشدن بهروز احسانی و مهدی حسنی نوشت: «عجبا که دژخیمان رژیم پس از سال‌ها قتل‌عام مجاهدین هنوز این را نفهمیده‌اند که اعدام امثال مهدی و بهروز، جز بر ایمان ما نخواهد افزود. جز بر جسارت و جنگندگی ما نخواهد افزود».

و فرمانده وحید بنی‌عامریان، چند روز قبل از اعدامش نوشت: «امروز اما دنیایمان به‌کلی متفاوت از آن روزهاست. آزمایش آزمایشات همه‌ٔ ماست. باید بجنگم و می‌جنگم، تا مبادا حقوق خلق‌مان را و خون و رزم سالیان برادران و خواهران‌مان را به یغما ببرند».

و امروز وقتی جوانی تصویر شهیدی را بر دیوار می‌چسباند یا گلی بر نامی می‌گذارد، صرفاً برای گرامیداشت و یادآوری نیست؛ می‌ایستد و ادامه می‌دهد. ادامهٔ همان راهی که با خون آغاز شد و در همت و ارادهٔ نسل‌های بعد گسترش و تداوم یافته است.

این همان «رنگین‌کمان دست‌نوشته‌ها»ست؛ که در هر خط آن، ردی از فداکاری و امید دیده می‌شود.

 

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/efd1ec61-1d7f-4d60-8aa3-a333010e2933"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات