728 x 90

آویختن به سبوی بشکسته و پیمانه ریخته

آن سبو بشکست...
آن سبو بشکست...

خامنه‌ای و یک دوجین دایناسورهای طماع حکومتی با افکار تارعنکبوت گرفته و متحجر خود، گمان می‌کنند جهان از قوانین ایستا پیروی می‌کند. آنان خام‌دلانه می‌پندارند که پارامترهای سیاست خارجی و توازن قوا بین قدرتها هنوز در سال۲۰۱۵سیر می‌کند و آنان می‌توانند با توسل به سیاست شکست‌خوردهٔ مماشات، غنی‌سازی اورانیوم را چماق کنند و با اتکا به آن از دنیا باج بگیرند.

این اشتباه محاسبه آنان را واداشت تا با تعویض رئیس‌جمهور در آمریکا دوباره به عر و تیز اتمی روی بیاورند و پشت سر هم از تعهدات خود نسبت به برجام ۲۰۱۵بکاهند. در ابتدا گمان می‌کردند اگر این اقدامات را انجام دهند، اروپا به التماس خواهد افتاد و از آنها خواهد خواست که دست نگهدارند تا آمریکا وادار به کوتاه‌آمدن از تحریم‌ها شود.

خامنه‌ای برای باجگیری از طرف‌حساب‌های برجام ۲۰۱۵ علاوه بر تنازل از تعهدات برجامی، با تیر کردن شبه‌نظامیان خود در عراق، سریالی از موشک‌پرانی را از سر گرفت. این دو اقدام مکمل هم بودند تا نقش اهرم فشار برای کوتاه‌آمدن حریف را داشته باشند. به‌نظر می‌رسید خامنه‌ای زمان را برای این بازی مناسب تشخیص داده بود تا به مقصود اصلی یعنی رفع تحریم‌ها بدون تن‌دادن به برجام موشکی و منطقه‌یی نائل آید. در این راستا بدون محاسبهٔ دقیق دم به تله داد و یک ضرب‌الاجل خود ساخته برای خروج از پروتکل الحاقی برای خود گذاشت؛ البته در کمرکش و با نزدیک شدن به سرآمد این ضرب‌الاجل وقتی متوجه شد هیچ طرفی برای آن تره خورد نمی‌کند، مجبور شد تن به یک راه‌کار بینابینی بدهد و توافق‌نامه سه ماهه با آژانس را از زیر قبایش دربیآورد.

 

با حملهٔ آمریکا به مواضع شبه‌نظامیان وابسته به رژیم در سوریه مشخص شد که تمام رؤیا بافی‌های خامنه‌ای تاکنون راه به سراب برده است. ولی‌فقیه ابله گمان می‌کرد می‌توان این گفتار هراکلیتوس، از فیلسوفان یونانی دورهٔ پیشا سقراطی را دور زد که گفته بود:

«نمی‌توان در یک رودخانه دو بار پا گذاشت؛ چرا که هنگامی که برای بار دوم از آن عبور می‌کنیم، نه ما آن انسان قبلی هستیم و نه آن رودخانه رودخانهٔ سابق است».

ولی‌فقیه بدون عبا و عمامه و دستپاچه و هول، پا در رودخانه برجام گذاشت ولی آن را همان رودخانه سابق نیافت؛ رودخانه‌یی که با موجهای آرام و وسوسه‌انگیز در حاشیهٔ قدم زدن مغازله‌آمیز ظریف و کری جریان داشت. بایدن هم همان بایدنی نبود که او انتظار داشت.

در این رابطه سوته‌دلان باند خامنه‌ای می‌نویسند:

«در حالی که جو بایدن در خلال مبارزات انتخاباتی قول داده بود پس از رسیدن به قدرت فوراً تصمیمات آمریکا در حوزه‌های مختلف از جمله برجام را به عقب بازگرداند، در همه زمینه‌ها دستورات و تصمیم‌های دونالد ترامپ را ملغی کرده یا تغییر داده است غیر از برجام! اقدامی که آب سردی بود بر خوش‌ خیالانی که تصور می‌کردند دولت بایدن در عرض چند روز به برجام برگشته و تحریم‌ها را نیز لغو می‌کند» (وطن امروز. ۱۱اسفند۹۹).

اصلاح‌طلبان قلابی که بنا به فلسفهٔ وجودی و منافع خود باید دولت کنونی آمریکا را حلوا حلوا کنند، حسرت به دل و مغبون می‌نویسند:

«رفتار آمریکای بایدن به نوعی دنباله‌ٔ رفتار آمریکای ترامپ است با این تفاوت که ۴سال عربده‌کشی‌های ترامپ گوش جهان را کر کرد و ۴سال نیز دودوزه بازیهای بایدن جهان را به خود مشغول خواهد داشت. بر این اساس:

...

- آمریکا به آن تعبیری که ایران در نظر دارد به برجام باز نخواهد گشت.

- آمریکا هم‌چنان چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران را مربع تهدید فرض خواهد کرد.

- آمریکا هم‌چنان و همواره از اهرم‌هایی هم‌چون تحریم، شورای امنیت سازمان ملل متحده، تهاجمات نظامی و نیز تروریسم بین‌المللی بهره‌مند خواهد بود» (آفتاب یزد. ۱۱اسفند۹۹).

بادکنک خوش‌خیالی و دخیل بستن به رفع یک‌ سویه تحریم‌ها با صدای بلند ترکیده است. خامنه‌ای باید بفهمد که سبوی سیاست مماشات سال‌هاست که شکسته و پیمانهٔ آن ریخته است. آنچه خامنه‌ای را دچار اشتباه محاسبه کرده است و البته تاوان آن را به‌شدت خواهد پرداخت خاک پاشیدن به واقعیت شرایط انفجاری جامعه و به تبع آن نقش مقاومت ایران در سمت و سو دادن تحولات به جانب سرنگونی است.

اگر در سال۲۰۱۵ اروپا و آمریکای اوباما برای مهار رژیم ناگزیر به دادن امتیازهایی به او شدند، ولی با وقوع قیامهای دی۹۶ و آبان ۹۸ دریافتند که دیگر نمی‌توان بر روی مماشات با فاشیسم دینی سرمایه‌گذاری کرد. جهان بیرون از تصور خامنه‌ای واقعی است. پراگماتیست‌ترین قدرتها نیز در تنظیم مناسبات خود با این رژیم دریافته‌اند که نباید روی اسب بازنده شرط‌بندی کرد.

چه با برجام و حتی برجام موشکی و منطقه‌یی و چه بی‌برجام این رژیم گریزی از سرنگونی ندارد. مردم ایران فرمان تاریخی نابودی آن را در خیابان‌ها خروشیده‌اند. این فرمان بی‌گمان در موعد مقرر به اجرا درخواهد آمد و به بار خواهد نشست.