در دهمین شب خیزش آتشین خوزستان، قیام به تبریز، سرزمین مجاهدان پیشتاز، از ستارخان سردار ملی تا شیخ محمد خیابانی، حنیفنژاد و سردار خیابانی رسید. درگیریهای شدید جوانان با مزدوران خامنهای و شعارهای «آذربایجان بیدار است، خوزستان پایدار است» و «هیهات مناالذله» ارکان دیکتاتوری لرزان آخوندی را بهشدت تکان داد.
شعلههای قیام به شهرهای دیگر، از جمله سقز و زنجان هم رسید و رژیم که طی ۹شب گذشته به چشم دید گسیل گلهٔ مزدوران از شهرهای مختلف نمیتواند مانع گسترش قیام شود، اینترنت خوزستان و بسیاری دیگر از شهرهای بپا خاسته را قطع کرد تا خبرهای قیام به دیگر شهرها نرسد؛ غافل از اینکه قیام یک روح و ارادهٔ ملی است که بیش از همه از راه عواطف میان قلبهای مردمی زیر ستم به حرکت در میآید.
به دستور خامنهای در شهرهای بپا خاسته یک حکومت نظامی اعلام نشده نیز برقرار بود. اما بهرغم همین حکومت نظامی علاوه بر شهرهای خوزستان و بسیاری از شهرهای لرستان و سایر استانها، تبریز قهرمان هم تعادل را بهطور کیفی به نفع قیام چرخاند.
اما چرا بسیج تمامعیار سرکوب رژیم مانع چنین وضعیتی نشد؟
علت این است که حکومت نظامی، آن هم توسط رژیمی که با قیامی بزرگ روبهروست، نه از موضع قدرت، بلکه سراپا از موضع ضعف و دستبستگی است. درست مانند شاه که با روی کار آوردن ازهاری، تلاش کرد بهصورت نظامی مانع استمرار و گسترش قیام شود. اما حتی با وجود حکومت نظامی، قیام مردم نهتنها خاموش نشد، بلکه شدت گرفت و تا سرنگونی دیکتاتوری تا دندان مسلح سلطنتی پیش رفت.
اکنون همین وضعیت را، البته بسیار حادتر و بحرانیتر خامنهای و رژیمش دارند. چرا که شاه تا روزهای آخر پشتیبانی ابر قدرت را داشت، از نظر اقتصادی پول بادآوردهٔ نفت به جیبش میریخت و از نظر درونی دچار تشت و شقهٔ جدی نبود. اما خامنهای در حالی با قیامی آتشین روبهرو گشته که تمامی این بحرانها را یکجا دارد.
ضعف رژیم آخوندی در برابر قیام را همچنین میتوان از اظهارات و مواضع بهغایت از موضع ضعف سران و کارگزاران رژیم فهمید. از خود خامنهای که در قیامهای پیشین همراه با کارگزاران و مهرههایش چنگ و دندان نشان میدادند و مردم را «اوباش» و «خس و خاشاک» مینامیدند؛ اما اکنون به صحنه میآید و میگویند «هیچ گلهای از مردم نمیتوان کرد!»؛ موضعی که گویای درماندگی و حرف شاه در آبان ۵۷ است که گفت: «صدای انقلاب شما مردم ایران را شنیدم» و کارشناسان از همان لحظه پایان رژیمش را پیشبینی کردند؛ همچنین هشدارهای پیاپی سران و مهرهها و امام جمعههای رژیم نسبت به سو استفادهٔ دشمن و تأثیرگذاری مجاهدین در قیام و اینکه بهگفتهٔ جهانگیری «هوشیار باشیم تا در خوزستان و سیستان و بلوچستان اتفاقی نیفتد» که دشمن نظام «جشن بگیرد» (۲مرداد) نیز گویای قدرت جبهه برانداز در این قیام آتشین است.
اکنون آنالیز ۱۰شب پیاپی قیام نشان میدهد تهدید، سرکوب و حکومت نظامی نهتنها نتوانسته قیام را فروبنشاند، بلکه اکنون قیام به آذربایجان قهرمان هم رسید و میرود کل ایران را یکپارچه آتشی سوزان برای خاکستر کردن دیکتاتوری فرتوت آخوندی کند.