روز پنجشنبه ۱۴ آبان، در اجلاس شورای شهر فرانکفورت، اعضای این شورا از احزاب مختلف به دادن مشوق به بچهٔ شاه اعتراض کردند و آن را مشروعیت بخشیدن به سلطنت موروثی و نادیدهگرفتن جنایات دیکتاتوری شاه و ساواک دانستند.
در کنار دهها بیانیه، نامهٔ سرگشاده و مواضع شخصیتهای سیاسی علیه دادن مشوق به بچهٔ شاه، موج بیسابقهای از مقالات در رسانههای اروپایی به راه افتاده است. مقالاتی که بیانگر عمق انزجار جامعهٔ بینالمللی از تلاش مذبوحانه برای تطهیر دیکتاتوری پیشین و افشای چهره واقعی فاشیسم موروثی است.
پرفسور آلخو ویدال کوادراس، در مقالهیی در بروکسل سیگنال بلژیک، با عنوان «سیاستمداران اروپایی نباید با میزبانی از رضا پهلوی اصول دموکراتیک خود را قربانی کنند»، مینویسد: هنگامی که سیاستمداران اصول اعلام شده خود را برای منافع سیاسی کوتاهمدت کنار میگذارند، پیامدهای آن اغلب به سراغشان میآید. تاریخ اروپا هشدارهای فراوانی ارائه میدهد. هرگاه مصلحتگرایی سیاسی بر ارزشهای دموکراتیک ارجحیت یابد، زنگ خطر باید بهصدا درآید».
خانم رونیا عثمان نیز در مقالهیی با عنوان «پسر شاه و جایزه آزادی» که در رسانهٔ آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» منتشر شد نوشت: «بنیاد فریدریش ناومان رضا پهلوی را برگزید؛ پسر شاه، که به شیوهای دیکتاتوری بر کشور حکومت میکرد، در سال ۱۹۷۹ به زیر کشیده شد و ملاهای خونریز جای او را گرفتند. اما او پیش از آن، انبوهی پول را از کشور خارج کرد و پسرش هنوز هم از آن ارتزاق میکند».
رونیا عثمان سپس با اشاره به رفتار فاشیستی شاهپرستان خاطرنشان کرد: «من خودم این را در ماه سپتامبر در یک برنامه همبستگی با مردم ایران تجربه کردم. هنگامیکه من در پنل نشسته بودم و اشاره کردم که کردها در زمان شاه نیز سرکوب میشدند، مرا دروغگو خطاب کردند و ناسزا گفتند».
همچنین هرتا دویبلرگملین، وزیر پیشین دادگستری آلمان، در هفتهنامهٔ زونتاگزبلات ضمن اعتراض به جایزه به بچهٔ شاه تصریح کرد: «هر کس میخواهد از مردم شجاع ایران تجلیل کند نباید دیکتاتوری شاه را بیاهمیت جلوه دهد». وی با اشاره به نامهٔ سرگشادهای که همراه با شمار زیادی از شخصیتهای عرصه سیاست، دانشگاه و دادگستری» علیه اقدام بنیاد آلمانی نوشته است، یادآوری و تأکید کرد «مشروعیت سیاسی از تبار برنمیخیزد بلکه باید بر ارادهٔ آزاد مردم استوار باشد».
این مقالات بهروشنی نشان میدهند که تلاش برای تطهیر دیکتاتوری سابق، با درک جهانی و خواست واقعی مردم ایران فرسنگها فاصله دارد و مردم ایران نه به استبداد دینی تن میدهند و نه فاشیسم سلطنتی؛ آینده با ارادهٔ آزاد مردم و خط قاطع «نه شاه، نه شیخ» رقم خواهد خورد.