728 x 90

اقتدارگرایی و مفهوم اعطای جایزه و پاداش

اعطای جایزه و پاداش
اعطای جایزه و پاداش

خبر

بر اساس اطلاعیه روابط عمومی بانک مرکزی، «در مراسم اختتامیه بیست‌ویکمین دوره جشنواره شهید رجایی، مسعود پزشکیان، لوح تقدیر “دستگاه برگزیده”بخش “یاور فتح” را به عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، اعطا کرد». در متن لوح تقدیر آمده است: «از همت والا و مساعی صادقانه همتی و کارکنان بانک مرکزی در خدمت‌رسانی به مردم و مدیریت بحران در طول جنگ تقدیر می‌شود». 

 

آیا این نمونه‌یی دیگر از یک طنز تاریخی و سیاسی نیست؟ [دو نمونه‌ی دیگر را بررسی خواهیم کرد.] آیا مردم ایران که اصلی‌ترین مخاطب محصولات مدیریت بانک مرکزی هستند، این جایزه را چه تعبیر می‌کنند؟ [البته در شبکه‌های اجتماعی، به‌طور وسیع با طنز و انبساط خاطر برگزار شده است.]

 

علت جایزه؟!

بنا بر آخرین داده‌ی بانک مرکزی که کانون تنظیم پول یک کشور است، پول ملی ایران به یکی از پایین‌ترین سطوح تاریخی خود رسید و در مقابلش دلار از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرد. بنا بر دادهای همین منبع، حدود ۶۰ درصد مردم ایران در مرز خط فقر هستند و بین ۳۵ تا ۴۰ درصد از این آمار، زیر خط فقر مطلق هستند. بنا بر داده‌های همین منبع،  حالا پیدا کنید علت جابزه به «مدیریت بحران در طول جنگ» توسط بانک مرکزی و رئیس آن را!

 

یک پژوهش / ضرورت تبیین

این گزاره از منظر مناسبات داخلی یک دولت، عادی جلوه داده می‌شود، ولی از آن‌جا که هدف پزشکیان از این کار، مخاطب قرار دادن مردم ایران برای انکار بحران اقتصاد و معیشت آنان انجام می‌شود، بایسته است که تبیین شود.

یادآوری می‌شود که بعد از جنگ جهانی دوم که پدیده‌ی نازیسم و فاشیسم در ادبیات سیاسی جهان بسیار مورد نقد و بررسی واقع شد، پس از سقوط شوروی سابق و اقمار آن، «اقتدارگرایی» نیز به زیر ذره‌بین برده شد. دهه‌هاست که این دو موضوع به‌ پژوهش‌های متعدد درباره‌ی «رژیم‌های اقتدارگرا» تبدیل شده‌اند؛ رژیم‌هایی که «وفاداری» را به «شایستگی» ترجیح می‌دهند؛ فکری و سیاستی که بحران‌‌های تودرتو تولید می‌کند و از قضا یکی از معضلات اصلی ساختار چنین حاکمیت‌هایی است. 

 

تناسب مشخصات سیاسی و اقتصادی با جایزه و پاداش

این‌چنین جایزه‌ و امتیاز دادن، عقبه‌هایی در تاریخ دور و نزدیک کشورها دارد. مشخصات سیاسی و اقتصادی کشور می‌گویند: کشور در بحران اقتصادی یا جنگی شدید است،

حکومت اقتدارگرا مشروعیت اجتماعی ندارد،

درصد حداکثریِ جامعه خواهان تغییر حاکمیت است،

خطر بحران کلان و سقوط احتمالی در کار است،

در چنین وضعیتی، حاکم نالایق به وزیران، فرماندهان، مدیران و ملازمان وفادار[که همگی مسبب ایجاد این وضعیت‌اند]، جایزه یا نشان افتخار یا پاداش در شرایط بحران می‌دهد!  

 

دو نمونه از اعطای جایزه در اوج بحران سیاسی و اقتصادی

نمونه‌ی ۱: اعطای جایزه توسط نیکلای چائوشسکو به همسرش النا، رومانی، ۱۹۸۹؛

وضعیت کشور: اقتصاد در بحران، کمبود شدید کالا، نارضایتی گسترده؛

مفهوم جایزه از منظر معنای سیاسی: تقویت کیش شخصیت حاکم و نمایش وفاداری به رأس حکومت.

نتیجه: حکومت چائوشسکو چند ماه بعد سقوط کرد.                        

 

نمونه‌ی ۲: اعطای مدال افتخار توسط آدولف هیتلر به سربازان وفادار، آلمان، ۱۹۴۵؛

وضعیت کشور: محاصره‌ی کامل برلین و آستانه‌ی شکست نظامی؛

مفهوم جایزه از منظر معنای سیاسی: حفظ وفاداری و ترغیب به ادامه‌ دادن جنگ. 

نتیجه: قطعیت شکست نظامی، سقوط برلین، خودکشی هیتلر.

 

نتیجه‌گیری

پس از این بررسی موجز، می‌رسیم به این مسأله که معیار شایستگی در یک حکومت چیست؟ آیا وزیر یا مدیر به‌دلیل خدمات یا گشایشی که برای اکنون و آینده‌ی جامعه تدارک دیده، ارزیابی می‌شود یا به‌دلیل میزان وفاداری و رضایت مقام بالاتر برای حفظ ساختار قدرت؟

اگر مردم ایران امکان اظهار بیان آزاد و دموکراتیک داشته باشند، درباره‌ی پزشکیان و اقمار وفادار و رضایت‌مند از ساختار قدرت، چه خواهند گفت؟ در قیام‌‌های شش‌گانه‌ی سراسری چه گفتند؟

تردید نباید داشت که همین جایزه دادن نیز از منظر اکثریت مطلق مردم ایران، در عداد کاشتن چاشنی‌های انفجاری در کنار اعدام، فقر، گرانی، مهاجرت، جنگ‌افروزی و سرعت تصاعدیِ فاصله‌ی طبقاتی است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/c17af678-d50d-4688-b991-642e867cde81"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات