افزایش قیمت حاملهای انرژی همواره یکی از حساسترین، بحرانآفرینترین و چالشبرانگیزترین تصمیمات اقتصادی در جوامع مختلف بهویژه در اقتصادهای تحت فشار و تورمی بوده است. با تصمیم اخیر دولت مبنی بر گران شدن ناگهانی سهمیه سوم بنزین از ۵۰۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان، موجی از التهاب، نگرانی و ناامیدی عمیق در میان کارشناسان، اقتصاددانان و عموم مردم ایجاد شده است. این تغییر قیمت فاحش که مقامات دولتی با تعابیر ملایم و مصلحتاندیشانهای نظیر «اصلاح قیمت مرحلهای» از آن یاد میکنند، در واقع زنگ خطری جدی و مهیب برای شروع موج تازهای از گرانیهای سرسامآور، تورم ساختاری و فشارهای معیشتی خردکننده بر پیکر نیمهجان خانوارهای ایرانی است.
فریب جامعه با وعدههای دروغین و پوشالی
بررسی روند تصمیمگیریها نشان میدهد که پیش از اجرای این مصوبه، مسعود پزشکیان و سخنگوی دولت بارها در تریبونهای مختلف بر لزوم پرهیز از رفتارهای ناگهانی، شوکآور و تنشزا در حوزه انرژی تأکید کرده بودند. تنها یک هفته قبل از این تصمیم بود که رئیسجمهور ارتجاع در جلسه بهاصطلاح هماهنگی مدیریت ناترازی انرژی اعلام کرد جامعه نباید در حوزه بنزین با رفتارهای ناگهانی و شوکآور مواجه شود.
اما در عمل شاهد صدور فرمان افزایش قیمت سهمیه سوم بنزین به آستانه ۱۰ هزار تومان بودهایم. از سوی دیگر، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، پیشتر با اشاره به ناترازی ۳۰ میلیون لیتری بنزین (تولید روزانه ۱۱۰ میلیون لیتر در برابر مصرف ۱۴۰ میلیون لیتری) از محدودیتهای شدید در واردات سخن گفته بود؛ ولی اکنون برای توجیه این گرانی بیسابقه، به این استدلال متوسل میشود که بنزین ۷۰ سنتی را نباید به قیمتهای ناچیز ۲ یا ۳ سنت بفروشیم.
اجرای ناگهانی افزایش قیمت سهمیه سوم بنزین از ۵۰۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان و تصاویر منتشر شده از صفهای طویل، کلافهکننده و طولانی در پمپبنزین شهرهای مختلف کشور، گواهی روشن بر فریبکاری حاکمیت و دادن وعدههای دروغین و پوشالی به مردم برای گریز از تبعات گرانی بنزین است.
دومینوی گرانی، نابودی قدرت خرید و تحمیل فشار به سفره مردم
فارغ از استدلالهای گمراهکننده و فریبندهٔ حاکمیت درباره قیمتهای جهانی فوب خلیجفارس، هر گونه افزایش قیمت بنزین همچون جرقهای در انبار باروت عمل کرده و یک اثر دومینویی مخرب، سریع و غیرقابل انکار بر وضعیت معیشت مردم و بهخصوص دهکهای پایین میگذارد. برخی از این تأثیرات عبارتند از:
۱. در نخستین و فوریترین گام، هزینههای حملونقل درونشهری و برونشهری و کرایهها جهشی چشمگیر پیدا میکند که بهطور مستقیم قیمت تمامشدهٔ جابهجایی مسافر و توزیع تمامی اقلام مصرفی را بالا میبرد.
۲. کالاهای اساسی و اقلامی که از ابتدای سال تاکنون نیز رشد قیمتی بیش از ۱۰۰ درصدی را تجربه کرده بودند، بار دیگر با موجی از جهش قیمت مواجه شده و دسترسی طبقات فرودست به آنها ناممکن میگردد.
۳. استدلال حکومت مبنی بر اینکه این گرانیها بهصورت تدریجی اعمال میشود، هیچگونه تفاوت ماهوی با گرانی یکباره و شوکآور بنزین ندارد؛ چرا که وقتی قیمت بنزین از نرخی پایین به ۱۰ هزار تومان پرتاب میشود، چه تدریجی و چه ناگهانی، در انتهای خط همان حجم سنگین از تورم و فشار خردکننده را به بازار و سفرههای خالی مردم تحمیل میکند.
چشمانداز بحران
نامگذاری این تغییرات تورمزا تحت عناوین فریبندهای همچون «اصلاح قیمت مرحلهای» یا مدیریت ناترازی، هرگز نمیتواند سرپوشی بر آثار ویرانگر و پیامدهای سنگین اقتصادی و اجتماعی آن باشد. شوک قیمتی وارد شده به بنزین، در شرایطی که تورم انباشته و بحرانهای معیشتی امان شهروندان را بریده است، موجی از خشم و نگرانی عمیق را در سراسر جامعه برانگیخته است.
حتی سردمداران و صاحبمنصبان نظام نیز بارها در هشدارهای پنهان و آشکار خود نسبت به تبعات ویرانگر این وضعیت بیم دادهاند. آیا پاسخ به این شرایط و خروج از اسارت این حاکمان تبهکار و ستمگر جز شوریدن، بیرون کشیدن حقوق خلق از حلقوم آنها و پیوستن به کانونهای قهرمان شورشی و قیام بنیانکن برای تحقق آزادی است؟!