728 x 90

در کجای توفان قیام ایران ایستاده‌ایم؟

قیام ایران ـ عکس از آرشیو
قیام ایران ـ عکس از آرشیو

چکیده:

قیام دی ۱۴۰۴، تجربه‌های انباشته‌ی ۴۷ ساله را از سطح کمیت به کیفیت ارتقا داد. جامعه به زبان روشن و بی‌ابهامِ رویارویی با حاکمیت دست یافته و هر تردیدی در این رابطه فروریخته است. قیام، شکلی نو از عاملیت و استعلا‌ی جمعی پدید آورده که بازگشت‌ناپذیر است. ضرورت پیوند شبکه‌ها و سازمان‌یافتگی به‌عنوان شرط تداوم و پیروزی نهایی این خیزش تاریخی است.

 

در روزاشب دو هفته‌ی پرتکاپو، در متن قیامی استعلایی و مدام تکثیرشونده، در شعله‌یی که پاره‌هایش سراسر ایران را نور و گرمی بخشید و می‌بخشد، انرژی‌های کلان به عرصه‌ی «بودن» پیوستند و انرژی‌های کلان از عرصه‌ی هماوردی با سراپای دیکتاتور، به ذره‌های بافت یک جامعه تبدیل شدند. دو هفته‌ به‌طور مدام، بزرگ‌ترین تجربه‌ی تاریخی در ۴۷ سال گذشته از کف خیابان تا خانه‌خانه‌ی ایران به عینیتِ شناخت و آگاهی بالغ شد. در این دو هفته، لایه‌لایه‌ی جامعه‌ی ایران از خاطرات گذشته و مشاهده‌ی روبه‌رو[به‌مثابه تجمع کمیت‌ها]، سرمایه‌ی عظیم تبدیل به کیفیت را اندوخت.

 

هر تغییری در هستی‌شناختیِ انسانی، الگو می‌خواهد. هر الگویی، عاملیت میدانی را برای تکامل تجربه به آگاهی، نیاز دارد. کسب آگاهی با زبان میسر می‌شود. جامعه‌ی ایران با عبور از تجمع کمیت‌های انباشته‌شده و همبستگیِ تجربه‌های مسیرهای پیموده‌شده طی ۴۷ سال، به الگوی شناخت هستیِ سیاسی و اجتماعی‌اش دست یافت. در قیام دی ۱۴۰۴، الگو را در عاملیت میدان محک زد و به زبان چگونگیِ ارتباط با حاکمیت رسید.

 

 

اکنون در گیرودار تداوم توفان، هیچ عامل ناشناخته‌یی میان اکثریت جامعه با حاکمیت وجود ندارد. اکنون هیچ ابهامی در زبان ارتباط جامعه با حکومت نیست. اکنون خیابانی که جلادان قسم‌خورده‌ی خمینی و خامنه‌ای سراسرش را خون‌پاله کرده‌اند، تمام تردیدها و شاید و بایدها را زدوده است. اکنون حتی آیین جدید خاکسپاری شقایق‌های قیام دی ۱۴۰۴، کلام بلند و رسا و گویای جامعه با حاکمیت ولایت فقیه شده است. اکنون نبرد سراسریِ اشغال‌شده با اشغال‌گر است. اکنون کرباس آتش‌گرفته‌ی هرگونه دیکتاتوری، افقی‌ست که قیام دی ۱۴۰۴ به آرزوی دیرینه‌ی ایران‌زمین هدیه داده است.

 

در وحشت از این افق تجسم‌یافته در منظر مردم ایران، بگذار خامنه‌ای گزمه‌‌ی ملعون، محتسب مشئوم و پاسدار دنیِ منفور در کوی و برزن بچیند. اینان باید شباروز در آینه‌ی حافظه‌ی جمعیِ ملتی گذشته از سراپای نظام ولایی ــ آخوندی، خود را جلادان اشغال‌گر ببینند. کدام اشغال‌گر توانسته چند صباحی بیش، در کوی و گذر سرزمینی سراسر خشم و نفرین و کمین، دوام بیاورد؟ اشغال‌گران فقاهتی البته هزاران ایرانی را شهید و مثله کرده‌اند، اما شواهد متقن گواهی می‌دهند که هرگز نتوانستند اذهان مردم را فلج و پیوندشان بر گرد معنای آزادی را بگسلند. و این، بزرگ‌ترین شکست خامنه‌ای پس از شکست خمینی در قتل عام زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۶۰ است.

 

 

مردم ایران البته سوگین‌اند؛ نه سوگی تعلیق‌دهنده‌ی معنا و هدف و نه روح را در خود کشنده، بلکه به‌گونه‌یی جمعی زخمی مشترک را تجربه نموده و در آینه‌ی یکدیگر، خود را از توفانی گذشته‌ دریافته‌اند که دیگر انسان پیش از قیام دی ۱۴۰۴ نیستند. این استعلا با عبور از توفان قیام میسر شده و چون در تداوم خود، کیفیت عوض کند، دیگر فروریختنی نیست. چه خطری جمعی‌تر، ملی‌تر، انسانی‌تر و کابوس‌ناک‌تر از این برای خامنه‌ای؟

 

اکنون فصل بازآفرینیِ جمعی‌ست. دست‌آوردهایی که برشمرده شدند، هر یک شبکه‌یی‌ست. شبکه‌ها را باید به هم رساند و گسترش داد. گسترش بر مدار سازمانیافتگی، محوری‌ترین درس برآمدن از توفان قیام است. سازمانیافتگی، پادزهر زخم‌ها، حریم به‌اشتراک‌گذاریِ توان‌مندی‌ها و تضمین تکثیر و تداوم شبکه‌ها در عبور از توفان نهایی‌ست.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/0723599d-c73c-43be-8cfa-fe6938f12cf2"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات