728 x 90

سوزش کیهان خامنه‌ای از رویش جنبش دادخواهی (۲)

قتل عام ۳۰ هزار مجاهد خلق در سال ۶۷
قتل عام ۳۰ هزار مجاهد خلق در سال ۶۷

در شماره نخست دیدیم با اوج‌گیری جنبش دادخواهی و اعتلای روزافزون مجاهدین، پاسدار حسین شریعتمداری در سلسله مقالاتی با عنوان «سیری در تاریخ جنایت...» تلاش می‌کند مانع از نفوذ بیشتر مجاهدین در قلب و خانه‌های مردم شود. پیش‌تر همین پاسدار در ناله‌های کیهان ۱۷مرداد ناگزیر اعتراف کرده بود که «مجاهدین تا عمق خانه‌هایمان نفوذ کرده و تاثیر‌گذاری می‌نمایند» و حالا برای کاهش نفوذ و تأثیرگذاری و.. به جعل و وارونه‌گویی روی آورده است.

 

موضوع قتل‌عام زندانیان مجاهد و مبارز در سال ۶۷، که قائم‌مقام خمینی از آن با عنوان «بزرگ‌ترین جنایت» یاد کرد، زخمی کهنه در نظام است که بعد از فراخوان جنبش دادخواهی و انتشار فایل صوتی منتظری ـ بعد از ۲۸سال ـ سرباز کرد و حالا سربازجوی جنایتکار اوین برای کاهش نفوذ و تأثیرگذاری مجاهدین به جعل و وارونه‌گویی آن فاجعه و حماسه ملی روی آورده است.

 

اولین قدم برای گمراه کردن جوانان و یاران دادخواهی این است که با مقصر جلوه دادن زندانیان، شقاوت بی‌مثال خمینی و نظامش را بپوشاند به همین علت می‌گوید زندانیان در هماهنگی با ارتش آزادیبخش و عملیات فروغ جاویدان در زندانها دست به کار شده بودند و... خلاصه این‌که «در دو سنگر به‌دنبال محاربه با نظام اسلامی بود؛ یکی در مرزهای غربی و یکی هم درون زندان ها... »

 

علت جعل حدیث و روایت‌های کین‌توزانه علیه منتظری هم در این سلسله مقاله، به‌خاطر انتشار گفتگوی منتظری با هیات مرگ و برملا شدن واقعیت اعدام وحشیانهٔ ۳۰هزار زندانی مجاهد و مبارز فقط به جرم عقیده است.

در چند قسمت از فایل صوتی می‌بینیم که آقای منتظری به صراحت و «صاف و پوست کنده» خطاب به اعضای هیأت مرگ اعلام می‌کند که شما زندانیان را فقط به‌علت داشتن عقیده اعدام کردید و هیچ جرم جدیدی نداشتند. نیری و رئیسی و پورمحمدی هم در سکوت کامل تأیید می‌کنند؛ هیچ جوابی نمی‌دهند. اگر فقط یک نمونه در یکی از شهرها یا زندانها داشتند که می‌توانستد ثابت کنند در یک بند یا یک سلول جرم جدیدی واقع شده است همان را آن‌قدر به رخ می‌کشیدند تا لااقل آن روز در برابرمنتظری بار جنایت را کمی تخفیف دهند اما هیچ جوابی ندارند. در بخشی از فایل صوتی ـ دیدار منتظری با هیأت مرگ ـ آمده است:

«بالاخره یک ماه دیگه دو ماه دیگه در زندانها باز میشه، بالاخره جواب مردم رو چی میدین؟ مثلا میری تو باختران یا اصفهان می‌گویند بچه من هرچی بود یک عقیده‌ای داشت خوب چرا برای عقیده‌اش اعدامش کردی؟ تو آقای نیری! که بچه منو محکوم کردی به ده سال، به چه مناسبتی فعالیت تازه‌یی نکرده بود که، چرا اعدامش کردی؟! جواب نداری. این صاف و پوست کنده...»

 

قاضی خدا!ست؛ بکشید رحم نکنید

حرف اصلی این است که خمینی هرگز دنبال علت و جرم و تشریفات قانونی و دادگاه نبود. او برای تثبیت ولایت مطلقه‌اش نیاز به خون پاک‌ترین‌ها داشت و برایش فرقی نمی‌کرد که زندانی هوادار مجاهدین در چه شرایط و سن و سال و موقعیتی است. حتی به شریعت شرک‌آلود و قوانین ارتجاعی خودش هم پایبند نبود و در جریان قتل‌عام به بیماران لاعلاج و مادران و زندانیانی که مدت محکومیت‌شان هم تمام شده بود رحم نکرد. آخوند جنایتکار مبشری که در سال ۶۰هزاران حکم اعدام صادر کرد، ضمن اعتراف به ضعف و ناتوانی رژیم در برابر قدرت و توانمندی مجاهدین می‌گوید:

«یک مورد من رفتم پیش آقای منتظری و گفتم آقا! اینها توی زندان هم که می‌آیند تشکیلات به هم می‌زنند و دارند همه جا را به آشوب می‌کشند. جواب داد: مسأله‌ای نیست. زمان شاه هم بوده است!

آخر اگر زمان شاه هم بوده است، شاه تسلط داشت و همه دنیا با او بودند. اینها در دوره شاه چیزی نداشتند. پنج تا کلت داشتند که چهارتایش شلیک نمی‌کرد؛ اما حالا در روز روشن با خمپاره و آر.پی.جی و توپ ۱۰۶دارند ساختمانها را می‌زنند. شما الآن را با زمان شاه مقایسه می‌کنید؟ اینها دارند نظام را می‌خورند...

آن وقت می‌رفتیم خدمت امام (ره) و یک روحیه‌ای به ما می‌دادند عجیب. ایشان می‌فرمودند: شما در حقیقت قاضی نیستید. قاضی خداست و خدا هم حکم اینها را صادر کرده، شما تعیینِ مصداق می‌کنید. و می‌فرمودند: بترسید از این که در مقابل اینها کوتاه بیایید. ما از امام (ره) روحیه می‌گرفتیم.» (کیهان خامنه‌ای ـ ۲۶مرداد ۹۸)

 

این است آن شجره خبیث و جرثومه‌یی که بنیادش بر قتل و کشتار و خون‌ریزی سوار است و حاکمانش با قتل و اعدام زندانیان روحیه می‌گیرند. نظامی که در جنایتی بی‌سابقه ۳۰هزار از زندانیانش را قتل‌عام می‌کند و بعد از ۳۰سال عضو هیأت مرگش می‌گوید:

«انتظار این است که در وسط میدان جنگ از بحثهای حقوقی و مراقبت‌های شهروندی و انسانی حرف بزنیم؟ اگر در جنگ یک خمپاره به سمت دشمن شلیک کنیم و بخورد به روستای کنار آنها باید پاسخ بدهیم که چرا به روستا خورد؟... ما هنوز تصفیه‌حساب نکرده‌ایم و بعد از تصفیه‌حساب این حرف‌ها را پاسخ می‌دهیم. شوخی هم نداریم. اینها باید بیایند و پاسخ خیانتها و جنایت‌هایشان را بدهند... حالا من باید بیایم و جواب حقوقی بدهم که فلان خمپاره را در جایی اشتباه یا درست انداخته‌ایم؟ منافقین همه‌شان جنایتکارند و باید در دادگاه محاکمه شوند. آنها آدم کشتند و جنگ کردند و باید به اشد مجازات محکوم شوند.» (آخوند مصطفی پورمحمدی عضو هیأت مرگ ـ ۳مرداد ۹۸)

ادامه دارد...

سوزش کیهان خامنه‌ای از رویش جنبش دادخواهی ـ قسمت اول

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات