728 x 90

من شما را کجا دیده‌ام؟

تصویری از قیام آتشین ـ آبان ۱۳۹۸
تصویری از قیام آتشین ـ آبان ۱۳۹۸

«از طوفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی. معنی طوفان همین است».

(هوراکی موراکامی، جامعه‌شناس ژاپنی)

***

گذار از گذشته به آینده را می‌توان به عبور یک جامعه از طوفان تحولی اجتماعی تشبیه نمود. آن‌گونه که از پس این عبور، وقتی غبارها می‌نشینند، چهره‌ها را باید دوباره به‌یاد آورد. در این یادآوری حتی می‌توان به آشنایانی پیش از طوفان برخورد که اکنون تغییر کرده‌اند. در مشاهدهٔ این تغییرات پس از طوفان، اصلاً عجیب نیست اگر از همدیگر بپرسند: من شما را قبلاً کجا دیده‌ام؟

به‌نظر می‌رسد آن تحول برق‌آسا، آن خروش یک‌پارچه، آن خیزش ضد طبقاتی و آن لهیب فروزانی که در آبان ۹۸ سراپردهٔ نظام ولایت فقیه را متلاطم نمود و درهم‌پیچاند، ریشه‌های عمیقی در جامعهٔ ایران گسترده است.

این عمق و گسترش را باید در دگرگونی باورها و مطالبات مردم نسبت به قبل از قیام آبان ۹۸ جست؛ طوری که دیگر رابطه مردم و جامعه با حاکمیت سیاسی به قبل از آن تحول سرفصلی برنمی‌گردد.

در وصف آنچه در آبان ۹۸ رخ داد، بسیار گفته و نوشته‌اند و ویژگی‌هایش را برشمرده‌اند. اما هر چه زمان می‌گذرد و آنچه را که از آثار این تحول در حاکمیت سیاسی و جامعه مشاهده می‌کنیم، ما را به این یقین می‌رسانند که این تحولی بزرگ با آثاری عمومیت‌یافته بود که تا سرمنزل مقصود، هم‌چنان مبرم‌ترین مسأله بین مردم و حاکمیت است.

این تحول انفجاری از حافظه و خاطرهٔ عمومی یک جامعه نسبت به کلان‌فساد و کلان‌جنایات یک حاکمیت شعله زد. از سفره‌های بی‌آب و نان، از مطالبهٔ حق اولیهٔ آزادی بیان، آزادی اعتقاد و آزادی انتخاب، از مطالبهٔ جدایی دین از دولت که یک حاکمیت مذهبی و دینی به‌مدت ۴۰سال به اشغال تمامی مناصب سیاسی پرداخته و نیز از مطالبهٔ برابری زن و مرد. این مطالبات، همگی ویژگی‌های آن تلاطم در حاکمیت و عمق‌یافتگی و گسترش اجتماعی هستند.

بنابراین گرانی بنزین فقط یک چاشنی انفجاری برای برون جهیدن باروت این مطالبات از زیر پوست جامعهٔ ایران بود. کما این‌که دیدیم بلافاصله پس از آن انفجار اولیه، تمامی اهداف در زمرهٔ مراکز کلان‌فساد و کلان‌جنایات حکومتی بودند. این واقعیت در یک یادداشت از عباس عبدی هم هست که اعتراف به همان ریشه دواندن آثار قیام آبان ۹۸ در رگ و رود جامعه است. دقت کنید:

«تقلیل این رویداد به افزایش قیمت بنزین، خطرناک است و نشان می‌دهد که باید منتظر تکرار این حوادث باشیم. مسأله حل نشده است و دیر یا زود حادثه دیگری می‌تواند این انبار را شعله‌ور کند». (روزنامه اعتماد، ۲۶آبان ۹۸)

این دلسوز نظام آخوندی که از پس تحول بزرگ و بنیادین آبان ۹۸ دلشورهٔ سرنگون شدن حاکمیت ولایی در تمامی نوشته‌هایش پیداست، هموار به خامنه‌ای و روحانی و کارگزاران نظام هشدار می‌دهد که زودتر بجنبید تا دیر نشود! همین کباده‌کش اصلاح‌پذیری آخوندها، در اثبات گستردگی و عمق اجتماعی قیام آبان که رعشه و تلاطم در حاکمیت و دمادم سرنگونی را چون کابوسی در منظرشان نمایان نمود، می‌نویسد:

«سال گذشته در چنین روزهایی شاهد خطیرترین اتفاقات در چهل سال گذشته بودیم. از دیماه سال۱۳۹۶ و سپس آبان ۱۳۹۸ مسأله به‌کلی تفاوت کرد؛ زیرا این اعتراضات واجد هیچ‌یک از ویژگی‌های اتفاقات قبلی نبودند. من به‌عنوان کسی که در تمام این مدت ناظر و شاهد این اتفاقات بودم، با اطمینان می‌گویم که نوع رویداد سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ به‌کلی متفاوت از گذشته بود و بسیاری را نسبت به این‌که به کجا می‌رویم، نگران کرد». (همان منبع)

در یک باز بینی مجدد در آثار اجتماعی و پویای این تحول بزرگ ــ که برخی را برشمردیم و حتی سرسپرگان نظام هم به آن معترف‌اند ــ به این نتیجه می‌رسیم که ویژگی‌های قیام آبان ۹۸، نشانی یک جهش کیفی نسبت به قیام دی ۹۶ را می‌دهند. جهشی که ایرانیان را در شبکه‌های مجازی بر گرد آن جمع آورده و هر روز به جوانب آن می‌پردازند. از طرفی اما این جهش، آن‌چنان خوشه‌های انقلاب و ضرورت تغییر را در جامعه گسترده که حاکمیت نمی‌تواند یک تجمع کوچک را تاب آورد. خامنه‌ای از آبان ۹۸ تاکنون بارها و بارها به صحنه آمده و ضرورت امنیت و جلوگیری از شکل‌گیری کوچک‌ترین تجمع را به ریزه‌خواران سرکوب‌گر نظامش توصیه کرده و می‌کند.

بنابراین چه در ویژگی‌های اجتماعی که شامل مردم و جامعه می‌شود و چه در رویکرد بسیار متفاوت حکومت در به‌کارگیری سرکوب عریان، شاهد تولد یک تحول بزرگ اجتماعی از دل قیام آبان ۹۸ هستیم. وقتی یک تحول بزرگ از جانب دلواپسان قسم خورده به نظام آخوندی «خطیرترین اتفاقات در چهل سال گذشته» توصیف می‌شود، آیا در وجه اثباتی آن، منظوری جز سرنگونی است؟ سرنگونی‌خواهیِ عمومیت یافته، همان کاکل خوشه‌های تکثیر شده از جهش قیام آبان ۹۸ است که در رگ و رود جامعهٔ ایران جریان یافته است.

این گذار از گذشته به آینده را می‌توان به عبور یک جامعه از طوفان تحولی اجتماعی تشبیه نمود. آن‌گونه که از پس این عبور، وقتی غبارها می‌نشینند، چهره‌ها را باید دوباره به‌یاد آورد. در این یادآوری حتی می‌توان به آشنایانی پیش از طوفان برخورد که اکنون تغییر کرده‌اند. در مشاهدهٔ این تغییرات پس از طوفان، اصلاً عجیب نیست اگر از همدیگر بپرسند: من شما را قبلاً کجا دیده‌ام؟