به نظر میرسد بحران لاعلاج نظام آخوندی پس از مرگ خامنهای، با پیام مبهم، دوپهلو و آکنده از ترس مجتبی خامنهای به یک زلزلهٔ درونی تبدیل شده است. خلیفهٔ تازهکار که در دو لبهٔ قیچی جنگ و مذاکره و باتلاق بحرانهای درونی بهدام افتاده، تلاش کرد با روشی که نه سیخ دلواپسان خیابانی بسوزد و نه کباب دولتیها، با استفاده از عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم »، هم سیخ را سوزاند و هم کباب را!
ولایت نورسیده که میخواست در این بندبازی، مسئولیت را از سر خودش باز کند، ضمن تأیید گدایی مذاکره گفت: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، ولی چون رئیسجمهور تعهد کرد... دیگر من اجازهاش را صادر کردم».
در آخرین نمونه آخوند علمالهدی در نمایش جمعه ۵ تیر گفت: علیالاصول، نظر دیگری داشتم یعنی جبران خسارات و غرامت قوی. وی پیش از این هم گفته بود: «آنچه صورت گرفته است منطبق با نظر ولایی ولی امر مسلمین نیست و اون چیز دیگریست چون فرمودن علیالاصول من نظر دیگری داشتم».
این فرار از مسئولیت و بلوای «علیالاصول» فوراً با واکنش باندهای درونی مواجه شد. آخوند قاسمیان گفت: «یک شبههای شد میگویند رهبر معظم انقلاب گردن نمیگیرد... میفرمایند من قاعدتاً و علیالاصول موافق نبودم ولی رفتند همچین کاری کردند بعد هم با لگدی به پزشکیان افزود: «علیالاصول آقایان اصولشون با اصول ما فرق دارند این دیگه ظاهر متنه به هر جهت یه اصولی وجود داره که علیالاصول با این کاری که آقایان کردند فرق داره یعنی اصول اینها با این اصول فرق دارد...».
این تقابل عریان که با شعار «مرگ بر عراقچی سازشکار نفوذی» و دشنام علیه قالیباف، نمایندهٔ خاص ولایت وارفته به اوج رسید، بیانگر بیاعتباری مجتبی و سلسلهای از بحرانهای لاعلاج پس از هلاکت خامنهای است.
در این میان، دستپاچگی حداد عادل (پدرزن مجتبی) برای مالهکشی این رسوایی، عمق شکاف و درماندگی را برملا کرد. او گفت: «این حرف فایدهش اینه که اولاً در مذاکره، دست طرف ایرانی را قوی میکنه که میگه فکر نکنین چیزی که به ما دادید خیلی هنر کردید، ما رهبرمون همین را هم قبول نداشته، ما رفتیم ریش گرو گذاشتیم تعهد کردیم که منافع ملت رو تأمین میکنیم...».
اما سایت حکومتی دیدار نیوز در شمارهٔ ۴ تیر اعتراف کرد که برخلاف نمایش مخالفت بیت، «تمام اعضای شعام به جز جلیلی به امضای تفاهم رأی مثبت دادند».
یعنی انشقاق و ریزش به رأس نظام سرایت کرده و ولایت وارفته، در لبه قیچی جامزهر و جنگ گیر کرده و شعارهای مرگ بر خودی در راهروهای قدرت، پیشدرآمد سقوط نهایی است.