728 x 90

قواعد بازی میان جنایتکاران و غارتگران

سخن روز
سخن روز

به‌رغم گذشت ۴روز از مهلت ثبت نام کاندیداها برای شرکت در نمایش انتخابات پیش رو و به‌رغم این‌که تنها یک روز دیگر به‌پایان مهلت ثبت نام باقی مانده، هنوز دو کاندیدای اصلی، یعنی رئیسی و لاریجانی ثبت نام نکرده‌اند و از قالیباف که از او هم به‌عنوان یکی دیگر از کاندیداها نام برده می‌شد، خبری نیست. از همین رو بر فضای سرد انتخابات، ابر سیاهی از ابهام نیز سایه افکنده است.

هر روز خبرهای متناقضی از این‌که مثلاً رئیسی قرار است کاندیداتوری خود را اعلام کند، اما خبری نمی‌شود منتشر می‌گردد. در مورد لاریجانی و آمدن یا نیامدن او هم طی همین یکی دو روزهٔ اخیر هر بار به‌تأکید خبری از آمدن یا نیامدن او به‌نقل از خودش مطرح شده و دوباره به‌تأکید تکذیب شده است.

 

به نظر می‌رسد این ضد و نقیض‌گویی وجه دیگری از شانتاژ و دجالیت برای گرم کردن تنور خاموش انتخابات است. تا آنجا که به‌خامنه‌ای برمی‌گردد، او خواست خود را برای یک نمایش تک قطبی، صراحتاً اعلام کرده، در عین‌حال که به‌شدت نیاز دارد جلوه و آب و رنگی به‌سیرک انتخاباتی‌اش بدهد؛ کما‌این‌که خودش تأکید کرده است: «مشارکت بالا در درجهٔ اول اهمیت است» چرا که «منجر به‌امنیت می‌شود» (۲۱ اردیبهشت). اما از آنجا که قبلاً خامنه‌ای چوب طمع به‌نمایش پر رونق را هم در سال۸۸ و هم در سال۹۶ خورده، در تضاد میان یک مسابقهٔ پر هیجان میان باندهای رژیم و خطر جرقه و قیام حاصل از آن، با یک نمایش سرد و مسابقهٔ تک اسبه و برملا شدن این‌که پایه و قاعدهٔ نیرویی رژیم در مقایسه با انتخاباتهای قبلی هم به‌شدت محدود و تکیده شده، دومی را ترجیح می‌دهد.

 

آرزوی تکپایگی و واقعیت فرتوتی

واقعیت این است که موقعیت ولی‌فقیه این دیکتاتوری فرتوت، به‌شدت تضعیف شده و هم‌چنان که در انتخابات ریاست‌جمهوری قبلی (سال ۹۶) دیدیم، معلوم نیست بتواند آنچه را که مطلوبش هست، جامهٔ عمل بپوشاند.

بحرانی که اکنون سراپای رژیم را به‌لرزه درآورده ناشی از آن است که از یک‌سو خامنه‌ای می‌خواهد برای نجات از ورطهٴ سرنگونی نظامش را با حذف و جراحی باند رقیب یکدست و تکپایه کند، اما در این هدف با دو تضاد و مانع عمده مواجه است. نخست باید از خیر یک نمایش گرم و به‌قول خودشان «پرشور» بگذرد و پیه خطر امنیتی برملا شدن این واقعیت را که رژیم فاقد هر گونه پایه و تکیه‌گاه اجتماعی است به‌تن بمالد، افزون بر این، یک چنین قلع و قمعی، مستلزم زیر پا گذاشتن قواعد بازی درون رژیم است، قواعدی نانوشته اما محکم و مؤثر که نادیده گرفتن آن تعادل درونی رژیم را به‌شدت به‌هم می‌زند. همان چیزی که خامنه‌ای یک بار آن را در سال۹۸ و بار دیگر در دی۹۶ تجربه کرده است. تجربه به‌طور خلاصه این است که اگر چه انتخابات، یک بازی درونی باندهای جنایتکار و غارتگر رژیم برای تقسیم قدرت و غارت است و مردم هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند، اما در عین‌حال مردم کاملاً هوشیارانه مترصد فرصت و بروز شکاف در رأس رژیم هستند که برخیزند و حق حاکمیت به‌یغما رفتهٔ خود را، باز ستانند. به‌این ترتیب خلیفهٔ ارتجاع با فرار از خطر سرنگونی، ناگهان خود را با همان کابوسی که از آن می‌گریخت رو در رو می‌یابد. حال و روز خلیفهٔ درماندهٔ ارتجاع این بیت خواجه شیراز است که:

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت