جنگ انتخابات بیشترین مضمون عنوانهای روزنامههای حکومتی را در روز سهشنبه 29فروردین به خود اختصاص داده است. تمامی باندها و جناحهای متخاصم به یکدیگر حمله کردهاند:
آرمان:موسوی لاری: روحانی ناگفتهها را بگوید
آرمان: حسین عبده تبریزی تشریح کرد ضرر 60درصدی دولت قبل به درآمد ایرانیان
آفتاب یزد: فراموشی شعارهای یارانهیی آقای شهردار؛ چشمان توکلی چرا فقط احمدینژاد را میبیند
راه مردم: جهانگیری؛ اصلاح قوانین مزاحم برای رونق بخش خصوصی
رسالت: صفارهرندی: خاستگاه فتنه، جبهه اصلاحات است- اصلاحطلبان باید از فتنه تبری کنند تا در چارچوب نظام رقابت کنند – اگر در نظرسنجیها رأی جهانگیری بالا باشد روحانی را کنار میزنند.
رسالت: اکرمی: از سنگ پا تا سنگقبر را قاچاق میکنند
رسالت: قالیباف: مدیریت کشور نشسته، خسته و بسته است
رسالت: آملی لاریجانی: همنوایی برخی با دشمنان موجب تأسف است
شهروند: حافظی رئیس کمیسیون محیطزیست شورای شهرتهران: مدیریت تهران در دست ثروتمندان نوکیسه
کائنات: پرسش عباس عبدی از صفار هرندی: چه زمانی باید هر رئیس جمهوری از قطار پیاده شود؟
همدلی: عباس عبدی:رئیسی و قالیباف به نفع یکدیگر کنار نمیروند
همدلی: رئیسجمهور از افتتاح پروژههای ناتمام امتناع کرد؛ تفاوت رفتار روحانی با احمدینژاد در عسلویه
روزنامههای حکومتی واکنش عجزآلود دولت حسن روحانی به دیدار سناتور مککین با مریم رجوی و اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در تیرانا را انعکاس دادهاند:
شرق: واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به تماس برخی مقامات آمریکایی با مجاهدین؛ آمریکا باید تاوان بدهد
سخنگوی وزارت امور خارجه دیدار اخیر یکی از مقامات کنگره آمریکا با مجاهدین را موضوع تازهیی ندانست و گفت: «برخی از مقامات آمریکایی نشان دادهاند که نتوانستهاند از تاریخ، زمان و گذشته عبرت بگیرند. در عینحال، این کار خطایی بود و دولت آمریکا مانند دیگر خطاهایش در گذشته مجبور است تاوان آن را پس بدهد».
روزنامههای باند علی خامنهای خط و نشان کشیدنهای سرکرده قضاییه علیه باند حسن روحانی را هماهنگ انعکاس دادهاند.
سیاست روز: آملیلاریجانی با اشاره به افزایش هجمهها به دستگاه قضایی تصریح کرد: چند سالی است که قوه قضاییه بهشدت مواجه با هجمههای دشمن و متأسفانه برخی افراد در داخل است.
آنچه باعث تأسف است، همنوایی بلکه هماهنگی بعضی افراد در داخل با این قبیل حملات دشمن است.
متاسفیم که عدهیی با فریبکاری و به کار بستن ابزارهای نخنما شده به میدان میآیند و علیه قوه قضاییه شعارهایی را مطرح میکنند. البته این حرفها و فریبها پس از چند روز بر همگان آشکار میشود کمااینکه در مورد حسابهای قوه قضاییه حرفهای خلاف و سخیفی زدند که بعداً کذب ادعاهایشان ثابت شد.
رئیس قوه قضاییه با تأکید بر لزوم ایستادگی مسئولان عالی قضایی در برابر این قبیل حملات و عدم عقبنشینی در انجام وظایف قانونی خاطرنشان کرد: دشمنان جمهوری اسلامی نیز بدانند که مردم این کشور و مسئولانش در مقابل هجمههایی از این دست عقبنشینی نخواهند کرد.
روزنامههای باند ولیفقیه در دفاع از شورای نگهبان خامنهای به مجلس ارتجاع حمله کردهاند:
جوان: تغییر قانون انتخابات اصل پذیرفته شده حقوقی است
در آستانه هر انتخاباتی «اختیارات شورای نگهبان» تخطئه و تلاش میشود از یکسو به افکار عمومی اینگونه القا شود که علت تامه برخی نابسامانیهای صورت گرفته در سطح اجرایی کشور، به رویکرد و رویههای این نهاد انقلابی بازمیگردد و از سوی دیگر تمرکز میشود تا ضرورت تغییر «هدفمند» قانون انتخابات بهعنوان یک نیاز اساسی روز بیان شود.
جریان غربگرای داخلی بر همین اساس همواره تلاش کرده اصل «نظارت استصوابی» شورا را اختیاری غیرحقوقی و ضرورت جایگزینی نظارت «استطلاعی» را مطرح کند.
بهعنوان نمونه یکی از مقامات رسمی قوه مجریه در سال94 با هدف به چالش کشاندن اختیارات شورای نگهبان بیان میکند: «شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری. مجری انتخابات دولت است. دولت مسئول برگزاری انتخابات است و دستگاهی هم پیشبینی شده که نظارت کند تا خلاف قانون صورت نگیرد. شورای نگهبان چشم است و چشم نمیتواند کار دست را بکند، نظارت و اجرا نباید مخلوط شوند.»
تمرکز مجلس بر تغییر قانون انتخابات نباید منجر به توسعه یا تضییق شرایط مقرر در اصل 115 قانون اساسی باشد، اشکالی که (در تصویب قانون جدید انتخابات توسط مجلس در سال 91 وجود داشت) ایراد شورای نگهبان را نیز بهدنبال داشته و نتیجه آن معطل تدابیر تقنینی بود. در قانون سال 91 مصوب مجلس (که علی لاریجانی در نطق روز یک شنبه هم به آن اشاره کرد) چند ایراد اساسی وجود داشت از جمله اینکه:
ـ نظارت استصوابی شورای نگهبان تعدیل شده بود و در حالی که قانون، وزارت کشور را بهعنوان مجری برگزاری انتخابات معین کرده است اما در مقابل مجلس خواهان تشکیل شورایی متشکل از سه قوه در سطح بالاتری از وزارت کشور برای نظارت بر روند اجرایی انتخابات شده بود!
ـ مجلس همچنین «محدودیت بیضابطه» را جایگزین «محدودیت قانونی» ثبت نامکنندگان کرده بود، به این معنا که هر فرد صالح و توانمندی در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کند، مگر آنکه چند ده نفر (از دل حزبهای سیاسی) صلاحیت وی را تأیید کرده باشند.
بهراستی چگونه میتوان با این شکل قانوننویسی هم اصول حاکم بر مردمسالاری دینی را محقق کرد و هم اختیارات قانونی و عقلانی شورای نگهبان را حفظ کرد؟
آیا میتوان به این شکل قانون نوشت و از لابیگری و رانتخواری در سطح سیاسیون برای رئیسجمهور شدن جلوگیری کرد؟
نکته اساسی آنکه مجلس بهعنوان وضعکننده قوانین عادی کشور باید توجه داشته باشد که بر اساس اصل6 قانون اساسی و همچنین اصل 115 مبنی بر آنکه «رئیسجمهور باید از میان رجال سیاسی و مذهبی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد، که بر اساس آن رئیسجمهور باید ایرانیالاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه، امانت و تقوا، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور باشد» باید بهگونهیی به وضع قوانین در این حوزه متمرکز شود تا در اختیارات این شورا مداخله نکرده و نظارت بر انتخابات (که بهمعنای اخص به شورای نگهبان واگذار شده) را تضعیف نکند.
باید تأکید کرد که مجلس همانگونه که برای احقاق حقوق مینو خالقی تلاش کرد تا نظارت استصوابی شورای نگهبان را تقلیل داده و با اصرار قانون مصوب شده را به مجمع تشخیص مصلحت فرستاد در این باره نیز در جهت احقاق حقوق عامه جامعه گام برداشته و به تغییر نظاممند قانون انتخابات متمرکز شود.
از سوی دیگر شورای نگهبان نیز قصور گذشته را جبران کند و مسیر تغییر قانون انتخابات را بهعنوان یک ضرورت حقوقی هموار سازد.
حمله به روحانی و کارنامه دولتش و آوردن جهانگیری بهعنوان کاندیدای پوششی مضمون واحد حملات روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع است:
کیهان:دولت که در دوران مذاکرات استراتژی «رسیدن به توافق به هر قیمتی» را در پیش گرفته بود اینک بهدنبال «حفظ برجام به هر قیمتی» است. خط مشی غلط پیشین باعث عجله در رسیدن به توافق و حصول توافقی با اشکالات و نواقص فراوان شد و استراتژی جدید این قابلیت را دارد که آن را به «خسارت محض» تبدیل کند چرا که حریف را به این نتیجه میرساند –رسانده است- که میتوان هر نوع برخوردی داشت و هر تعهدی را نقض کرد و تحریمهای جدیدی را هم اعمال کرد و هیچ هزینهای هم متحمل نشد چرا که سیاست طرف ایرانی «حفظ برجام به هر قیمتی» است.
روحانی و یاران ضربهگیرش در انتخابات میکوشند رقیبان خود را کسانی جلوه دهند که در پی نابودی برجام هستند و رأی به آنها بهطور خودکار بهمعنای از بین رفتن برجام است... اقتصاد و معیشت برای دولت همچون گوی داغی است که فرار از آن عملیات غیرممکن است و مواجه شدن با آن سخت و دردناک. حضور اجباری نامزدهای ضربهگیر برای خریدن زمان و کاستن سوزناکی این گوی داغ است چرا که دیگر جای خواندن انشاء نیست و باید حساب پس داد.
کیهان: حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در گفتگو با فارس گفت: بسیاری از پروژههایی که این روزها دولت در آستانه انتخابات از افتتاح آنها خبر میدهد، قبلاً افتتاحشده و به بهرهبرداری هم رسیده است و افتتاح دوباره آن غیر از تبلیغات توخالی انتخاباتی هیچ توجیه دیگری ندارد.
جوان: «نامزد پوششی» اتفاق جدید در انتخابات96
پدیده «کاندیدای پوششی» برای اولین بار در انتخابات ایران طرح میشود. فهم پوششی بودن این کاندیدا نه بر اساس تحلیل صحنه و روابط سیاسی افراد که بر اساس پذیرش و اعلان رسمی صورت میگیرد. بعد از ثبتنام جهانگیری و ایضاً محمد هاشمی، رسانههای همسو با دولت بهصورت یک صدا و هماهنگ این حرکت را پوششی اعلام کردند و عوارض این پذیرش را نیز پذیرفتند.
برخی این کار را وصیت هاشمی و برخی توصیه سران اصلاحات به روحانی دانستند. عدهیی آن را «کمک به روحانی» دانستند و عدهیی آن را «رکب به روحانی» میدانند که ممکن است حرص قدرت، فرد پوششی را به رقیب واقعی تبدیل کند. اما سؤال اساسی این است که طرح این مسأله و این ورود برای چیست؟ آیا روحانی مشکل تکلم و بیان دارد؟ قطعاً خیر!
اینکه روحانی این مسأله را شخصاً پذیرفته باشد، بسیار قابل تأمل است زیرا نه فقط آورده برای وی ندارد بلکه تحقیر نیز محسوب میشود.
وطن امروز: سرمقاله: کاش «مکمل روحانی» کارنامهاش بود
ثبتنام جهانگیری رکورد دیگر روحانی!
قضیه از 2 حالت، خارج نیست! جهانگیری، یا نامزد شده که در ایام تبلیغات، به روحانی کمک برساند و بعد هم به نفع مقام مافوق، بکشد کنار؛ یا نامزد شده که اگر دید جو دارد علیه روحانی پیش میرود، تا آخر در صحنه بماند! هر 2 حالت اما مؤید یک نکته واحد است؛ اعتراف از درون کابینه، به کارنامه غیرقابل دفاع دولت اعتدال، نیز اذعان به ناتوانی روحانی در مقام دفاع از دولت یازدهم!
عبارت «وضع دولت اصلاً خوب نیست؛ روحانی هم در جریان امور نیست»، اگر چه چند هفته پیش توسط اسحاق جهانگیری «تکذیب» شد اما چند روز پیش و با ثبتنام وی، ناخواسته «تایید» شد! معاون اول دولت اعتدال، باید توضیح دهد که اگر وضع دولت، خوب است و رئیس دولت، هم در جریان امور است و هم در جریان آمار، پس با کدام هدف، نامزد انتخابات شده؟! واضح است که مافوق ایشان در کابینه اعتدال، مشکلی بابت بیان ندارد؛ پس با وجود نامزدی حسن روحانی، نامزدی اسحاق جهانگیری، چرا؟! و با چه هدف؟!
روزنامههای باند روحانی متقابلاً به شورای نگهبان حمله کردهاند و در ضمن این حمله بر تناقض درونی باند خامنهای برای تعیین تکلیف احمدینژاد دست گذاشتهاند:
جهان صنعت: سرمقاله: معیارهای شورای نگهبان؛ ثابت یا مصلحتی
افکار عمومی با تعجب میپرسد که چرا رفتار شورای نگهبان در مورد صلاحیت نامزدها مصداق یکبام و دوهوا شده است مثلاً در حالی که در انتخابات 84 بسیاری شهردار تهران را در بهترین حالت رجل سیاسی نمیدانستند، این شورا محمود احمدینژاد را رجل سیاسی شناخت و صلاحیت وی برای حضور در آن انتخابات را تأیید کرد اما در همان حال این شورا صلاحیت مصطفی معین، وزیر علوم دولت اصلاحات و محسن مهرعلیزاده، معاون رئیسجمهور دولت هشتم را احراز نکرد.
همه میپرسیدند چگونه وزیر و معاون رئیسجمهور یک دولت نمیتواند نامزد انتخابات ریاستجمهوری شود اما در همان حال یک شهردار صلاحیت احراز این نامزدی را کسب میکند. از همه جالبتر رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات 92 بود؛
در این دوره هم شورای نگهبان با چالش بزرگی به نام احمدینژاد مواجه است. آیا این شورا میخواهد تبعیت احمدینژاد از مقام رهبری را دستاویز قرار دهد و به آن دلیل صلاحیت وی را احراز نکند؟
اگر صلاحیت احمدینژاد برای نامزدی انتخابات 29اردیبهشت احراز نشود، احتمالاً هیچکس تعجب نمیکند چرا که شورای نگهبان میتواند بدون توضیح فقط اعلام کند که نتوانسته صلاحیت محمود احمدینژاد برای حضور در رقابتهای انتخاباتی را احراز کند. در این صورت سوالی که همچنان بیپاسخ میماند، آن است که آیا اساساً معیارهای ثابت و روشنی برای احراز صلاحیت متقاضیان نامزدی انتخابات وجود دارد و آیا این معیار برای ملاحظات و مصالحی که فقط اعضای شورای نگهبان از آن خبر دارند، دچار تغییر و تحول نمیشود؟
حمله به برجام و سیاستهای خارجی دولت روحانی موضوع مشترک روزنامههای باند رقیب است:
کیهان: این روزها محورهایی چون تحولات منطقه، ارتباط با اروپا و آمریکا، دیپلوماسی در شرق و غرب و هم گام شدن با مسائل روز جهانی و رعایت یک جانبه تعهدنامهای به نام «برجام» موضوعی است که در طول دولت تدبیر و امید چالشهایی را پیشروی دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی ایران قرار داده است.
رویدادهای سیاسی سال 96 بر اساس آنچه پیشبینی میشود و تعدد آن از اهمیت خاصی برخوردار است و با توجه به اتفاقات و مباحث زنجیرهیی که وجود دارد همت و اراده بلندی را میطلبد.
محمدحسن قدیری ابیانه کارشناس مسائل استراتژیک و سفیر سابق ایران در ایتالیا و مکزیک
در گفتگو با روزنامه کیهان میگوید:
«این تحولات ناشی از دوران گذار از جهان تک قطبی و چند قطبی، فرصتها و تهدیدات زیادی را پیش روی ایران قرار میدهد که اگر همین دولت تدبیر و امید با همین وضعیت و سیاستهایش روی کار باشد قطعاً تهدیدات بیشتر خواهد شد.
روزنامههای باند خامنهای ضمن هشدار به بروز قیام از شکاف دعواهای باندی، جناح رقیب را به غلط کردن گویی بیشتر برای دریافت سهم قدرت فراخواندهاند:
رسالت: محمدحسین صفارهرندی: خاستگاه فتنه، جبهه اصلاحات است
در سال 88 برخی حرمتها را شکستند به همین علت برخی دیگر جمع کردن یک جریان فکری را مطرح کردند در حالی که این اقدام شدنی و درست نبوده است.
در ایران اسلامی نیز هر فردی برای سیاستورزی در قالب قانون باید اتهام آلوده بودن به فتنه را از سر خود باز کند
خاستگاه فتنه جبهه اصلاحات بوده به همین علت کسانی که میخواهند بگویند آلوده به فتنه نیستند باید از فتنهگران اعلام برائت و تبری بجویند تا بتوانند در چارچوب نظام رقابت کنند.
اصلاحطلبان بعد از فتنه 88 در موقعیتی قرار گرفتند که چیزی نمانده بود در نظام اسلامی محذوف همیشگی شوند، چرا که خودشان خروج از نظام را بهعنوان یک راهکار انتخاب کردند اما بعد از آن بهدنبال راهی برای بازگشت به نظام بودند و نظام موضوع توبه آنها را مطرح کرد...
برخی روزنامههای باند ولیفقیه تلاش کردهاند تشتت درونی باند روحانی بر سر سهمخواهی از قدرت را برجسته کنند:
سیاست روز: در دیداری که رسول منتجبنیا قائممقام حزب اعتماد ملی و محسن رهامی دبیر شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان با حضرت آیتالله خامنهای رهبری انقلاب در آخرین روز ثبتنام کاندیدای ریاستجمهوری داشتند، منتجبنیا گزارشی از جایگاه سیاسی و اجتماعی اصلاحطلبان در جامعه و میزان وفاداری آنان به نظام و کشور را به رهبر جمهوری اسلامی ارائه کرده و همچنین با تأکید بر لزوم وجود کانال ارتباطی میان اصلاحطلبان و رهبری سخن گفته است.
از مجموع این اخبار اینگونه بر میآید که بعید نیست در دیدار یاد شده محسن رهامی و رسول منتجبنیا مسأله کاندیداتوری جهانگیری را هم خدمت مقام معظم رهبری مطرح کرده و عدم مخالفت رهبری با کاندیداتوری گزینه اصلاحطلبان در انتخابات را از ایشان گرفته باشند.
از این رو به نظر میرسد که اسحاق جهانگیری نه تنها گزینه ضربهگیر و پوششی روحانی نخواهد بود بلکه با توجه به نقاط ضعف روحانی ممکن است که گزینه واقعی و مستقلی باشد که رقیبی فعال برای روحانی محسوب شود.
روزنامههای باند خامنهای در پاسخ به ادعاهای باند روحانی موارد دیگری از وضعیت اقتصادی را در دعوای باندی برملا کردند:
کیهان: جدیدترین گشایش پسابرجام!
چرخ بزرگترین کارخانه دوچرخهسازی کشور هم از حرکت ایستاد
یکی از بزرگترین کارخانههای دوچرخه سازی خاورمیانه در دولت روحانی رسماً تعطیل شد.
کارخانه دوچرخهسازی آساک قوچان که یکی از بزرگترین کارخانههای دوچرخهسازی در خاورمیانه محسوب میشود و محل ایجاد اشتغال برای بسیاری از هموطنان در این منطقه بهشمار میآید، رسماً تعطیل شده است.
مجتمع صنعتی دوچرخهسازی قوچان با نام تجاری «آساک دوچرخ» در زمینی به مساحت 20 هکتار در سال 1362 طرحریزی و در 22مهرماه 1377 با ظرفیت تولیدی 300هزار دستگاه دوچرخه در سال به بهرهبرداری رسید. اما در نهایت مشکلاتش بهدلیل رکود کنونی و همچنین بیتدبیری مدیران و مسئولان آن به اوج خود رسید و این کارخانه را به پایان خط 30ساله خود رساند.
حقوق کارگران این کارخانه 22ماه پرداخت نشده، همچنین 25ماه بیمه واریز نشده و طی سه سال اخیر هیچگونه پاداش و عیدی نیز به کارگران پرداخت نشده است.
وحشت از قیام مضمون اصلی هشدارهای روزنامههای باند ولیفقیه است:
رسالت: جانشین نماینده ولیفقیه در سپاه: دشمن از طریق عوامل داخلی بهدنبال حاشیهسازی برای نظام است
جانشین نماینده ولیفقیه در سپاه گفت کسانی را سراغ داریم که انقلابی بودند اما تا پایان راه نتوانستند خودشان را حفظ کنند و سقوط کردند. وی با اشاره به ترفندهای دشمنان در انحراف و صدمه زدن به انقلاب اسلامی بیان کرد:
دشمن اکنون برای گسستن پیوند امت و امام، جبههای وسیع و با تبلیغات رسانهیی گسترده ایجاد کرده است تا انقلاب را در اذهان مردم ناکارآمد جلوه دهد و از طریق عوامل داخلی برای آن حاشیهسازی کند.
برجسته کردن تشتت و شکاف و سردرگمی در باند خامنهای هم مضمون مطالب روزنامههای باند رقیبش است:
شرق: امیر محبیان: متأسفانه تحلیلگران و سیاستمداران ما همچنان بر تصویری ایستا از صحنه سیاست اصرار دارند؛ در حالیکه فضای سیاسی ما بهویژه در این دوره بهصورت کاملاً آشکار نشان از ورود به فضای آشوبناک دارد؛ اشکال بزرگ تحلیل در فضای آشوبناک آن است که تحلیلگران دوبُعدی میخواهند در فضای سهبُعدی تحلیل کنند.
آنچه بهعنوان آشوب یا بینظمی احساس میکنیم فقط سطح بالاتری از پیچیدگی است؛ دامنه آن هم از ثبات مطلق تا الگوهای فعالیت را که به طرزی نامفهوم پیچیده است دربر میگیرد. اکنون زیاد میشنویم که افراد ابراز گیجشدن در برابر وقایعی که رخ میدهد میکنند؛ حتی بعضی از تحلیلگران سیاسی! اشکال اینجاست که برخلاف وضعیت ایستا که تحلیل در آن دوبُعدی و ساده است؛ در وضعیت آشوبی، وضعیت ثابت نیست، بلکه پیوستاری است. در فضای سیاسی آشوبناک سه سطح از تحلیل وجود دارد؛ در پایینترین سطح نوعی ثبات دیده میشود؛ در بالاترین سطح، نوعی نوسان دورهای دیده میشود و در سطوح عالی، الگوهایی را مشاهده میکنیم که درک آن به ظاهر مشکل است؛ این وضعیتی است که فعلاً در آن هستیم. وقتی به رفتار سیستم سیاسی خود نگاه میکنیم شاهدیم که رفتار سیستم سیاسی و بازیگران آن در حال انتقال از الگوهای ساده به الگوهای پیچیده است؛ شیوههای سنتی تحلیل دیگر جواب نمیدهد.
آرمان:موسوی لاری: روحانی ناگفتهها را بگوید
آرمان: حسین عبده تبریزی تشریح کرد ضرر 60درصدی دولت قبل به درآمد ایرانیان
آفتاب یزد: فراموشی شعارهای یارانهیی آقای شهردار؛ چشمان توکلی چرا فقط احمدینژاد را میبیند
راه مردم: جهانگیری؛ اصلاح قوانین مزاحم برای رونق بخش خصوصی
رسالت: صفارهرندی: خاستگاه فتنه، جبهه اصلاحات است- اصلاحطلبان باید از فتنه تبری کنند تا در چارچوب نظام رقابت کنند – اگر در نظرسنجیها رأی جهانگیری بالا باشد روحانی را کنار میزنند.
رسالت: اکرمی: از سنگ پا تا سنگقبر را قاچاق میکنند
رسالت: قالیباف: مدیریت کشور نشسته، خسته و بسته است
رسالت: آملی لاریجانی: همنوایی برخی با دشمنان موجب تأسف است
شهروند: حافظی رئیس کمیسیون محیطزیست شورای شهرتهران: مدیریت تهران در دست ثروتمندان نوکیسه
کائنات: پرسش عباس عبدی از صفار هرندی: چه زمانی باید هر رئیس جمهوری از قطار پیاده شود؟
همدلی: عباس عبدی:رئیسی و قالیباف به نفع یکدیگر کنار نمیروند
همدلی: رئیسجمهور از افتتاح پروژههای ناتمام امتناع کرد؛ تفاوت رفتار روحانی با احمدینژاد در عسلویه
روزنامههای حکومتی واکنش عجزآلود دولت حسن روحانی به دیدار سناتور مککین با مریم رجوی و اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در تیرانا را انعکاس دادهاند:
شرق: واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به تماس برخی مقامات آمریکایی با مجاهدین؛ آمریکا باید تاوان بدهد
سخنگوی وزارت امور خارجه دیدار اخیر یکی از مقامات کنگره آمریکا با مجاهدین را موضوع تازهیی ندانست و گفت: «برخی از مقامات آمریکایی نشان دادهاند که نتوانستهاند از تاریخ، زمان و گذشته عبرت بگیرند. در عینحال، این کار خطایی بود و دولت آمریکا مانند دیگر خطاهایش در گذشته مجبور است تاوان آن را پس بدهد».
روزنامههای باند علی خامنهای خط و نشان کشیدنهای سرکرده قضاییه علیه باند حسن روحانی را هماهنگ انعکاس دادهاند.
سیاست روز: آملیلاریجانی با اشاره به افزایش هجمهها به دستگاه قضایی تصریح کرد: چند سالی است که قوه قضاییه بهشدت مواجه با هجمههای دشمن و متأسفانه برخی افراد در داخل است.
آنچه باعث تأسف است، همنوایی بلکه هماهنگی بعضی افراد در داخل با این قبیل حملات دشمن است.
متاسفیم که عدهیی با فریبکاری و به کار بستن ابزارهای نخنما شده به میدان میآیند و علیه قوه قضاییه شعارهایی را مطرح میکنند. البته این حرفها و فریبها پس از چند روز بر همگان آشکار میشود کمااینکه در مورد حسابهای قوه قضاییه حرفهای خلاف و سخیفی زدند که بعداً کذب ادعاهایشان ثابت شد.
رئیس قوه قضاییه با تأکید بر لزوم ایستادگی مسئولان عالی قضایی در برابر این قبیل حملات و عدم عقبنشینی در انجام وظایف قانونی خاطرنشان کرد: دشمنان جمهوری اسلامی نیز بدانند که مردم این کشور و مسئولانش در مقابل هجمههایی از این دست عقبنشینی نخواهند کرد.
روزنامههای باند ولیفقیه در دفاع از شورای نگهبان خامنهای به مجلس ارتجاع حمله کردهاند:
جوان: تغییر قانون انتخابات اصل پذیرفته شده حقوقی است
در آستانه هر انتخاباتی «اختیارات شورای نگهبان» تخطئه و تلاش میشود از یکسو به افکار عمومی اینگونه القا شود که علت تامه برخی نابسامانیهای صورت گرفته در سطح اجرایی کشور، به رویکرد و رویههای این نهاد انقلابی بازمیگردد و از سوی دیگر تمرکز میشود تا ضرورت تغییر «هدفمند» قانون انتخابات بهعنوان یک نیاز اساسی روز بیان شود.
جریان غربگرای داخلی بر همین اساس همواره تلاش کرده اصل «نظارت استصوابی» شورا را اختیاری غیرحقوقی و ضرورت جایگزینی نظارت «استطلاعی» را مطرح کند.
بهعنوان نمونه یکی از مقامات رسمی قوه مجریه در سال94 با هدف به چالش کشاندن اختیارات شورای نگهبان بیان میکند: «شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری. مجری انتخابات دولت است. دولت مسئول برگزاری انتخابات است و دستگاهی هم پیشبینی شده که نظارت کند تا خلاف قانون صورت نگیرد. شورای نگهبان چشم است و چشم نمیتواند کار دست را بکند، نظارت و اجرا نباید مخلوط شوند.»
تمرکز مجلس بر تغییر قانون انتخابات نباید منجر به توسعه یا تضییق شرایط مقرر در اصل 115 قانون اساسی باشد، اشکالی که (در تصویب قانون جدید انتخابات توسط مجلس در سال 91 وجود داشت) ایراد شورای نگهبان را نیز بهدنبال داشته و نتیجه آن معطل تدابیر تقنینی بود. در قانون سال 91 مصوب مجلس (که علی لاریجانی در نطق روز یک شنبه هم به آن اشاره کرد) چند ایراد اساسی وجود داشت از جمله اینکه:
ـ نظارت استصوابی شورای نگهبان تعدیل شده بود و در حالی که قانون، وزارت کشور را بهعنوان مجری برگزاری انتخابات معین کرده است اما در مقابل مجلس خواهان تشکیل شورایی متشکل از سه قوه در سطح بالاتری از وزارت کشور برای نظارت بر روند اجرایی انتخابات شده بود!
ـ مجلس همچنین «محدودیت بیضابطه» را جایگزین «محدودیت قانونی» ثبت نامکنندگان کرده بود، به این معنا که هر فرد صالح و توانمندی در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کند، مگر آنکه چند ده نفر (از دل حزبهای سیاسی) صلاحیت وی را تأیید کرده باشند.
بهراستی چگونه میتوان با این شکل قانوننویسی هم اصول حاکم بر مردمسالاری دینی را محقق کرد و هم اختیارات قانونی و عقلانی شورای نگهبان را حفظ کرد؟
آیا میتوان به این شکل قانون نوشت و از لابیگری و رانتخواری در سطح سیاسیون برای رئیسجمهور شدن جلوگیری کرد؟
نکته اساسی آنکه مجلس بهعنوان وضعکننده قوانین عادی کشور باید توجه داشته باشد که بر اساس اصل6 قانون اساسی و همچنین اصل 115 مبنی بر آنکه «رئیسجمهور باید از میان رجال سیاسی و مذهبی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد، که بر اساس آن رئیسجمهور باید ایرانیالاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه، امانت و تقوا، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور باشد» باید بهگونهیی به وضع قوانین در این حوزه متمرکز شود تا در اختیارات این شورا مداخله نکرده و نظارت بر انتخابات (که بهمعنای اخص به شورای نگهبان واگذار شده) را تضعیف نکند.
باید تأکید کرد که مجلس همانگونه که برای احقاق حقوق مینو خالقی تلاش کرد تا نظارت استصوابی شورای نگهبان را تقلیل داده و با اصرار قانون مصوب شده را به مجمع تشخیص مصلحت فرستاد در این باره نیز در جهت احقاق حقوق عامه جامعه گام برداشته و به تغییر نظاممند قانون انتخابات متمرکز شود.
از سوی دیگر شورای نگهبان نیز قصور گذشته را جبران کند و مسیر تغییر قانون انتخابات را بهعنوان یک ضرورت حقوقی هموار سازد.
حمله به روحانی و کارنامه دولتش و آوردن جهانگیری بهعنوان کاندیدای پوششی مضمون واحد حملات روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع است:
کیهان:دولت که در دوران مذاکرات استراتژی «رسیدن به توافق به هر قیمتی» را در پیش گرفته بود اینک بهدنبال «حفظ برجام به هر قیمتی» است. خط مشی غلط پیشین باعث عجله در رسیدن به توافق و حصول توافقی با اشکالات و نواقص فراوان شد و استراتژی جدید این قابلیت را دارد که آن را به «خسارت محض» تبدیل کند چرا که حریف را به این نتیجه میرساند –رسانده است- که میتوان هر نوع برخوردی داشت و هر تعهدی را نقض کرد و تحریمهای جدیدی را هم اعمال کرد و هیچ هزینهای هم متحمل نشد چرا که سیاست طرف ایرانی «حفظ برجام به هر قیمتی» است.
روحانی و یاران ضربهگیرش در انتخابات میکوشند رقیبان خود را کسانی جلوه دهند که در پی نابودی برجام هستند و رأی به آنها بهطور خودکار بهمعنای از بین رفتن برجام است... اقتصاد و معیشت برای دولت همچون گوی داغی است که فرار از آن عملیات غیرممکن است و مواجه شدن با آن سخت و دردناک. حضور اجباری نامزدهای ضربهگیر برای خریدن زمان و کاستن سوزناکی این گوی داغ است چرا که دیگر جای خواندن انشاء نیست و باید حساب پس داد.
کیهان: حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در گفتگو با فارس گفت: بسیاری از پروژههایی که این روزها دولت در آستانه انتخابات از افتتاح آنها خبر میدهد، قبلاً افتتاحشده و به بهرهبرداری هم رسیده است و افتتاح دوباره آن غیر از تبلیغات توخالی انتخاباتی هیچ توجیه دیگری ندارد.
جوان: «نامزد پوششی» اتفاق جدید در انتخابات96
پدیده «کاندیدای پوششی» برای اولین بار در انتخابات ایران طرح میشود. فهم پوششی بودن این کاندیدا نه بر اساس تحلیل صحنه و روابط سیاسی افراد که بر اساس پذیرش و اعلان رسمی صورت میگیرد. بعد از ثبتنام جهانگیری و ایضاً محمد هاشمی، رسانههای همسو با دولت بهصورت یک صدا و هماهنگ این حرکت را پوششی اعلام کردند و عوارض این پذیرش را نیز پذیرفتند.
برخی این کار را وصیت هاشمی و برخی توصیه سران اصلاحات به روحانی دانستند. عدهیی آن را «کمک به روحانی» دانستند و عدهیی آن را «رکب به روحانی» میدانند که ممکن است حرص قدرت، فرد پوششی را به رقیب واقعی تبدیل کند. اما سؤال اساسی این است که طرح این مسأله و این ورود برای چیست؟ آیا روحانی مشکل تکلم و بیان دارد؟ قطعاً خیر!
اینکه روحانی این مسأله را شخصاً پذیرفته باشد، بسیار قابل تأمل است زیرا نه فقط آورده برای وی ندارد بلکه تحقیر نیز محسوب میشود.
وطن امروز: سرمقاله: کاش «مکمل روحانی» کارنامهاش بود
ثبتنام جهانگیری رکورد دیگر روحانی!
قضیه از 2 حالت، خارج نیست! جهانگیری، یا نامزد شده که در ایام تبلیغات، به روحانی کمک برساند و بعد هم به نفع مقام مافوق، بکشد کنار؛ یا نامزد شده که اگر دید جو دارد علیه روحانی پیش میرود، تا آخر در صحنه بماند! هر 2 حالت اما مؤید یک نکته واحد است؛ اعتراف از درون کابینه، به کارنامه غیرقابل دفاع دولت اعتدال، نیز اذعان به ناتوانی روحانی در مقام دفاع از دولت یازدهم!
عبارت «وضع دولت اصلاً خوب نیست؛ روحانی هم در جریان امور نیست»، اگر چه چند هفته پیش توسط اسحاق جهانگیری «تکذیب» شد اما چند روز پیش و با ثبتنام وی، ناخواسته «تایید» شد! معاون اول دولت اعتدال، باید توضیح دهد که اگر وضع دولت، خوب است و رئیس دولت، هم در جریان امور است و هم در جریان آمار، پس با کدام هدف، نامزد انتخابات شده؟! واضح است که مافوق ایشان در کابینه اعتدال، مشکلی بابت بیان ندارد؛ پس با وجود نامزدی حسن روحانی، نامزدی اسحاق جهانگیری، چرا؟! و با چه هدف؟!
روزنامههای باند روحانی متقابلاً به شورای نگهبان حمله کردهاند و در ضمن این حمله بر تناقض درونی باند خامنهای برای تعیین تکلیف احمدینژاد دست گذاشتهاند:
جهان صنعت: سرمقاله: معیارهای شورای نگهبان؛ ثابت یا مصلحتی
افکار عمومی با تعجب میپرسد که چرا رفتار شورای نگهبان در مورد صلاحیت نامزدها مصداق یکبام و دوهوا شده است مثلاً در حالی که در انتخابات 84 بسیاری شهردار تهران را در بهترین حالت رجل سیاسی نمیدانستند، این شورا محمود احمدینژاد را رجل سیاسی شناخت و صلاحیت وی برای حضور در آن انتخابات را تأیید کرد اما در همان حال این شورا صلاحیت مصطفی معین، وزیر علوم دولت اصلاحات و محسن مهرعلیزاده، معاون رئیسجمهور دولت هشتم را احراز نکرد.
همه میپرسیدند چگونه وزیر و معاون رئیسجمهور یک دولت نمیتواند نامزد انتخابات ریاستجمهوری شود اما در همان حال یک شهردار صلاحیت احراز این نامزدی را کسب میکند. از همه جالبتر رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات 92 بود؛
در این دوره هم شورای نگهبان با چالش بزرگی به نام احمدینژاد مواجه است. آیا این شورا میخواهد تبعیت احمدینژاد از مقام رهبری را دستاویز قرار دهد و به آن دلیل صلاحیت وی را احراز نکند؟
اگر صلاحیت احمدینژاد برای نامزدی انتخابات 29اردیبهشت احراز نشود، احتمالاً هیچکس تعجب نمیکند چرا که شورای نگهبان میتواند بدون توضیح فقط اعلام کند که نتوانسته صلاحیت محمود احمدینژاد برای حضور در رقابتهای انتخاباتی را احراز کند. در این صورت سوالی که همچنان بیپاسخ میماند، آن است که آیا اساساً معیارهای ثابت و روشنی برای احراز صلاحیت متقاضیان نامزدی انتخابات وجود دارد و آیا این معیار برای ملاحظات و مصالحی که فقط اعضای شورای نگهبان از آن خبر دارند، دچار تغییر و تحول نمیشود؟
حمله به برجام و سیاستهای خارجی دولت روحانی موضوع مشترک روزنامههای باند رقیب است:
کیهان: این روزها محورهایی چون تحولات منطقه، ارتباط با اروپا و آمریکا، دیپلوماسی در شرق و غرب و هم گام شدن با مسائل روز جهانی و رعایت یک جانبه تعهدنامهای به نام «برجام» موضوعی است که در طول دولت تدبیر و امید چالشهایی را پیشروی دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی ایران قرار داده است.
رویدادهای سیاسی سال 96 بر اساس آنچه پیشبینی میشود و تعدد آن از اهمیت خاصی برخوردار است و با توجه به اتفاقات و مباحث زنجیرهیی که وجود دارد همت و اراده بلندی را میطلبد.
محمدحسن قدیری ابیانه کارشناس مسائل استراتژیک و سفیر سابق ایران در ایتالیا و مکزیک
در گفتگو با روزنامه کیهان میگوید:
«این تحولات ناشی از دوران گذار از جهان تک قطبی و چند قطبی، فرصتها و تهدیدات زیادی را پیش روی ایران قرار میدهد که اگر همین دولت تدبیر و امید با همین وضعیت و سیاستهایش روی کار باشد قطعاً تهدیدات بیشتر خواهد شد.
روزنامههای باند خامنهای ضمن هشدار به بروز قیام از شکاف دعواهای باندی، جناح رقیب را به غلط کردن گویی بیشتر برای دریافت سهم قدرت فراخواندهاند:
رسالت: محمدحسین صفارهرندی: خاستگاه فتنه، جبهه اصلاحات است
در سال 88 برخی حرمتها را شکستند به همین علت برخی دیگر جمع کردن یک جریان فکری را مطرح کردند در حالی که این اقدام شدنی و درست نبوده است.
در ایران اسلامی نیز هر فردی برای سیاستورزی در قالب قانون باید اتهام آلوده بودن به فتنه را از سر خود باز کند
خاستگاه فتنه جبهه اصلاحات بوده به همین علت کسانی که میخواهند بگویند آلوده به فتنه نیستند باید از فتنهگران اعلام برائت و تبری بجویند تا بتوانند در چارچوب نظام رقابت کنند.
اصلاحطلبان بعد از فتنه 88 در موقعیتی قرار گرفتند که چیزی نمانده بود در نظام اسلامی محذوف همیشگی شوند، چرا که خودشان خروج از نظام را بهعنوان یک راهکار انتخاب کردند اما بعد از آن بهدنبال راهی برای بازگشت به نظام بودند و نظام موضوع توبه آنها را مطرح کرد...
برخی روزنامههای باند ولیفقیه تلاش کردهاند تشتت درونی باند روحانی بر سر سهمخواهی از قدرت را برجسته کنند:
سیاست روز: در دیداری که رسول منتجبنیا قائممقام حزب اعتماد ملی و محسن رهامی دبیر شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان با حضرت آیتالله خامنهای رهبری انقلاب در آخرین روز ثبتنام کاندیدای ریاستجمهوری داشتند، منتجبنیا گزارشی از جایگاه سیاسی و اجتماعی اصلاحطلبان در جامعه و میزان وفاداری آنان به نظام و کشور را به رهبر جمهوری اسلامی ارائه کرده و همچنین با تأکید بر لزوم وجود کانال ارتباطی میان اصلاحطلبان و رهبری سخن گفته است.
از مجموع این اخبار اینگونه بر میآید که بعید نیست در دیدار یاد شده محسن رهامی و رسول منتجبنیا مسأله کاندیداتوری جهانگیری را هم خدمت مقام معظم رهبری مطرح کرده و عدم مخالفت رهبری با کاندیداتوری گزینه اصلاحطلبان در انتخابات را از ایشان گرفته باشند.
از این رو به نظر میرسد که اسحاق جهانگیری نه تنها گزینه ضربهگیر و پوششی روحانی نخواهد بود بلکه با توجه به نقاط ضعف روحانی ممکن است که گزینه واقعی و مستقلی باشد که رقیبی فعال برای روحانی محسوب شود.
روزنامههای باند خامنهای در پاسخ به ادعاهای باند روحانی موارد دیگری از وضعیت اقتصادی را در دعوای باندی برملا کردند:
کیهان: جدیدترین گشایش پسابرجام!
چرخ بزرگترین کارخانه دوچرخهسازی کشور هم از حرکت ایستاد
یکی از بزرگترین کارخانههای دوچرخه سازی خاورمیانه در دولت روحانی رسماً تعطیل شد.
کارخانه دوچرخهسازی آساک قوچان که یکی از بزرگترین کارخانههای دوچرخهسازی در خاورمیانه محسوب میشود و محل ایجاد اشتغال برای بسیاری از هموطنان در این منطقه بهشمار میآید، رسماً تعطیل شده است.
مجتمع صنعتی دوچرخهسازی قوچان با نام تجاری «آساک دوچرخ» در زمینی به مساحت 20 هکتار در سال 1362 طرحریزی و در 22مهرماه 1377 با ظرفیت تولیدی 300هزار دستگاه دوچرخه در سال به بهرهبرداری رسید. اما در نهایت مشکلاتش بهدلیل رکود کنونی و همچنین بیتدبیری مدیران و مسئولان آن به اوج خود رسید و این کارخانه را به پایان خط 30ساله خود رساند.
حقوق کارگران این کارخانه 22ماه پرداخت نشده، همچنین 25ماه بیمه واریز نشده و طی سه سال اخیر هیچگونه پاداش و عیدی نیز به کارگران پرداخت نشده است.
وحشت از قیام مضمون اصلی هشدارهای روزنامههای باند ولیفقیه است:
رسالت: جانشین نماینده ولیفقیه در سپاه: دشمن از طریق عوامل داخلی بهدنبال حاشیهسازی برای نظام است
جانشین نماینده ولیفقیه در سپاه گفت کسانی را سراغ داریم که انقلابی بودند اما تا پایان راه نتوانستند خودشان را حفظ کنند و سقوط کردند. وی با اشاره به ترفندهای دشمنان در انحراف و صدمه زدن به انقلاب اسلامی بیان کرد:
دشمن اکنون برای گسستن پیوند امت و امام، جبههای وسیع و با تبلیغات رسانهیی گسترده ایجاد کرده است تا انقلاب را در اذهان مردم ناکارآمد جلوه دهد و از طریق عوامل داخلی برای آن حاشیهسازی کند.
برجسته کردن تشتت و شکاف و سردرگمی در باند خامنهای هم مضمون مطالب روزنامههای باند رقیبش است:
شرق: امیر محبیان: متأسفانه تحلیلگران و سیاستمداران ما همچنان بر تصویری ایستا از صحنه سیاست اصرار دارند؛ در حالیکه فضای سیاسی ما بهویژه در این دوره بهصورت کاملاً آشکار نشان از ورود به فضای آشوبناک دارد؛ اشکال بزرگ تحلیل در فضای آشوبناک آن است که تحلیلگران دوبُعدی میخواهند در فضای سهبُعدی تحلیل کنند.
آنچه بهعنوان آشوب یا بینظمی احساس میکنیم فقط سطح بالاتری از پیچیدگی است؛ دامنه آن هم از ثبات مطلق تا الگوهای فعالیت را که به طرزی نامفهوم پیچیده است دربر میگیرد. اکنون زیاد میشنویم که افراد ابراز گیجشدن در برابر وقایعی که رخ میدهد میکنند؛ حتی بعضی از تحلیلگران سیاسی! اشکال اینجاست که برخلاف وضعیت ایستا که تحلیل در آن دوبُعدی و ساده است؛ در وضعیت آشوبی، وضعیت ثابت نیست، بلکه پیوستاری است. در فضای سیاسی آشوبناک سه سطح از تحلیل وجود دارد؛ در پایینترین سطح نوعی ثبات دیده میشود؛ در بالاترین سطح، نوعی نوسان دورهای دیده میشود و در سطوح عالی، الگوهایی را مشاهده میکنیم که درک آن به ظاهر مشکل است؛ این وضعیتی است که فعلاً در آن هستیم. وقتی به رفتار سیستم سیاسی خود نگاه میکنیم شاهدیم که رفتار سیستم سیاسی و بازیگران آن در حال انتقال از الگوهای ساده به الگوهای پیچیده است؛ شیوههای سنتی تحلیل دیگر جواب نمیدهد.