تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران همواره تحت تأثیر پیشرانهایی بوده است که در مواجهه با انسدادهای ساختاری، بهعنوان موتور محرک اعتراضات عمل میکنند. تجمع اعتراضی همزمان دانشجویان دانشگاه آزاد در شهرهای تهران، کرج و اهواز در روز سهشنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۵، آن هم در بحبوحه برگزاری امتحانات پایانترم، نمایانگر پویاییِ لایهای از جامعه است که هرگز سر سازش با وضع موجود ندارد. برای درک عمیقتر این تحرک، باید آن را در پیوستگی با اعتراضات سایر طبقات اجتماعی تحلیل کرد.
دانشگاه، سنگر پایدار مقاومت
تجمعات تیرماه ۱۴۰۵ در شهرهایی چون تهران، کرج و اهواز با شعار محوری «دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن»، علامت آن است که فضای دانشگاه برخلاف تصور حاکمیت، پس از قیام دیماه منفعل نشده است.
سردادن شعار «فریاد حق» در یک محیط آموزشی، تبدیل امر صنفی به امر سیاسی است. وقتی دانشجویان در شهرهای مختلف بهصورت همزمان فرم و نحوه برگزاری امتحانات را به چالش میکشند و روبهروی سازمانهای مرکزی تجمع میکنند، اثباتکننده این حقیقتاند که دانشگاه همچنان بهعنوان کانون آگاهیبخشی و مفصل اتصال نارضایتیهای مدنی به بدنه جامعه عمل میکند.
زنجیره اعتراضات؛ از دانشآموزان و بازنشستگان تا دانشجویان
برای ارزیابی درست وضعیت جامعه ایران، نباید تجمع دانشگاه آزاد را یک حادثه منفرد دانست. این رویداد در واقع قطعهای از یک پازل بزرگتر است. پیش از این، جامعه ایران شاهد تظاهرات گسترده دانشآموزان و تجمعات مستمر و سراسری بازنشستگان بوده است.
بازنشستگان، بهعنوان نماد معیشت غارتشده و ستون فقرات طبقه میانسال و سالخورده، با تجمعات خود فروپاشی اقتصادی را فریاد زدند.
دانشآموزان، بهعنوان نسل جدید با شکستن تابوهای سنتی در مدارس، عمق نفوذ بحران مشروعیت نظام را به نمایش گذاشتند.
دانشجویان اکنون با ورود مجدد به صحنه، بهعنوان حلقه واسط بین دانشآموزان (نسل جوانتر) و بازنشستگان (نسل قدیمیتر)، پیوند نسلها در امر اعتراض را کامل کردهاند.
این همگرایی افقی میان طبقات و سنین مختلف حاکی است که مطالبات دیگر به یک صنف یا جغرافیای خاص محدود نیست، بلکه کل جامعه به یک همسراییِ واحد در مخالفت با ساختار موجود رسیده است.
مختصات یک وضعیت قیامخیز
آنالیز این نشانهها -از تظاهرات دانشآموزی و خشم بازنشستگان تا فریادهای امروز دانشجویان در تهران و کرج و اهواز- یک واقعیت آشکار را پیش چشم تحلیلگران قرار میدهد: جامعه ایران در یک وضعیت عینیِ انفجاری و قیامخیز بهسر میبرد.
ویژگیهای اصلی این وضعیت عبارتند از:
۱. وقوع تجمعات در میانه امتحانات پایانترم نشان میدهد که فشارهای ساختاری به حدی است که دانشجویان حتی مصلحتهای فردی و تحصیلی خود را برای فریاد زدن حقشان به تعویق نمیاندازند.
۲. جرقهای که در تهران زده میشود، همزمان در کرج و اهواز بازتولید میشود. این یعنی پتانسیل اشتعال در تمام جغرافیای ایران یکسان است.
۳. حاکمیت پس از قیام دی ۱۴۰۵ تلاش کرد با ایجاد فضای امنیتی شدید، هر گونه تحرکی را در نطفه خفه کند؛ اما سر باز کردن مجدد اعتراضات نشان میدهد که انگیزههای اعتراض قویتر از اهرمهای بازدارنده سرکوب است.
انباشت انرژی برای جهشهای بعدی
شعار «دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن» در تیرماه ۱۴۰۵، پژواک همان صدایی است که در دیماه در خیابانها طنینانداز شد. تجمعات دانشگاه آزاد نشان میدهد که جامعه ایران نه تنها به شرایط پیش از قیام دیماه بازنگشته، بلکه در حال انباشت انرژی برای جهشهای بعدی است. وقتی معلمان، بازنشستگان، دانشآموزان و دانشجویان همگی در یک زنجیره زمانی متصل به هم دست به اعتراض میزنند، پیام تحلیلی روشن است: انبار باروت جامعه ایران برای انفجار بزرگ بعدی و وقوع قیامهای ناگزیر، تنها منتظر یک جرقه ساختاری دیگر است؛ جرقهای که اینبار ممکن است از صحن یک دانشگاه یا کلاس یک مدرسه آغاز شود.